غرقِ خواب بودم که با صدای نکرهی یه زنِ عنتر از خواب پریدم! داره عَررررررر میزنه که راننده خوابش نبره! بله! صدای نیناشناشِ کوفتی رو میگم! حتتتتتتتما هم باید براشون صدای مؤنث باشه که اجیییییر بمونن!
پوففففف!
باید برم بگم یه روضهی فاطمیهی دکتر میثم مطیعی دانلود کنه بذاره، تا خودِ صبح اجییییر در حالِ زار زدن خواهد بود! خب خدازده! محمود کریمی چی نداره که صدای این عنترِ مؤنث داره؟!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
نماز صبح و شاهرود خوندیم. بارونِ لطیفی میزنه به شیشهی اتوبوس. دعای عهدم تموم شد و یه مداحیِ نرم گذاشتم، آهنگایی که دیشب شنیدم و بشوره ببره؛
دلِ من هوات و کرده...
من هوام و از تو میخوام...
اومدم بگم که امسال
کربلام و از تو میخوام...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
ساعتِ چهار شهرآورده، رفتم بلیتا رو چک کردم تموم شده :(
حالا بلیت مونده بود هم کاری نمیشد کرد، رفیق میگه ما چادریا نمیتونیم بریم 😭 الآن داره میگه شهربازی هم نمیتونیم بریم 😭 دلیلشم منطقیه؛ داره میگه فوتبال و شهربازی و این مدل چیزا، تفریحه. قرار باشه بریم تفریحی که مدام بخوایم امر به معروف و نهی از منکر کنیم که دیگه تفریحمون نیست، شکنجهی روحیمونه😭
خدا هدایتشون کنه که من الآن دربی نمیتونم برم😭
بعدنوشت: رفیق هماکنون رفته سایت رهبری و فتوای حرام بودنِ زنده دیدنِ فوتبال برای خانمها رو داره برام میخونه 😐
کلللللللللا پروندهی دربی بسته شد😶 تامام.
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
رفتیم سرویس بهداشتی وضو بگیریم یه قیافههایی دیدیممممم که پناه بر حضرتِ عزرائیل علیه السلام🙈
به اسمِ دربی اومدن ولی به قرآن اگه هدفشون ورزش باشه!
من اینجا دفتر یادداشتمه، ولی هرکی رسانه دستشه مطالبه کنه از این گروههایی که تو متروی تهران امر به معروف و نهی از منکرِ گسترده دارن که چنین روزایی رو هم پوشش بدن. مترو که عامهی مردمن، ولی پایانههای مسافربری، استادیوممممم، فرودگاه، این مدل جاها خیلی بیشتر حرکت مردمی میخواد.
واقعا الآن یه گروه جهادی نیاز دارم بریزیم کفِ پایانه به امر به معروف و نهی از منکر!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
داشتیم میرفتیم راهآهن که روبروی پایانه یه پایگاه طلّاب دیدیم. ایستادیم مطالبه کردم، گذاشتم پشتِ زنگشون و رفتیم. کاری بود که به فکرم رسید. کوششِ بیهوده بِه از خفتگی😕
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
18.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سوار قطار که شدیم، دو تا آقا که سردستهی یه کاروانن، دو طرفِ واگنی که ما نشستیم رو پرچم زدن؛ یه پرچمِ مشکیِ یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها و یه پرچمِ لبّیک یا مهدی علیه السلام.
اسپیکر روشن کردن و سخنرانی گذاشتن.
وَ حالا...
دارید میشنوید...
اینجا مشّایه است...
امامِ مشّایه، زائرای اربعینش رو فراموش نمیکنه...
دارن ساندویچ و خرما پخش میکنن...
اینا اتفاقیه؟!
نه!
اگر اتفاقی باشه، حکیم بودنِ خدا زیرِ سؤال میره...
نه! امامِ مشّایه اتفاقی از بینِ این همه واگن اینجا نیست...
امامِ مشّایه از بینِ اینهمه مداحی، اتفاقی عِراقی پخش نمیکنه...
نه! امامِ مشّایه از بینِ این همه نذری، اتفاقی خرما بهمون نمیده...
