eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
۳. چرا سمتِ انقلاب و جمهوری اسلامی ایستادم؟ کجای دنیا؟ کدوم کشور؟ کدوم حکومت و سلطنت؟ دقیقا کدوم مبنا و اساس؟ «جنسیت» ِ من رو این‌قدر ارزشمند می‌دونه و درست به لطافتِ «ریحانه» برام برنامه داره؟! محاله یادم بره سیدابراهیم رئیسی در جایگاهِ رئیس قوّهٔ قضاییه، چطور از «کرامت دختر» در خونواده حرف زد... آه! من در درست‌ترین و مستدل‌ترین نقطه‌ی تاریخ ایستادم. با فهمِ دقیقِ همهٔ «به ظاهر» ظلم‌ها برای کژفهم‌ها! من مستدل می‌دونم نصف بودنِ ارثیهٔ زن نسبت به مرد، چه خدمتی به زنه. من مستدل می‌دونم دلایلِ خطاب‌های غالبا مذکرانهٔ آیات و روایات چیه و فقط احمق‌هان که دین رو مردانه می‌دونن(!) من مستدل می‌دونم مهریه، قیمتِ خریدِ زن نیست و دقیقا و دقیقا حفظ شأن و مقامشه. من مستدل می‌دونم ازدواج موقّت چه خدمتی به جامعه و خصوصا به زنان هست و فرقش با کثافت‌کاریِ غیرشرعی چیه و مستدل می‌دونم وجودش در اسلام و پایبندی انقلاب بهش، به معنی تأییدش نیست و فقط و فقط آخرین گزینه برای جلوگیری از بردگی زن‌هاست. امامِ انقلابی که من سمتش ایستادم حتی برای یه لیوان آب آوردن، همسرش رو صدا نکرده و بانو قدسِ ایران عقده‌ای کار خونه بودن چون امامِ این انقلاب اجازه‌ی کارِ خونه کردن به ایشون نمی‌داده! من سمتِ انقلابی ایستادم که رهبرش هم تنها یک همسرِ نازنین داره و انگشترِ انگشتِ کوچیکش و که ازش می‌خوان، نمی‌ده چون انگشترِ ازدواجشه و براش عزیز! من سمتِ انقلابِ امامی ایستادم که تک‌همسره و برای بله گرفتن از تنها همسرش، بیشتر از ده بار خواستگاری رفته و با اولین نه، نرفته خونه‌ی دختردارِ بعدی(!) باید مغزِ الاغ جویده باشم که با جنسیت‌ِ بلوری‌م، جایی جز کنارِ انقلاب و جمهوری اسلامی بایستم! باید پمادِ الاغ به سرم مالیده باشم که متوجه نباشم «اسلام به ذات خود ندارد عیبی و حسابِ انقلابی‌های بدکردار و کژفهم و انقلابی‌نماها از مبنا جداست»!
از شدّتِ خستگی و خواب‌آلودگی دارم تَرَک می‌خورم، اما چشم دوختم به جَوونه‌هایی که منتظرم از بینِ تَرَک‌ها سر بزنه و زنده‌م کنه...
