eitaa logo
سربه‌راه
209 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سامرّا (سُرَّ مَنْ رَأیٰ: هرکی دید، شاد شد❣️): بعد از سیّدمحمد علیه السلام به فاصلهٔ نزدیکی به سامرّا رسیدیم. تو راه همین‌که دجله رو دیدم، رفیق رو که آخرِ اتوبوس، گوشهٔ صندلی داشت آمادهٔ خواب می‌شد، صدا کردم که پاشو الآن می‌رسیم. شیشهٔ کنارمون خیلی کثیف بود و رفیق بدش میومد پرده رو بده کنار من دجله ببینم، انگار مسافر قبلیه سادیسم بوده، هی تف می‌کرده رو شیشه و صبر می‌کرده خشک شه، دوباره روی همون قبلی تف می‌کرده و باز صبر می‌کرده خشک شه و همین کار رو این‌قدر ادامه داده تا شده این! این و برای رفیق تعریف می‌کردم که دل و روده‌ش بپیچه به هم خوابش نبره :) بعد هم سیسِ خاقانی گرفته بودم و می‌خوندم: خود دجله چنان گرید؛ صد دجلهٔ خون گویی! کز گرمیِ خونابش آتش چکد از مژگان از آتشِ حسرت بین بریان جگرِ دجله خود آب شنیدستی کآتش کندش بریان؟! وقتی به بلوکه‌های سیمانیِ بزرگِ دورِ حرم رسیدیم که یادگارِ نحسِ روزگارِ نه‌چندان دوریه که به زوّارِ حرم، سنگ و زباله پرت می‌کردن و بعدها گلوله و برای امنیت این بلوکه‌های بدقواره رو چیدن، اتوبوس نگه داشت و پیاده شدیم‌. اینجا استان اهلِ تسنّنِ افراطیِ عِراقه... شهرهای بعثی... شهرهای صدّامی... البته الآن امنه اما چرا حرم سامرّا همیشه مُضیف فعال داره و جای خواب؟ چون زائری نداره جز ما ایرانی‌ها و شیعه‌های عراق... دورت بگردم امام رضاجان که شما خودت همیشه شلوغی چون ما مشهدیا ولت نمی‌کنیم... اینجا امامین سامرّا هنوز غریبن... به‌خدا حرم هنوز خرابه است... پارسالم نوشتم اگه قرار باشه کسی رو به کمک و کار خیر ترغیب کنم، می‌گم پول‌تون رو بدید آستانهٔ سامرّا زودتر حرم رو بسازن... از بُنِ جان دوست دارم خادمِ اونجا باشم... غبارروبیش کنم... جاروش بزنم... بسابمش... پیشِ زائراش خم‌وراست بشم... من یه مشهدی‌ام؛ یه حرم‌زادهٔ حرم‌نشین؛ من عادت دارم به شکوه و صولتِ شعائرالله... من بقیع تو کتم نمی‌ره... خش به حرمی بیفته تو کتم نمی‌ره... من و رفیق قم و کاشان رفته بودیم، ما رو بردن قتلگاه سلطان‌علی بن محمد علیه السلام، با این‌که حرم‌شون زیبا و کامل اون پایین بود، اما همین‌که دیدیم دورِ قتلگاهش یه ضریحِ نیمه ساختن، به غیرت‌مون برخورد، هر دو هزینهٔ ناقابلی رو کمک کردیم بلکه در ساختنِ ضریحش شریک باشیم. حالا ماییم و دیوارهای خرابِ حرمِ سامرّا... آخ که اگه سامرّا تو ایران بود به هفته نکشیده صحن و رواق براش می‌ساختیم... سامرّا خیلی به غیرتم برمی‌خوره... حرمِ خاکی خیلی به غیرتِ ما حرم‌نشین‌ها برمی‌خوره... فرشِ پارهٔ توی حیاطِ خاکیِ حرم خیلی خون به جگرِ ما مشهدیا می‌کنه... ما حاضریم نونِ شب نداشته باشیم ولی یه لوسترِ حرم خاموش نشه... یه بار تو حرم امام رضا جان یه نادونی گفت پولِ همین آینه‌کاری و لوسترا و دم و دستگاه و بدن فقرا(!) همین رفیق من و نگرفته بود، خون دهنش و برداشته بود! ما فقرامون خیّرهای گمنامِ کاشی‌های حرم هستن... کنارِ بلوکه‌ها جمع شدیم و مدیره گفت یه بیست دقیقه راه تا حرمه که دیگه نمی‌شه اتوبوس ببره، همه با هم می‌ریم. مسافرا نه که مذهبی‌پولدارای لاکچری بودن، اوف می‌شدن اون مسیر رو بیان(!) نق‌وناله‌های ریزی کردن و راه افتادن. به پای من و رفیق ده دقیقه است، ولی با گروه حرکت کردیم و بیست دقیقه شد. ما تشکیلات‌دوستیم و معتقد به یدالله مع الجماعه. حتی اگه اون جماعت مُشتی مذهبی‌الکیِ عقب‌مونده باشن(!) تو مسیر بودیم که بالاخره یکی از مسافرا نتونست جلوی خودش و بگیره و اومد کنارمون و پرسید شما دانشجویید؟! رفیق این‌قدر از نگاها و پچ‌پچاشون حرص خورده بود که با تندی جواب داد خیر! این‌قدر شلاقی و تند گفت که زنه جا خورد و گفت خیر؟! وَ رفت عقب. من مُرده بودم از خنده. رفیق می‌گه نخند، من ازشون بدم میاد! گفتم منم بدم میاد ولی تازه فهمیدم مشکل کجاست! پرسید کجا؟ خندیدم و گفتم دیوانه باز اینا گول قیافه‌مون و خوردن! همه‌شون فکر کردن بیست سالمونه! برا همین براشون عجیبه. اینا خیال می‌کنن ما دانشجوییم! سن‌مون و بفهمن به‌قول دخترام پراشون می‌ریزه :) رفیق زد زیر خنده و گفت راست می‌گی! نکنه مدیره و حاج‌آقا و آقای تدارکات هم همین فکر و دارن؟ گفتم اونا که مردن و فقط قیافه به چشم‌شون میاد، شک نکن فکر کردن به دو تا بچه پناه دادن :) آی جفت‌مون خندیدیم :) آی خندیدیم :) نزدیک حرم رسیدیم و مهلت دادن بریم سرویس و وضو. بعدش همون روبه‌روی حرم اما خارج از حرم، روی صُفّه، نشستیم و حاج‌آقا برامون زیارت خوندن و صحبت کردن. برام جالب بود که خیلی باسوادانه توضیح دادن این گنبد آبیه روی سردابه و جای خاصی نیست، تو ضریح چهار نفر دفن هستن و اطراف ضریح هم چند امامزادهٔ دیگه. تذکر دادن حکیمه خاتون عمهٔ امام زمان علیه السلام نیستن، بلکه عمهٔ امام حسن عسکری علیه السلام هستن.