سربهراه
بعد از چهار ساعت استراحت و خواب تو شبستانِ امام حسن علیه السلام، کولهها رو دادیم امانت و وارد مسجد
دعا کنید با امام برگردم...
دعا کنید فقط زیارتِ امام نیومده باشم... بلکه با امام برگردم... با امام... در معیّتِ امام... در مدارِ امام... من با امام... امام با من... زیارت کافیه... پیر شدم ولی آدم نشدم...
باید با امام زندگی کنم... باید برای امام ظهور کنم...
با امام...
با امام...
یا امام!
دارد جوانِ سینهزَنَت پیر میشود
دارد زمانِ آمدنت دیر میشود...
آه!
خدای امام!
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
ایّاکَ نَعبُدُ وَ ایّاکَ نَستَعین
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
بعد از نمازِ صبح، اومدیم شبستانِ کربلا که دعای ندبه باشیم، نمایشگاه فاطمیه زدن. این بخش که شهدای خانم کار کردن برام تحسینبرانگیز بود. براتون فیلم میگرفتم که رفیق گفت اون جلو یه خبریه!
رفتیم جلو...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
امروز شهید میارن دانشگاه... من مدرسهام... رفیقم رو نایب کردم ارادت و اشتیاقِ من رو برسونه... روی زن
یادتونه دلم اینجا بود اما مدرسه بودم و رزقم نشد؟
ندای دلم رو شنیدن و تنهام نذاشتن😭😭😭
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
روبروی دوربین نشستیم که مراسم و زنده از شبکه دو پخش میکرد، صفحه اولِ ندبه رو بیدار بودم، بقیهش و خوااااااب😂
بعدِ مراسم رفتیم صبحانه حلیمِ نذری بگیریم، رفیق میگه براتون بنویسم پیرش کردم، فکر نکنین نشستم به مناجات😂 نه! این طفلی جوشِ برگشتمون رو داره که یکشنبه به کارام برسم، من راه افتادم دورِ مسجدِ جمکران که گروه پیدا کنم با هم بریم کوهِ حضرتِ خضر سلام الله علیه😂
دیگه با خشونت من و کشوند بریم برسیم قم😁
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
شکر خدا از نذریهای جمکران شکممون سیییییر بود، فقط داشتیم از خواب بیهوش میشدیم. رسیدیم حرم و رفتیم طبقه بالا بالکن شرقی که میشه خوابید و استراحت کرد. حالام وقتشه بریم زیارت و حرمگردی😍
تا الآن هرچی زیارت داشتم نیابت از شما هم گرفتم؛ لذا زیارتاتون قبول انشاءالله🪴
دعا کنید با امام برگردم شهرم.
با امام.
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
همزمان یه بزرگواری در سوریه نایبالزیارهم بودن😭
هزار الحمدلله❤️
عاقبتشون شهادت🌿
@sarbehrah
سربهراه
استادِ جان هم اینجا هستن😍
هزااااااار الحمدلله❤️
با اینکه بدوبدو زیارت بودیم و حرمگردی و بخشی از اطرافِ حرم و به شدت خوابمون میاد، اما تا بعدِ نماز گفتن استاد سخنرانی دارن، خودمون رو رسوندیم در هوای تنفسِ یه عالِمِ حیّ باشیم😊
مگه چند تا آخوندِ آدمیزاد داریم که دیانت رو عینِ سیاست، وَ سیاست رو عینِ دیانت بدونن؟!
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah
سربهراه
مریمگُلی لطف کرده لوکیشن فرستاده که بریم منزلِ پربرکتشون. من عذرخواهی میکنم و میگم اینقدر همیشه سرعتی اومدم زیارت که میخوام یه امشب و همهش دورِ حرم بگردم...
بعد میرسم به صدای مشّایه...
جلوتر میرم میبینم موکبِ مشّایه است...
حتی آتیش و کتریهای مشّایه...
حتی کاورِ تنِ خادماش، همونای مشّایه...
خونهی مریم حتما لبریز از برکتِ دلِ زلالشه که مشتاقه مهمانه؛ حبیبِ خدا...
اما اینجا مشّایه است مریم... من مجنونِ دورافتاده از وطن...
دیوانهوار میرم و از پسری که چای میریزه میپرسم شای عِراقی؟
به ایرانی جواب میده نه... وَ من یادم میاد پاهام تاول نداره... صورتم آفتابسوخته نیست... من یادم میاد ایرانم و حضرتِ لیلا عِراق...
حوالیِ گنبدِ دخترونه میچرخم و مستانه دنبالِ لهجههای عِراقی میگردم... امامِ مشّایه زائرش رو فراموش نمیکنه... عِراقیها رو با دسته و هیئت میفرسته اینجا... به زبانی که میکُشه من رو، عزاداری میکنن...
فاطمیه است یا اربعین؟!
قم هستم یا کربلا؟!
کسی صدام کنه... با ذوق بهم بگه: هَلَبیکم یا زائرِ بوسجّاد...
من نیاز دارم وقتِ شنیدنِ «زائرِ بوسجّاد» از هجومِ عشق به زانو زمین بخورم...
#سفرنامه
#قم
@sarbehrah