اتوبوسِ اول از مدرسه رو با یکی از هفتمام هممسیرم. امروز مثلِ همیشه خندون منتظرم نبود. پَکَر بود و بیحوصله. نهمام که سوارِ اتوبوساشون شدن و ما رو تنها گذاشتن، احوالش رو پرسیدم. اولش میخندید و میپیچوند، اما کمکم زبون باز کرد...
دیشب خونهشون دعوا بوده... باباش مامانش و زده... خودشم کتک خورده...
فرصتی بود که بفهمم این اتفاق، معمولِ خونهشونه یا نه، چون این شاگردم با سادهترین مسأله به هم میریزه و عصبی میشه... تهاجمی حرف میزنه و پُرتنش...
دیدم بله... معمولِ زندگیشونه...
سه تا دختر... سه تا شاخه گلِ لطیف... تو سنینِ غنچگی... دارن تو این باد و طوفان بزرگ میشن...
من اگه خدا بودم نمیذاشتم هر کسی بچهدار شه... عجب صبری خدا دارد!
مردها رو همیشه با چمران مقایسه میکنم؛ هرچه چمرانتر، برای من عزیزتر... در کار، در زندگی، در انتخاب...
چمران نمیگفت تو خوب باش تا منم خوب باشم(!) چمران، آیینهی صبر و عطوفتِ خدا بود با ریحانهی خلقت... چه با پروانه، چه با غاده، چمران مظهرِ لطافت بود... همون چمرانِ قاطعِ شبهای عملیات... همون چمرانِ توفندهی التهاباتِ لبنان... همون چمران برابرِ ساحَتِ زن، وَ هر زنی، مظهرِ عطوفت و لطافتِ شرعی بود... نگاه نکنین دو بار ازدواج کرد؛ از عشق به عقیده هجرت کرد و این هم تنها از «مرد»ها برمیاد! داد زدن بلد نبود! من کاری به عصبانیتِ آدمیزاد ندارم، دقیقا دارم از کلمهی «مرد» حرف میزنم! مردها داد نمیزنن... کتک بلد نیستن... من مردها رو به تقواشون قابلِ جواب سلام دونستن میدونم...
هییییچ کاری به دلیلِ عصبانیتِ یه مرد ندارم، اصلا همممممهی حقهای دنیا با اون! مردها داد نمیزنن... کتک بلد نیستن... که اگه اینا باشه، تکیهگاه، اسمِ دیگهی اون مرد نیست... که حتی «مرد» هم نیست!
میگم چمران... چون نه امامه، نه معصوم... اما وقتی زندگی و اخلاقش رو میخونی، نمیگی چقدر انسانه، دقیقا میگی چقدر «مرد»ه! مرد! همونکه جزو گونههای کمیابِ زمانهی ماست!
@sarbehrah
سربهراه
اتوبوسِ اول از مدرسه رو با یکی از هفتمام هممسیرم. امروز مثلِ همیشه خندون منتظرم نبود. پَکَر بود و ب
مسخره است اگه تو خواستگاری بپرسیم شما اهلِ نماز و روزه هستید یا نه؟! مسخره است بپرسیم نظرتون راجعبه حجاب چیه؟! مسخره است بپرسیم به کی رأی دادی و در مورد امام خامنهای نظرت چیه؟! پاسخِ این مدل سؤالا شعاره و بادِ هوا!
حتی برای رفاقت، باید جهانبینیِ یه آدم رو پرسید. من و رفیقم شاید ماهی ده بار دعوامون بشه چون «اختلاف سلیقه» داریم، اما یه تارِ موی گندیدهی هم و عوض نمیکنیم چون «اشتراک عقیده» داریم.
جهانبینیِ یک انسان تعیینکنندهی نماز و روزه و ولایت فقیه و حلال و حرومشه، جهانبینیِ یه انسان مستقیم به اهلِ تقوا بودن یا نبودنش مرتبطه! جهانبینی...