سربه‌راه
از شدّتِ خستگی و خواب‌آلودگی دارم تَرَک می‌خورم، اما چشم دوختم به جَوونه‌هایی که منتظرم از بینِ تَرَ
همهٔ فرداها و پس‌فرداها رو لازم دارم، نمی‌خوام تعطیل شه، نیاز دارم زمان متوقف شه تا من همهٔ کارها رو انجام بدم و زمان بدون عقب و جلو شدن، دوباره درحال، جریان پیدا کنه... صلوات هدیه می‌کنین به امام زمان علیه السلام روح و جسمم به کارام برسه و بر زمان و خستگی امیر شم؟
این پیام حاویِ جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغ و دست و هورای منه که به دلایل شرعی تبدیلش کردم به کلمه😍🤩🥳
گفتم این روزا مشغولِ کاری هستم و خواب و خوراک ازم گرفته؟ امروز بود😍 به بهترین و باکیفیت‌ترین شکل ممکن برگزار شد😍😍😍😍😍 خدا و دخترام سربلندم کردن😍😍😍😍 مؤسس، مدیر، همکارام، همه انگشت‌به‌دهان موندن😍😍😍😍😍😍 کارشناسای اداره از حسادت نیومدن😂 وَ مؤسس هنوز از مدرسه‌نرفته، اداره رو به آتشِ زنگ‌ها و طعنه‌هاش ویران کرد😂😂😂😂 مدیرم سه بار و هر بار عمیق و طولانی در آغوشم گرفتن... مامانِ مدرسه چندین‌بار من و بوسیدن و جلوی مدیر و همکار و مؤسس و بچه‌هام هی قربون‌صدقه‌م رفتن😍😍😍😍😍 وَ من فقط الآن تو راهِ کلاس خصوصی‌م دارم به پهنای صورت اشک می‌ریزم چون دلم برای نهم دویی‌هام یه‌ذره شده😍😭😍😭😍😭 بله! همونایی که امروز سربلندم کردن و کاری کردن کارستون😭😍😭😍😭😍😭😍😭😍
شب‌کارم و فردام تا عصر مدرسه، شرح بماند بعد از ۴۸ ساعت خوابیدن😂 الآن در ظاهر یه دخترِ معقول و جدی‌ام که سرِ کارشه، ولی سلول سلولم در حالِ بپَّربپَّره😂😂😂 دربه‌در دنبال وقت و خلوتم برای تشکر از دخترکای نهم ۲م، یه غزل براشون بخونم بفرستم روی گروه 😍❣ دخترکای من😍❣🥲
دیشب در محل شب‌کارم، همکاری که برام گذاشته بودن خیلی اهمال‌کار بود. از ساعت هشت که کارمون شروع شد تا ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه تحمل کردم. ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه افتادیم تو ساعت اوج کارمون. اهمال‌کاریش خیلی داشت عقبمون می‌نداخت. این وسط یکی از معاونینِ مرد اومد و من و صدا زد. وقتی رفتم پیشش بدون هیچ سؤالی، صداش و انداخت سرش که چرا کار کُند پیش می‌ره؟! قبلا نوشتم مردها برای من از مردانگی سقوط می‌کنن؛ به محضِ بالا رفتنِ صداشون! تنها مردی که تا ابد، حتی بعد از تأهل، حق داره سرم هر چقدر دوست داره داد بزنه، بابامه. مابقیِ مردها در هر سِمَت و نسبت غلط می‌کنن. نشونش دادم صدای بلند چه شکلیه و این‌قددددددددر عصبانیش کردم که موبایلش و کوبید روی میز و از اتاق رفت! اومدم اتاقم و رفتم پیش همکارم. بهش گفتم نمی‌دونم چرا از شوهر و بچه و خواب و زندگی‌ت زدی اومدی سراغ یه کار معنوی که بهش دل نمی‌دی(!) جز این‌که برات رزومهٔ خاصی بشه و برای استخدام برنامه‌ای داشته باشی. اما اگر یک بار دیگه در کار من خلل ایجاد کنی، از خجالتت درمیام. خانومه چرخشی بود و من و نمی‌شناخت. بدو بدو اومد اسمم و روی مقنعه‌م نگاه کرد و بلند خوند. گفتم می‌خوای کد پرسنلیم و هم بدم؟! رفت دوباره نشست و کار نکرد که من اون روی آهوی زیبام و نشونش دادم. بسیار مؤثر واقع شد و مثل اسب شروع به کار کردن کرد. ساعتای دوی نیمه‌شب که با نیروی دیگه‌ای بودم و سرم خلوت، رئیس بخش که رئیس من محسوب می‌شه اومدن سرکشی. آقای فوق‌العاده پیگیر و مهربان و محترمی هستن. درواقع تنها کسی که دیدم تو مجموعه داره خالصانه و با تمومِ وجود کار می‌کنه. من و صدا زدن تو حیاط. سلام و علیک و خدا قوتی داشتن و بعد با خنده گفتن این خانم فلانی ازتون شاکی بود. گفت می‌خواد بره حراست، من نذاشتم گفتم باهاتون صحبت می‌کنم. آقای فلانی هم کارد می‌زدی خونش درنمیومد. گفتم چرا نذاشتید برن حراست؟! لطفا بگید حتما برن. خطایی نکردم که نگران چیزی باشم. گفت شما خیلی دقیق هستید. من حواسم جمعه؛ هفته‌ٔ پیش دیدم کار زیاد بود نرفتید استراحت. حواس‌تون به همه‌چیز هست. پیگیرید. کارتون و‌ بلدید. اما تندید! خندید و شروع کرد نصیحت پدرانه کردن که اخلاق خوش و روی باز از بایدهای اسلامه. ولی من دخترانه جوابش و ندادم چون تندی‌م و دیده اما دلیل تندی و وقت تندی‌م و نه! چون گفتم این تندی بعد از چهل و پنج دقیقه و موقع اهمال بود و لازم، اما نشنید! بنابراین خیلی غیردخترانه گفتم آقای فلانی! شما ششصد و نود و نُه نیروی خوش‌اخلاق دارید که همه‌شون و چرخشی برای این کار می‌ذارید. می‌شه بگید چرا فقط منِ تند و بداخلاق رو بعد از سه هفته کار کردن پیش‌تون، کردید مسؤول ثابت بخش؟! حرفم و گرفت و ساکت شد! سرش و انداخت پایین و با حالتی که حرفی برای گفتن نداره، سرش و تکون داد. گفتم من هرجا و هر بخشی باشم کارم و می‌کنم. از خواب و زندگیم و شادابی و سرحالیِ فردای مدرسه‌م نمی‌زنم بیام این‌جا تمرین خوش‌اخلاقی کنم(!) من حتی واسه ثواب و اجر اخروی اینجا نیستم و برای خدا کاری نمی‌کنم! اینجام چون این کار رو دوست دارم و به فعال بودن علاقه‌مندم. تا باشه کِیفش و می‌کنم، نباشه می‌رم سراغ گزینه‌های بعدی زندگی‌م. اما چیزی که مسلّمه اینه که کار شما با خوش‌اخلاقای شُلِ بی‌عرضه‌ راه نمیفته و منِ تندِ بداخلاق به‌دردتون می‌خورم. پس یا کارتون رو انتخاب کنید، یا به‌جای تدریس خوش‌اخلاقی ساعت دوی نیمه‌شب، از نیروهای خوش‌اخلاق‌تون جای من استفاده کنید! باید خودش دو دو‌ تا چهار تا می‌کرد! حالا که خودش نکرده، من رزقِ فهمیدنش بودم. تا بتونم تمرین خوش‌اخلاقی می‌کنم، اما زیر بار نمی‌رم که بلدش نیستم! نشون به اون نشون که تو مدرسه سخت‌گیرترین دبیرم و محبوب‌ترین چون خوش‌اخلاقم. مسأله اینه که من احمقانه کار و تلاش و برنامه رو با خوش‌اخلاقی و مردم‌داری تمساح‌گونه قاطی نمی‌کنم! من فریب نمایش‌ها و ادااصول‌ها رو نمی‌خورم! وَ از همه مهم‌تر؛ جز خوش‌اخلاقیِ اسلام، نظم و پشتکار و وقت‌شناسی و مسؤولیت و تعهدِ اسلام رو هم می‌بینم! در کنارِ عفو عمومی مکه، اون چهار نفری که پیامبر حکم اعدام و آویزون کردن‌شون از کعبه رو دادن هم می‌دونم! مذهبِ من فقط مذهبِ خوش‌اخلاقی و بی‌عرضگی نیست؛ بلکه مذهبیِ جدیت و مسؤولیت هم هست.
سربه‌راه
من نمی‌دونستم مخاطبینم اینجا لال هستن! جوابی به این سؤالم ندادید متوجه شدم😊 پس تا سه ماه لینک ناشناس
سه ماه جریمه‌تون تموم شد. پاسخگو هستم، اما دیگه نه همیشه! ممکن هم هست دوباره مجال گفتگو رو بردارم. فعلا تا لینک رو برگردوندم، فحشی تو گلوتون گیر کرده از این سه ماه بفرستید نوش جان کنم😂