eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
یکی از دوستام این ساعت زنگ زد و پرسید قسمت اول اکنون رو دیدی؟ من: قسمت اول چی؟! اکنون چیه؟! کجا؟! کد
مصاحبه‌ها و گفتگوهای بچه‌مذهبی‌های حسینیه هنر که زندگی شهدا رو می‌نویسن خوندید یا شنیدید؟ مصاحبه‌ها و گفتگوهای بچه‌ لامذهب‌های انجمن نویسندگی که درباره‌ی مسائل ممنوعه به راحتی کلمات و جملات رو آلوده می‌کنن چطور؟ من می‌خونم و می‌شنوم. هیچ‌کدوم هیچی بهت اضافه نمی‌کنن هیچ، از هرچی کتاب و نویسندگیه بیزارت می‌کنن بس که هیچی‌ندارن! می‌دونین؟ من مادامی که نتونم مثل مصطفی مستور گفتگو و مصاحبه کنم، به کتاب نوشتن فکر نمی‌کنم. بابتِ همه‌ی کارگاه‌های نویسندگی‌ای که برگزار کردم و باز هم خواهم کرد (چون تنها مکان و زمانیه که من رو به زندگی نویسندگی برمی‌گردونه) هم شرمسارم و خجالت‌زده... آقای مستور؛ از این‌که شما نویسنده‌ی مورد علاقه‌می خیلی کِیف می‌کنم، وَ باید بدونی من هم «مثل یک احمق با خوندنت گریه می‌کنم».
سربه‌راه
یکی از بسیجی‌های لب‌ودهنِ پرخرجِ بی‌فایده‌ی دانشگاه که سال‌های ارشد هم رو می‌دیدیم، پیام زده که مکتب نرجس دوره‌ی هوش مصنوعیِ رایگان گذاشته برای بچه‌های مستعد. من شما رو معرفی کردم. من محلش ندادم و به پیامش پوزخند زدم و حتی به قدرِ پاسخ دادن، وقتم و تلف نکردم. پیام زد و پیگیری کرد. براش نوشتم من یه اشتباه رو دو بار تکرار نمی‌کنم. پیامه که می‌فرستاد چرا دعوا داری و چطور شده و فلان! من هر پیام رو می‌خونم و حذف می‌کنم و وقتم رو برای دوباره توضیح دادن تلف نمی‌کنم! از دوران ارشدم نزدیک هفت یا هشت سال می‌گذره. این بسیجی عقب‌مونده‌ها هنوز تو خودشون می‌لولن! یک نفر جدید بهشون اضافه نشده و اینها هم جز به غیر خودشون رجوع نمی‌کنن مگر برای ارشاد و هدایتش(!) لبریز از کارهای مقطعی و بدون استمرار و بدون فایده و نتیجه‌ان(!) معتقدن دارن خودشون رو رشد می‌دن(!) وَ مشکلات جامعه باید ریشه‌یابی شه پس فعلا نباید مشغول شد(!) فقط هرجا رزومه‌ای باشه میان افراد رو به راه راست هدایت کنن و برگردن به درگاه الهی(!) شش سال پیش می‌خواستن کار اقتصادی کنن چون آقا روی اقتصاد تأکید داشتن. وقت همه‌ی ما رو گرفتن و یه ماهی جلسه و حرفِ مفت و تهشم هرکی به بهانه‌ی جهاد شوهرداری و فرزندآوری، گورش و گم کرد تو دخمه‌‌ش(!) چند سال بعد آقا در دوران کرونا روی ادعیه تأکید داشتن، اینا روضه و هیئت بود که گرفتن(!) بعد آقا سخنرانی جدید کردن، باز رفتن پی اون(!) الآنم هوش مصنوعی چون آقا درباره‌ش تأکید داشتن(!) دریغ از یه نفر جدید... دریغ از وارد دنیای بزرگتر و متکثّر شدن... دریغ از استقبال از چالش‌ها... من همون‌قدر که مذهبیِ جمعِ غیرمذهبی‌هام، در جمعِ این مذهبی‌عقب‌مونده‌های بی‌خاصیت هم غیرمذهبی‌ام. کوچک‌ترین نقدی از طرف من با احادیث آبروی مؤمن و دل شکستن پاسخ داده می‌شه😂نه منطق و مطالعه و دین(!) چرا نمی‌تونن من و رفیق رو کنار بذارن؟ چون به هوش و عرضه‌مون محتاجن! وگرنه از زبونِ ما بیزارن😁 هیچ‌وقت هم درست نمی‌شن! جنمِ ورود به دایره‌ای جز دایره‌ی خودشون رو ندارن. این‌قدر خودشون، خودشون رو تأیید کردن که واقعا فکر‌ کردن مؤمنانِ مخلصِ خدا هستن و واقعا هرجا ورود کردن، نیت‌شون هدایتِ گمراهان بوده😂😂😂 این مدلیا چی می‌زنین شماها؟!😁 راستی! گفته بودم از توی مذهبیِ بی‌خاصیتِ به‌دردنخوری که یه امر به معروف و‌ نهی از منکرِ ساده نمی‌کنی و هستی، چقدر بیزارم و آرزومندم خودت و نسلت نیست و نابود شین؟! از مذهبی‌های عباپوش هم بیزارم و آرزو می‌کنم شهر پر از لخت و برهنه شه، اما شما مایه‌های ننگِ حجاب، نیست و نابود شید😊 بلند بگو الهی آمین🤲😍
سربه‌راه
یکی از بسیجی‌های لب‌ودهنِ پرخرجِ بی‌فایده‌ی دانشگاه که سال‌های ارشد هم رو می‌دیدیم، پیام زده که مکتب
طرز فکر این عقب‌مونده‌ها این‌طوریه که هر بار من رو می‌بینن ازم می‌پرسن چند نفر از شاگردات و چادری کردی؟! وقتی جواب می‌دم ترجیح می‌دم از من «تفکّر پوشش و عفّت» رو بگیرن که خودشون بفهمن چی رو انتخاب کنن، ترش می‌کنن که نوچ نوچ! این نسل بر باد رفته! باید فکری به حالش کرد(!) 😂
سربه‌راه
زن‌داداشم فقط تلگرام و اینستاگرام داشت. پس با من هیچ راه تماسی جز زنگ زدن و پیامک دادن نداشت. بعد از سه سال ایتا نصب کرده و حالا عکسی، پیامی باشه روی ایتا برام می‌فرسته. تو این سه سال من چیزی گفتم؟ نه. فقط بر عقیده‌م پایداری کردم و به مقاومتم استمرار دادم. تحت هیچ شرایطی کوتاه نیومدم و بی‌چشمداشتِ نتیجه فقط به کاری که درسته عمل کردم‌. بعد از هر مهمونی نشوندمش که با بلوتوث عکسا رو برام بریزه اما نه به اون گفتم ایتا بزن، نه به اون گوش دادم که تلگرام داشته باشم.
سربه‌راه
پای روش تدریسم موندم و از های‌‌وهوی ننه_باباها و آموزش و پرورش و این و اون نترسیدم و به همونی که فکر می‌کردم درسته، عمل کردم و امسال جوانه زدنِ بذرهای پارسالم رو شاهدم.
سربه‌راه
از گروه پژوهشِ امسالم اصلا راضی نیستم و نمی‌تونن پاسخگوی وسواس فکری من باشن و بهترینِ هر کاری رو ارائه بدن، اما دورشون نریختم، کار رو متوقف نکردم، عقب نکشیدم. بلکه چهار ماهه دارم راه‌های مختلف رو در قالب‌های مختلف امتحان می‌کنم چون خروجی کارم یه برنامه یا یه دیوار نیست، بلکه یه شخصیته. وَ من می‌خوام از دخترام شخصیتی پیگیر و بااراده متولد شه که اینستاگرامی و جَوزده کار نمی‌کنه، بلکه با فکر و بلندمدت و برای بهترین نتیجه تلاش می‌کنه. در صورتی که همون آبان افراد مدرسه خسته شده بودن و وساطت می‌کردن به دخترای پژوهش سخت نگیرم و بذارم همون پلشتی‌کاری‌شون رو روی دیوار نگه دارن که هرگز اجازه ندادم. تا بهترین‌شون رو ارائه ندن، محاله بذارم لبخند رضایتم رو ببینن.
سربه‌راه
بعد از انتخابات، مذهبیا استاد پناهیان رو دور ریختن، من اما دوره‌ی سخنرانی‌هاشون رو رها نکردم چون جوزده و بی‌فکر و معیار ایشون رو انتخاب نکردم که با اولین تلخی رهاشون کنم! هنوز وَ تا پایانِ دوره‌‌ای که برای خودم معین کردم، سخنرانی‌ها و سیر ایشون رو دنبال می‌کنم و بر مبنای دین اون‌چه درسته رو می‌گیرم و اون‌چه ممکنه خطا باشه تحلیل می‌کنم و در صورت درستیِ تشخیص، کنار می‌ذارم.
سربه‌راه
فرصت و خلوتِ داستان‌نویسی ندارم، اما با وبلاگ، کانال، استوری‌های قدیم در واتساپ، از هر راهی شده روزمره‌نویسی، نوشتن و تفکر رو در خودم زنده نگه می‌دارم تا مسیرِ رشدِ قلم و نگاهم متوقف نشه.
سربه‌راه
مطالعه. مطالعه. مطالعه. شما اگر در جوابِ «روزانه چقدر مطالعه‌ی غیردرسی و غیرکاری دارید؟» بگید مشغله دارم یا سرم شلوغه یا فرصتش پیش نیومده، قطعا و حتما و یقینا کتاب‌خون نیستید! یه دروغگوی ریاکارِ اَدایی هستید! کتاب‌خون‌ها برای کتاب خوندن دنبالِ فرصت نمی‌گردن، بلکه اولویت و ضرورتِ روزانه‌شون مطالعه است!
سربه‌راه
چرا خدا برای ماهِ عظیم و بابرکتِ رمضان که هر ثانیه‌ش معجزه می‌کنه، دو ماه پیش‌درآمد و مقدمه گذاشته؟ این استمرارِ سه ماهه در استغفار و مناجات و تأکید بر روزه‌داری چه دلیلی داره؟!
سربه‌راه
می‌تونم تا فردا با این هشتگ نمونه بنویسم. اما با خودتون. اگر اردوهای جهادی استمرار داشت... چه بشاگردها که در این ملت آباد نمی‌شد... اگر منش معلمی در اصلاح نفس استمرار داشت... چه نسل‌ها که نداشتیم... اگر صبوری در زندگی و سازندگی استمرار داشت... چه تغییراتی که نمی‌دیدیم... اگر ابراهیم رئیسی بعد از ابراهیم رئیسی استمرار داشت... الآن مقاومت به کجا که نرسیده بود... اگر نهی از منکرها استمرار داشت... الآن چه عدالت‌ها که دیده نمی‌شد... اگر اگر اگر... آه از جوزدگی... آه از بی‌فکری... آه از بی‌عقلی... آه از نفهمی...