۳. چرا سمتِ انقلاب و جمهوری اسلامی ایستادم؟
کجای دنیا؟
کدوم کشور؟
کدوم حکومت و سلطنت؟
دقیقا کدوم مبنا و اساس؟
«جنسیت» ِ من رو اینقدر ارزشمند میدونه و درست به لطافتِ «ریحانه» برام برنامه داره؟!
محاله یادم بره سیدابراهیم رئیسی در جایگاهِ رئیس قوّهٔ قضاییه،
چطور از «کرامت دختر» در خونواده حرف زد...
آه!
من در درستترین و مستدلترین نقطهی تاریخ ایستادم.
با فهمِ دقیقِ همهٔ «به ظاهر» ظلمها برای کژفهمها!
من مستدل میدونم نصف بودنِ ارثیهٔ زن نسبت به مرد، چه خدمتی به زنه.
من مستدل میدونم دلایلِ خطابهای غالبا مذکرانهٔ آیات و روایات چیه و فقط احمقهان که دین رو مردانه میدونن(!)
من مستدل میدونم مهریه، قیمتِ خریدِ زن نیست و دقیقا و دقیقا حفظ شأن و مقامشه.
من مستدل میدونم ازدواج موقّت چه خدمتی به جامعه و خصوصا به زنان هست و فرقش با کثافتکاریِ غیرشرعی چیه و مستدل میدونم وجودش در اسلام و پایبندی انقلاب بهش، به معنی تأییدش نیست و فقط و فقط آخرین گزینه برای جلوگیری از بردگی زنهاست.
امامِ انقلابی که من سمتش ایستادم حتی برای یه لیوان آب آوردن، همسرش رو صدا نکرده و بانو قدسِ ایران عقدهای کار خونه بودن چون امامِ این انقلاب اجازهی کارِ خونه کردن به ایشون نمیداده!
من سمتِ انقلابی ایستادم که رهبرش هم تنها یک همسرِ نازنین داره و انگشترِ انگشتِ کوچیکش و که ازش میخوان، نمیده چون انگشترِ ازدواجشه و براش عزیز!
من سمتِ انقلابِ امامی ایستادم که تکهمسره و برای بله گرفتن از تنها همسرش، بیشتر از ده بار خواستگاری رفته و با اولین نه، نرفته خونهی دختردارِ بعدی(!)
باید مغزِ الاغ جویده باشم که با جنسیتِ بلوریم، جایی جز کنارِ انقلاب و جمهوری اسلامی بایستم!
باید پمادِ الاغ به سرم مالیده باشم که متوجه نباشم «اسلام به ذات خود ندارد عیبی و حسابِ انقلابیهای بدکردار و کژفهم و انقلابینماها از مبنا جداست»!
#من_دخترانهوباافتخار_انقلابیام
سربهراه
از شدّتِ خستگی و خوابآلودگی دارم تَرَک میخورم، اما چشم دوختم به جَوونههایی که منتظرم از بینِ تَرَ
همهٔ فرداها و پسفرداها رو لازم دارم، نمیخوام تعطیل شه، نیاز دارم زمان متوقف شه تا من همهٔ کارها رو انجام بدم و زمان بدون عقب و جلو شدن، دوباره درحال، جریان پیدا کنه...
صلوات هدیه میکنین به امام زمان علیه السلام روح و جسمم به کارام برسه و بر زمان و خستگی امیر شم؟
سربهراه
از شدّتِ خستگی و خوابآلودگی دارم تَرَک میخورم، اما چشم دوختم به جَوونههایی که منتظرم از بینِ تَرَ
البته نه اندازهٔ حاجقاسم و یحیی سنوار و ابراهیم رئیسی...