ریلهای قطار برام عمود شدن... جای تاولهای اربعینم روی انگشتهای پاهام دل میزنه...
این بیابون، بیابونِ گرمِ نجف تا کربلا شده...
گُر گرفتم از گرما...
پالتوم و درآوردم...
چه خوب که سر تا پام لباسای اربعینمه...
چه خوب که پیرهن مشکیِ تنم هنوز تاروپودش خاطرهی غبارِ مشّایه داره...
تا زیارتِ امامِ مشّایه یه دل زدنِ خیسِ اشک بود که هموار شد...
اینجا مشّایه است...
صاحبالزمان ارواحنا فداه، چند عمود نزدیکتر چشم به راهمونن...
چه شُکر گویمت ای کارسازِ بندهنواز؟!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
اتوبوسِ اول از مدرسه رو با یکی از هفتمام هممسیرم. امروز مثلِ همیشه خندون منتظرم نبود. پَکَر بود و ب
روضههای فاطمیه معلوم میکنه ما دخترا چرا از کتک خوردن از جنسِ مخالف بیزاریم!
روضههای فاطمیه معلوم میکنه چرا «مرد»ها نه کتک زدن بلدن... نه داد زدن...
روضههای کربلا هم عیارِ «مرد» بودن رو معلوم میکنه!
ما دخترها و خانمها از ریشه با کتک خوردن خاطرهی تلخ داریم...
از ریشه!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
بالاخره رسیدیم❣
التماس دعا🌿
منم نایبالزیارتون هستم🌿
دعا کنید با امام برگردیم شهرمون...
با امام.
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
#سفرنامه #قم @sarbehrah
بعد از چهار ساعت استراحت و خواب تو شبستانِ امام حسن علیه السلام، کولهها رو دادیم امانت و وارد مسجد شدیم.
وقتی نمازِ امام زمان ارواحنا فداه میخوندیم، جوجهگنجشکای شیطون غوغا کرده بودن...
نمیدونم حکمتش چیه اما هرجا منسوب به امام زمان ارواحنا فداه هست، جوجهگنجشکها هستن و حسابی سرِ حالن! درست عینِ صدایی که میشنوید رو در مسجدِ سهله هر بار مشغولِ نماز بودم شنیدم... اصلا مسجدِ سهله رو با هیاهوی گنجشکهای سرمست همیشه به یاد میارم...
حالا اینجام هی دورِ محراب ورجهوورجه میکنن و حساااااابی سرخوشن...
دارم فکر میکنم آقای بهجت وقتی اینجا بودن چه دعایی میکردن؟ همون برای ما الهی آمین!
شهید حججی اینجا چه دعایی میکرده؟ همون برای همهمون الهی آمین!
سردار سلیمانی اینجا چه دعایی میکردن؟ همون برامون الهی آمین!
آرمان علیوردی... روحالله عجمیان... دانیال رضازاده... حسین زینالزاده... اینجا چه دعایی میکردن؟ همون برای ما الهی آمین!
اینجا سربازانِ امام زمان ارواحنا فداه... زمینهسازانِ ظهورشون... بهترینهاشون... چه دعایی میکردن؟ همونها... همونها برای همهمون الهی آمین!
یا صاحبالزمان!
ما بیسلیقهایم
تو حاجاتِ ما بخواه!
ورنه گدا طلبِ آب و نان کند...
یابنَ فاطمه!
ما را به جبر هم که شده
سربهراه کن!
خیری ندیدهایم از این اختیارها...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
بعد از چهار ساعت استراحت و خواب تو شبستانِ امام حسن علیه السلام، کولهها رو دادیم امانت و وارد مسجد
دعا کنید با امام برگردم...
دعا کنید فقط زیارتِ امام نیومده باشم... بلکه با امام برگردم... با امام... در معیّتِ امام... در مدارِ امام... من با امام... امام با من... زیارت کافیه... پیر شدم ولی آدم نشدم...
باید با امام زندگی کنم... باید برای امام ظهور کنم...
با امام...
با امام...
یا امام!
دارد جوانِ سینهزَنَت پیر میشود
دارد زمانِ آمدنت دیر میشود...
آه!
خدای امام!
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah