eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
از آخرین فرسته تا الآن چه کار کردم؟ از حرم برگشتم خونه. قبل از بیدار شدنِ همه. خواستم مامان رو خودم خبر بدم. خواستم من باشم. مامان دلش نرم‌تره. با آدم دعوا نداره. گوش می‌ده. رسیدم خونه نیمه‌خواب و بیدار بود. گفتم چیزی برای خوردن داریم؟ وقت نکردم چیزی بخورم معده‌م درد گرفته. مامان گفت چرا چیزی نخوردی؟ خیلی معمولی و حین درآوردن لباس گفتم اخبار رو دنبال می‌کردم. مامان گفت چطور؟ با ذوق گفتم اسرائیل جنگ رو شروع کرد و حالا دست‌مون بازه که نابودش کنیم. بعد با غم گفتم البته که در بهار آزادی، جای شهدا خالی... سردارهامون عاقبت به‌خیر شدن و شهید شدن... مامان گفت کی؟ گفتم سردار سلامی... مامان اخبارنگاه‌کنه. می‌شناسه سردار سلامی رو. دراز کشیده بود. نیمه از جاش بلند شد و با ترس گفت آقا تپله؟! گفتم آره‌. تلویزیون و روشن کردم و زدم شبکه خبر. مامان کامل نشست و دقیق گوش داد. من لباسام و درمیاوردم و دنبال خوراکی می‌گشتم. شبکه خبر تهران رو نشون می‌داد. آقای حسینی بای داشتن خبر می‌گفتن. مامان ساختمان‌های شهریِ موشک‌خورده رو دید. گفت مگه مردم رو هم زده؟! حالا وقتِ دلخراشِ بود. اما مهم. مادرِ من می‌شه راوی دوم. اون به بابا می‌گه. اون سریع زنگ می‌زنه حال برادرهام و بپرسه‌. اون نگرانِ برادر سربازم می‌شه که آیا درگیر این جنگ بشه در آینده یا نه. نگاه مادرم در ادامهٔ این چرخهٔ روایت خیلی مهمه. عکسی که صبح توی اتوبوس براش یه روضه اشک ریختم رو آماده می‌کنم. به مادرم نشون می‌دم و می‌گم اسرائیل، کودک‌کشه. زن‌کشه. نظامی و غیرنظامی براش مهم نیست. عادت داره به خون‌خواری. مادرم عکس رو که می‌بینه، گریه می‌کنه... مادرِ من زنِ محکمیه... پدرم دو بار ورشکست شد. ما خونوادگی صفر شدیم. مادرم خم به ابرو نیاورد. صفر رو چنان مدیریت کرد که پدرم قامت راست کرد و ادامه داد. ماشاءالله و لا حول و لا قوة الا بالله. من فقط سه بار تو کل عمرم گریه‌ش و دیدم. فقط سه بار؛ مرگِ مادربزرگم. سربازی رفتنِ برادرِ دومم. از مکه که اومد. به گریه‌هاش نگاه کردم و تو دلم گفتم خدایا؛ مادرم حزب‌اللهه. مادرم برای مظلوم گریه کرد. مادرم برای آقا تپله ناراحت شد. مادرم معاند نیست. مادرم با خودته. با هرکیه که با خودته. عاقبت‌به‌خیرش کن. ترس‌هاش و وسیلهٔ تقویت ایمانش کن. دلش رو قرص کن. فکرش و مؤمن کن. دلش رو نور کن. ایمانش رو حفظ کن. دنیا رو به چشمش کوچیک کن و عاقبت‌به‌خیری رو سعادتِ عظمی. مادرم برای این عکس خیلی گریه کرد. وسط گریه‌هاش گفت تقصیر آمریکاست... اسرائیل از این عرضه‌ها نداره..‌. تقصیر آمریکاست... باید آمریکا رو‌ بزنیم...
برگشتم وبلاگ. بلاگفا و بیان. اون‌جا پر از کفتاره. اونجا باید به نفعِ جبههٔ مقاومت بچرخه. اینستاگرام و توئیتر نزدم چون توصیه هم شده در پدافند رسانه‌ای باشیم و ترجیحا به برنامه‌های خارجی رجوع نکنیم. پس رفتم فضای وبلاگ رو رصد کردم. دیدم جز معدودی، بقیه باز رفتن تو لاک خودشون... الآن وقتِ هجوم بردن به اونا نیست. با عبا... با آرایش... با توجیه و بهانه... با طب اسلامی... با پویانفر... هنوز زیرِ اللهِ پرچم ایستادن. الآن وقتِ خفه کردنِ کفتارهاست. اونا که روبه‌روی اللهِ پرچمن... مجازی و حضوری. با تموم قوا. هم با پیام و نپسندیدن دارم خفه‌‌شون می‌کنم. هم با فرسته گذاشتن. هرکس امروز از ریختن خون سردارهامون خوشحاله و هلهله‌کنان، از ما نیست. وَ من محاله برابر کفتارها سکوت کنم. فرسته‌های کوبنده و دل‌قوی‌کنی خدا توفیقم داده. بازدید خوبی گرفته و چند مطلبم داره دست‌به‌دست می‌شه. چند کفتار رو خفه کردم و چند مذهبیِ ساکت‌شده رو به زبون آوردم. همه تلاشم اینه هم اینجا بنویسم، هم اونجا. اما اونجا لپ‌تاپ باید بذارم جلوم و طولانی‌نویسم، خیلی زمان‌بره. از اینجا ممکنه بکاهه. می‌خوام بیرون و تو صف نونوایی و شلوغی‌ها و مغازه‌ها هم برم و اگر موردی دیدم صحبت کنم، مهمونی‌ها رو هم می‌خوام برم، با خانواده هم بیشتر می‌خوام باشم سم‌پاشی‌ها رو کم کنم. رفیق هم دست‌به‌کار شده و اونم چند جا مشغوله. همین یک ساعت دیگه‌م باید بریم بیرون. چقدر کار! پارسالم تابستون نتونستم استراحت کنم! امسالم ظاهرا استراحتی نیست😂 دیگه ان‌شاءالله بعد از نابودی اسرائیل، تو اتوبوسِ تا قدس می‌خوابم😎✌️
آتیش‌بازیِ عیدِ غدیرمون خیـــــــــــــــــــــــــلی مبارکا😍❣
زنگ زدم ۱۶۲ صداوسیما ضمن تبریک و تسلیتِ شهادتِ سرداران و دانشمندان‌مون، با قوی و قاطع مطالبهٔ چیزی فراتر از انتقام کردم. گفتم به خانم‌ها جهاد واجب نیست اما من با این اسم و فامیل، داوطلبِ هر کمکی هستم که ازم بربیاد. تا آخرین قطرهٔ خونم پای این خاک هستم. پشتِ سیدناالقائد هستم. این جانِ ناقابل فدای ایران✌️
می‌تونید پرچمِ ایران از سردرِ خونه نصب کنید. می‌تونید اگر ماشین دارید خانوادگی برید بیرون، موسیقی حماسیِ مقاومتی با صدای بلند پخش کنید. می‌تونید اسپیکر بزنید زیر بغل، موسیقی حماسی پخش کنید، برف شادی ببرید سر چهارراه محله‌تون، هر چراغ قرمز روی سر ماشین‌ها برف شادی ببارید😍 من بچه داشتم امشب با بچه‌م کاردستی موشک درست می‌کردم😍 روش می‌نوشتیم یا علی مدد😍 فردا بچه موشک‌به‌دستم و می‌بردم بیرون می‌چرخوندم مردم ببینن😍 و جنگ رو جدی بگیرید. ما تک تک سربازِ این جنگیم. هرکس سرِ جای خودش. با تخصص خودش. با نوع نگاه خودش. با توانمندی خودش. ما نسلی هستیم که داریم رؤیاهای چمران و آوینی و همّت و متوسلیان و حججی و قاسم سلیمانی و ابراهیم رئیسی رو با چشم‌های خودمون می‌بینیم😍😍😍 ❣الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام❣
سربه‌راه
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لبخند زدم؛ مثلِ امام سجّاد علیه السلام بعد از دیدنِ سرِ بریدهٔ حرمله. +شادی مردم غزه از اصابت موشک‌هامون به تل‌آویو😍
پروفایلِ شادم برای دخترام😎✌️
سربه‌راه
اطعام‌مون تموم شد. حالا می‌ریم کمی بین تجمعات مردم باشیم. اونا همه‌شون تو پناهگاه سگ‌لرزه می‌زنن و مردمِ ما واقعا کف خیابونن... البته زبون‌شون چندان مراقب و شکرگزار نیست..‌. اما دل‌هاشون به امنیتِ کشور قرصه و مطمئن هستن سیدناالقائد اجازه نمی‌ده کسی چپ نگاه کنه بهمون... برای همین کف خیابونن... کاش قدرشناس ولایت باشیم... کاش این قدرشناسی رو جار بزنیم... تکثیر کنیم... آگاه کنیم...
زمان: حجم: 184.4K
این تازه غدیرمون بود، اسرائیل جرأت داره ادامه بده تا برسیم به محرم! اون‌جا بهش می‌گیم یه من ماست چقدر کره می‌ده!
دو شبه خوب نخوابیدم بدنم ته کشیده صبحم با خواب بد پریدم روی بیان و بلاگفا دارم کار می‌کنم آدرس وبلاگه که برداشتم و دادم به شماره‌های اطلاعاتی مثل ۱۱۴ تو این فرسته با دوستان وبلاگیم کار دارم اگه بعدش سردرد من و نکشت و خوابم نبرد میام و یه فرستهٔ طولانی برای بقیه‌تون می‌ذارم. شایدم بخشی از حرفام و همین فرسته برای همه‌تون نوشتم. دوستان وبلاگی؛ وبلاگ دارید یا ندارید مهم نیست تو به‌روزشده‌های بیان و بلاگفا باشید. فرسته‌ها رو رصد کنید. اونایی که شون تضعیف روحیهٔ ایرانی‌هاست به اطلاعات سپاه گزارش بدید. حتی مذهبی‌ها و ولایی‌هایی که ندونسته و ناخواسته به پف‌ناله و آه و گریه هی می‌نویسن و تو دل خالی می‌کنن هم گزارش بدید. علاوه بر این دقت کنید: علاوه بر این (یعنی هم‌زمان گزارش بدید و این کارم بکنید) پیام هم بذارید (کامنت خودمون) پای فرسته‌های معاند با اقتدار تحقیرشون کنید و روی دستاوردهامون مانور بدید. خصوصا روی اسیر گرفتن خلبان زن اسرائیلی، روی این‌که تل‌آویو و درست مثل غزه شخم زدیم، روی جنگندهٔ F_35 که ساقط کردیم و اولین‌بار تو دنیاست. این‌که اونا مثل سگ تو پناهگاه به خودشون می‌شارن :) ولی این‌جا مردم کف خیابون به شادی و بخوربخورن. به این‌که رهبری داریم که نمی‌ذاره کسی بهمون چپ نگاه کنه. روی سیدناالقائد دق‌شون بدید. مذهبی‌های نادون رو هم با تیک خصوصی دعوت به ادبیات قدرتمندانه کنید. حالا اگه اینستا و توئیتر دارید هم این کارا رو بکنید ولی من وبلاگ رو می‌گم چون اون‌جا رو دارم رصد می‌کنم. علاوه بر اینها دقت کنید: علاوه بر اینها (یعنی فقط گوشی‌به‌دست نباشید) تو همه مهمونی‌ها شرکت کنید تو همه جمع‌ها دورهمی‌ها کلاس‌هاتون هرجا که می‌رید اصلا از این به بعد بیشتر برید هرجا صفه نونوایی، بانک، درمونگاه، هرجا هرکی حرف زد داشت تضعیف روحیه می‌کرد حرف بزنید تنش ایجاد نکنید ها دعوا راه نندازید فقط حرف بزنید طرف فحشتونم داد شما قربون‌صدقه‌ش برید از طرف خوشم نمیاد واسه خودش نمی‌گم الآن خونه باید امن بمونه تا بتونیم دزد خونه رو کله‌پا کنیم پس تو خونه تا اطلاع ثانوی بااااااااید آروم باشه قرار نیست برای این آرامش باج بدیم نه سکوت کنید جنگ رو باختیم الآن بحث امر به معروف ساده نیستاااااا این جنگ رو ببازیم غزه دلش می‌شکنه شیعه‌های سوریه دلشون می‌شکنه یمنی‌ها کمرشون می‌شکنه لبنانی‌ها... افغانستانی‌ها... پاکستانی‌ها... عراقی‌ها... کشمیری‌ها... آه این دل‌های شکسته دودمان‌تون رو به باد می‌ده نگید نگفتم! حرف بزنید. اما بی تنش. بی دعوا. بی آشوب. از این‌که همه کشورها مستعمره شدن جز ما که رهبر داریم. به رخ بکشید همین که بیرونی، همین که شب کله‌گنده‌هامون و زدن و صبح با خیال راحت اومدیم جشن، ینی مطمئنیم کشورمون قَدَره. مطمئنیم رهبری داریم که همه‌مون و مراقبت می‌کنه. دل قوی کنید. دل قوی کنید. دل قوی کنید. کلمات مهمن. جملات مهمن. ما موشکی رو می‌بریم. به خدا اگه فکرها رو ببازیم آه مظلومین عالم نسل در نسل ما رو می‌سوزونه. هم مجازی هم حقیقی. نترسید. هیچی هم نمی‌شه. نمی‌میرید. بمیرید هم در راه عقیده‌تونه و اتفاقا باید از خدا بخواید! برای شروع هم به ۱۶۲ زنگ بزنید و مطالبهٔ جنگ تا محو اسرائیل رو بکنید. من نمی‌دونم رستگاری در شائوشنگ رو دیدید یا نه. اون هرروز هر روز نامه نوشت و مطالبه کرد کتابخونه می‌خوایم. هر روز هر روز با یه قاشق دیوار رو کند. بعد از سال‌ها بالاخره خسته شدن از نامه دادنش و بهش کتابخونه دادن بعد از سال‌ها تونلش و زد و از زندان فرار کرد. من دیروز روز اول جنگ زنگ زدم امروز هم زنگ زدم فردا و پس‌فردا و هر روزی که از خواب پاشم و ببینم هنوز اسم اسرائیل تو دنیاست زنگ می‌زنم و مطالبه می‌کنم من مخالف ادبیات انتقام هستم! آقا گفتن جنگ، منم می‌گم جنگ. انتقام مال یه اتفاق ساده است. مال یه حرکت مقطعی. من مردم این خاکم و راضی نیستم وقتی زن و بچهٔ غیرنظامی تو خاکم... تو خواب شهید شده... کسی با قاتلینش مذاکره کنه... فقط جنگ. جنگ یعنی مبارزه تا پیروزی. بکشیم یا کشته بشیم. این‌جا غزه و سوریه و لبنان و افغانستان نیست! ما هم رعیتِ بی‌سلطان نیستیم! ما شیعه‌های علی بن ابی طالبیم و همون سقیفه برای قیامت‌مون بسه دیگه ساکت نمی‌شینیم فقط جنگ. شما صداوسیمای منِ مردم هستی و وظیفته مطالبهٔ من رو به گوش مسؤولین برسونی. فقط جنگ. تا محو اسرائیل. تا اونجا که مهرماه تو کتابای درسی بنویسن چند ماه پیش لجنی از روی کره زمین به اسم اسرائیل محو شد، اونم به دست ایرانی‌ها. خدایا تو شاهد باش من تو این جنگ سربازیِ امام زمان رو کردم و بقیه رو هم به عاقبت‌به‌خیری دعوت کردم. خدایا تو شاهد باش من همونی که بلد بودم و ازم برمیومد کردم. خدایا تو شاهد باش من بهانه نگرفتم و توجیه نکردم.