@sarbehrah
سربهراه
مسخره است اگه تو خواستگاری بپرسیم شما اهلِ نماز و روزه هستید یا نه؟! مسخره است بپرسیم نظرتون راجعبه
الهی بگردم! روزِ به این مهمی باید پُستِ من به تورت بخوره😂
الهی خیرِ کثیر برات پیش بیاد❤️
@sarbehrah
نشانِ کتابی که شاگردم برام درست کرده😍
اون مخلوقِ بسیار کوچکِ زیبای نحیف هم امروز از اتوبوس پیاده شدم، دیدم روی زمین افتاده، آوردمش اتاقم❣
@sarbehrah
سلطانِ سفرهای دقیقهنودی مینویسه؛
از مدرسه اومدم، یه دوش گرفتم، یه دست لباس برداشتم، کوله بستم، کوووووووهِ کارام و گذاشتم گوشه اتاقم و الآن تو جادهام😁
یکشنبه تعطیلم خب😂 کلاسای خصوصیم و انداختم ساعتای خالیِ هفتهی بعد و انتخاب کردم هفتهی بعد دهانم به معنای واقعی کلمه صاف شود، اما از این چهار روز استفاده کنم😃
تا یکشنبه با سفرنامهی آنلاین در خدمتم✌️
لطفا سه صلوات هدیه به امام زمان ارواحنا فداه هدیه بفرمایید که با امام برگردم...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
سلطانِ سفرهای دقیقهنودی مینویسه؛ از مدرسه اومدم، یه دوش گرفتم، یه دست لباس برداشتم، کوله بستم، کوو
این بخش از دعای سفر رو ببینید:
و بعد از آن این جملات را بگو (ترجیحاً هنگام برداشتن خاک کربلا)
اللَّهُمَّ هَذِهِ طِینَهُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام
وَلِیِّکَ وَ ابْنِ وَلِیِّکَ
اتَّخَذْتُهَا حِرْزا
لِمَا أَخَافُ وَ مَا لا أَخَافُ
من فدای سیّدالشّهدا علیه السلام❤️😭
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
غرقِ خواب بودم که با صدای نکرهی یه زنِ عنتر از خواب پریدم! داره عَررررررر میزنه که راننده خوابش نبره! بله! صدای نیناشناشِ کوفتی رو میگم! حتتتتتتتما هم باید براشون صدای مؤنث باشه که اجیییییر بمونن!
پوففففف!
باید برم بگم یه روضهی فاطمیهی دکتر میثم مطیعی دانلود کنه بذاره، تا خودِ صبح اجییییر در حالِ زار زدن خواهد بود! خب خدازده! محمود کریمی چی نداره که صدای این عنترِ مؤنث داره؟!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
نماز صبح و شاهرود خوندیم. بارونِ لطیفی میزنه به شیشهی اتوبوس. دعای عهدم تموم شد و یه مداحیِ نرم گذاشتم، آهنگایی که دیشب شنیدم و بشوره ببره؛
دلِ من هوات و کرده...
من هوام و از تو میخوام...
اومدم بگم که امسال
کربلام و از تو میخوام...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
ساعتِ چهار شهرآورده، رفتم بلیتا رو چک کردم تموم شده :(
حالا بلیت مونده بود هم کاری نمیشد کرد، رفیق میگه ما چادریا نمیتونیم بریم 😭 الآن داره میگه شهربازی هم نمیتونیم بریم 😭 دلیلشم منطقیه؛ داره میگه فوتبال و شهربازی و این مدل چیزا، تفریحه. قرار باشه بریم تفریحی که مدام بخوایم امر به معروف و نهی از منکر کنیم که دیگه تفریحمون نیست، شکنجهی روحیمونه😭
خدا هدایتشون کنه که من الآن دربی نمیتونم برم😭
بعدنوشت: رفیق هماکنون رفته سایت رهبری و فتوای حرام بودنِ زنده دیدنِ فوتبال برای خانمها رو داره برام میخونه 😐
کلللللللللا پروندهی دربی بسته شد😶 تامام.
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
رفتیم سرویس بهداشتی وضو بگیریم یه قیافههایی دیدیممممم که پناه بر حضرتِ عزرائیل علیه السلام🙈
به اسمِ دربی اومدن ولی به قرآن اگه هدفشون ورزش باشه!
من اینجا دفتر یادداشتمه، ولی هرکی رسانه دستشه مطالبه کنه از این گروههایی که تو متروی تهران امر به معروف و نهی از منکرِ گسترده دارن که چنین روزایی رو هم پوشش بدن. مترو که عامهی مردمن، ولی پایانههای مسافربری، استادیوممممم، فرودگاه، این مدل جاها خیلی بیشتر حرکت مردمی میخواد.
واقعا الآن یه گروه جهادی نیاز دارم بریزیم کفِ پایانه به امر به معروف و نهی از منکر!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
داشتیم میرفتیم راهآهن که روبروی پایانه یه پایگاه طلّاب دیدیم. ایستادیم مطالبه کردم، گذاشتم پشتِ زنگشون و رفتیم. کاری بود که به فکرم رسید. کوششِ بیهوده بِه از خفتگی😕
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah