eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
از اخوان ثالث یه موردِ بانمک هم بگم😁: مهدی اخوان ثالث خیلی ضدّعرب بود. ولی کل اسمش عربیه😂 بنابراین امضاهای خصوصی و یواشکی‌ش این‌طور بود که خیلی ریز پایین شعر یا نگاشته‌ش می‌نوشت: سوم برادران سوشیانت. سوم: ثالث اخوان: برادران سوشیانت: مهدی
مؤسسه برام کلاس هوش کلامی گذاشته. بی‌اون‌که بهم بگه! وقتی فهمیدم فکر کردم اشتباه شده، اسم جابه‌جا شده یا کلاس. خندیدم و گفتم کلاسِ کدوم بنده‌خدا رو اشتباهی دادید به من؟ دیدم نخندیدن! گفتن کلاس خودتونه! گفتم من؟! هوش کلامی؟! گفتن همون ادبیاته(!) ما هم چند تا جزوه و فیلم بهتون می‌دیم، نگران نباشید(!) گفتم متوجه نمی‌شم! یعنی شما مطلبی رو که من توش تخصص ندارم و شما بابتش دارید خداتومن از دانش‌آموز می‌گیرید رو بستید که من با چند تا جزوه و فیلم یاد بگیرم و تدریس کنم؟! حالا خندیدن و گفتن سخت نگیرید! شما توانمند و تحصیل‌کرده‌اید، از پسش برمیاید. با عصبانیت گفتم چون تحصیل‌کرده‌ام دوست ندارم غیرتخصصی کار کنم و چون توانمندم دلم نمی‌خواد بی‌تعهد سر کلاس برم! شما یه مؤسسه‌ی اسم و رسم‌دار هستید که بابت اسم‌تون دارید خداتومن از دانش‌آموز می‌گیرید؛ وظیفه‌تونه متخصص براشون بیارید و باکیفیت‌ترین استاد رو بفرستید سر کلاس. گفتن بله حق با شماست اما ما هم به هرکسی نسپردیم؛ شما کوشا و باهوش هستید، می‌دونیم که می‌تونید. گفتم تابستون بیکار بودم، چرا برام آموزش نذاشتید اول یاد بگیرم بعد الآن یاد بدم؟ به نظرم بحث دبیر نیست، الآن یکی اومده هوش کلامی خواسته، شما نخواستید مشتری بپره! داشت ماست‌مالی می‌کرد که گفتم خانم من خرید خدمات که تهش رسمی می‌شدم و ول کردم چون بی‌تخصص و بی‌تعهد هر دبیری رو سر هر کلاسی می‌فرستادن، این کلاس که برام شوخیه، بحث و تمام کنید. به هیچ وجه جای یه متخصص رو نمی‌گیرم. شما هم نشینید بگید جامعه خرابه، بی‌عدالتی بیداد می‌کنه! جامعه من و شماییم. سر بی‌عدالتی نشستین دارین حق و باطل، باطل رو حق جلوه می‌دید و لبخند به لبید(!) من فقط کلاسای ادبیاتم رو می‌رم. تمام.
نه دوست دارم از آتش بس حرفی بزنم، نه حرفی بشنوم.
سربه‌راه
زنگ زدم به ۱۶۲ و از پخش سریال «سرزمین مادری» شکایت کردم؛ چون بدحجابی و بی‌حجابی داره، چون اگر سکوت ک
اتفاقی سریال مهیار عیار رو دیدم. وقتی به سرزمین مادری اعتراض کردم، حتی دوست بسیجی‌های خودم بهم گفتن سخت‌گیر(!) دیدید عادی شد! سرزمین مادری جلوی مو رو عادی کرد، حالا مهیار عیار گیس رو! گیر ما دو نخ مو نیست؛ عادی کردن گناهه. من یکی از بی‌تقوایی‌های خودم رو فیلم نگاه کردن شناسایی کردم. چون تو فیلم حجاب رعایت نمی‌شه. هرکی هرچی می‌گه توجیهه. من تو یکی از اربعین‌ها که خودم رو وارسی می‌کردم، فهمیدم دلیل این‌که از ده نفر، پنج نفر رو امر به معروف می‌کنم اینه که فیلم می‌بینم. فهمیدم این‌که ضدآفتاب پوستم و روشن‌تر می‌کنه برام مهم نیست، چون فیلم می‌بینم. فهمیدم این‌که ساق دست نمی‌پوشم، چون فیلم می‌بینم. مهم نیست دفاع مقدس باشه یا زندگی ائمه و پیامبران، مهم اینه که حجاب توشون رعایت نمی‌شه. به‌مرور... به‌تدریج... در استمرار... گناه برای من عادی شده... فیلم دیدنم و از حجم قبل کمتر کردم و امید دارم یه روزی دیگه اصلا فیلم نبینم و به این امید هنوز روی خودم کار می‌کنم‌. من بعد از زخم کاری، با این‌که نسبت به دو فیلم خیلی خیلی وسوسه شدم و می‌شم، اما دیگه سریال شروع نکردم‌. خطر سریال رو بیشتر دیدم؛ سریال درگیرت می‌کنه و اثرش بر ناخودآگاه بیشتره. مسأله دو نخ مو نیست؛ عادی کردن گناهه! من بازم برای مهیار عیار به صدا و سیما زنگ می‌زنم. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودن: چهار چیز از گناه بدتره: ۱. کوچیک شمردن گناه: ینی وقتی به نامحرم نگاه شهوت‌آلود می‌کنی به خودت بگی این‌که چیز مهمی نیست، زنا که نکردیم، قتل که نکردیم! ۲. افتخار کردن به گناه: مثلا خاطره‌ی خلافکاری‌های خودت رو با افتخار تعریف‌کنی که بله زمانی که کربلا نرفته بودم، فلان مدلی می‌رقصیدم! ۳. شادمانی کردن به گناه: ینی بعد از گناه خوشحالی کنی، مثلا بگی عجب پیچوندمش، کِیف کردم! ۴. اصرار بر گناه: مثلا بگی خوب کردم زدم، بازم می‌زنم! خوب کردم رشوه گرفتم، بازم می‌گیرم! خوب کردم مواد فروختم، بازم می‌فروشم! خوب کردم دلش و شکوندم، بازم می‌شکونم! خوب کردم تقلب کردم، بازم می‌کنم! تازه راه و چاهش و بلد شدم. نه! مسأله دو نخ مو نیست! از من گفتن بود مذهبی‌بی‌تفاوتا😊
سربه‌راه
اتفاقی سریال مهیار عیار رو دیدم. وقتی به سرزمین مادری اعتراض کردم، حتی دوست بسیجی‌های خودم بهم گفتن
اگه شهدا رو دوست دارید و هی از این مسخره‌بازی‌های رفیق شهید و دوست‌پسر شهید و رفیق آسمونی و این چرندیات دارید و چپ و راست به مزار شهدایید و دنبال راهیان نور و راهیان غرب، گاهی تفنّنی وصیت‌نامه‌هاشونم بخونید! چرا سه کلمه‌ی حجاب ولایت فقیه امام حسین علیه السلام شاخصه‌ی وصیت‌نامه‌هاشونه؟! یعنی شهید با اون مقام و جایگاه در آخرت، گیرش دو نخ مو بوده؟!
سربه‌راه
اتفاقی سریال مهیار عیار رو دیدم. وقتی به سرزمین مادری اعتراض کردم، حتی دوست بسیجی‌های خودم بهم گفتن
دلتون برای غزّه و لبنان کبابه و هی پروفایل و مطلب و طلا و پول و هیئت و موکب دارین؟ کلیپاشون و دیدین؟ زن و دارن از زیر آوار می‌کشن بیرون، هی دستش به شالشه که موهاش دیده نشه. یعنی وسط جنگ و خون و آوار، گیر فقط دو نخ مو هست؟!
سربه‌راه
اتفاقی سریال مهیار عیار رو دیدم. وقتی به سرزمین مادری اعتراض کردم، حتی دوست بسیجی‌های خودم بهم گفتن
سوره‌ی احزاب رو خوندید؟ ماجرای جنگ احزابه. سوره، سوره‌ی جنگه. بعد وسط آیه‌های جنگ، خدا از حجاب می‌گه! بعد از آیه‌های حجاب،خدا از منافقین می‌گه. یکم فکر کنید؛ جنگ. حجاب. منافقین ماجرا فقط دو نخ مو نیست مذهبی‌بی‌تفاوتای عزادارِ حضرتِ زهرا سلام الله علیها(!)
سربه‌راه
اتفاقی سریال مهیار عیار رو دیدم. وقتی به سرزمین مادری اعتراض کردم، حتی دوست بسیجی‌های خودم بهم گفتن
من چه کارایی ازم برمیاد؟ زنگ می‌زنم صدا و سیما اعتراض می‌کنم. تو سایتشون هم نامه می‌نویسم. به تولیت آستان قدس نامه می‌نویسم پیگیری کنن. به دفتر آقای علم‌الهدی امام جمعه مشهد نامه می‌زنم پیگیری کنن. به پایگاه بسیج دوستم که مسؤولشه درخواست اعتراض کتبی و قانونی می‌دم. به کانال‌های شلوغ مثل معروفانه اطلاع می‌دم روی این مسأله کار کنن. هرکس باید ببینه در چه جایگاهیه و چه کارایی ازش برمیاد. مسأله فقط دو نخ مو نیست! سرزمین مادری رو بی‌تفاوت و با لذت نگاه کردید، شد این. اینم بی‌تفاوت بگذرید پیشتر می‌ره... جمعه‌ها خنده‌دارتر برای امام زمان علیه السلام ندبه می‌کنید😂
هدایت شده از معروفانه
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا کوکاکولا اسرائیلیه!؟ 🤔 اینم از محکم ترین دلیل... @maroofane5 @maroofane5
سربه‌راه
آیا کوکاکولا اسرائیلیه!؟ 🤔 اینم از محکم ترین دلیل...❌ #نشرحداکثری @maroofane5 @maroofane5
این‌قدر که همه گفتن بابا کوکای ایرانی ربطی به اسرائیل نداره(!) حتی اگه ربط هم نداشت، همین‌که اصل این بِرند مال اون اِشغال‌گره، برای من کافیه تا تحریمش کنم. مثل طاقچه که از همون زن، مردگی، بردگی تحریمش کردم و تا مثل آدم از جمهوری اسلامی عذرخواهی نکنه، هرگز و با هیچ توجیهی بهش برنمی‌گردم.
مادرم دوستی داشت و داره که دخترش یک سال از من بزرگتره. اسم‌هامون، ماه تولدمون، شرایط خونوادگی‌مون درست مثل همه. اما روحیات‌مون اصلا! تو بچگی با هم خاله‌بازی می‌کردیم، من بابای خونه می‌شدم. مثلا از سر کار می‌رسیدم. می‌دیدم گوشه‌ی زیرانداز چروک شده. عروسک و بازی رو رها می‌کردم که چرا چروک شده؟! اون بدون این‌که از نقشش خارج شه، مامان خونه می‌موند و می‌گفت فدا سرت، دنیا که به آخر نرسیده، الآن صافش می‌کنم. بزرگتر شدیم رفتیم مدرسه. اون پونزده می‌شد و می‌خندید. من نوزده و هفتاد و پنج می‌شدم و گریه می‌کردم. بازم می‌گفت فدا سرت، دنیا که به آخر نرسیده، دفعه بعد بیست می‌شی! دبیرستانی شدیم و من رفتم دبیرستان و اون هنرستان. تا کنکور مونده بود و من حرص می‌زدم باید فردوسی قبول شم. اون رک و پوست‌کنده می‌گفت من می‌خوام عروس شم. با هم از همسر آینده‌مون که حرف می‌زدیم من کلللللللللی طرح و برنامه داشتم‌. اون می‌گفت من فقط شوهر چشم‌رنگی می‌خوام. حتی یک بار نگفت شغلش چی باشه، درآمدش، شرایطش، فقط می‌خواست چشم‌رنگی باشه. دیپلم گرفت با یه شوهر چشم‌رنگی. شوهر چشم‌رنگیش شغلِ شاخصی نداره، درآمد مکفی نداره، زندگی بهش سخت می‌گذره اما هنوزم واقعی می‌گه فدا سرم، دنیا که به آخر نرسیده، می‌گذره دیگه! دو تا دختر داره. مجبور شد مدتی تو استخر کار کنه. اما هنوزم می‌گه فدا سرم، دنیا که به آخر نرسیده، درست می‌شه. ایتا رو باز کردم و رفتم دنبال اسمش که پروفایلاش و ببینم. آخرین باری که بهش پیام زدم انتخابات بود. باهاش اشتراکی برای معاشرت ندارم. پس چرا یادش افتادم؟ چون نکته‌سنجی رنجم می‌ده و دلم آسوده‌انگاری می‌خواد.
نه تنها متوجه شده باید اسمش و‌ کجا بنویسه، که اونم زبلی کرده و من رو به چالش کشیده😎 به ویژگی‌ش خودش رو معرفی کرده، نه به اسمش😍 دخترکِ هوشمندِ من❣❤️❣