تمومِ مدتِ جومونگ تا الآن رو داشتم پیاماتون و جواب میدادم. بالاخره صفر شد.
فقط نقد داستان موند که میخوام صوت برات بگیرم.
داستانِ جومونگ رو هم از هوش مصنوعی پرسیدم. متعجبم چرا جومونگ قهرمان فیلمه؟!
پسرِ ارشدِ امپراتور تسو بود. مادر تسو، همسر اولِ امپراتوره. یعنی مادرِ جومونگ هَووشه! پس مادر تسو هر تلاشی برای حکومت پسرش کرده، حقشه! چرا پسرِ هَووش باید بیاد زندگیش و ببره؟! جومونگ پسرِ امپراتور نیست! پسرِ زن دوم امپراتوره!
قانونی و شرعی (شرع اونا😂) حقی از حکومت نداره!
بعد این تسو آدمِ پرتلاشیه! جومونگ لاابالی بوده قبلاً! حتی برادر تسو، خودخواه و مقامطلبه، ولی تسو برای کشورش فداکاری میکنه و حرص و جوش زده!
الآن من گیجم!
طبق ارزشها،
تسو باید قهرمان این فیلم باشه،
چرا جومونگه؟!😐
چرا برای اینم کسی اعتراض نکرده؟!
میرم بزنگم ۱۶۲😶
سربهراه
تمومِ مدتِ جومونگ تا الآن رو داشتم پیاماتون و جواب میدادم. بالاخره صفر شد. فقط نقد داستان موند که م
چقدر پیام دارم دربارهٔ سریال جومونگ(!)
این همّتی که شما سرِ امورِ بیهوده و گذرا دارید، اگر سر واجبِ امربهمعروف داشتید، الآن تو ظهور زندگی میکردیم!
اِفهم!
اِسمَع!
بهخدا فکر میکنم این فیلما رو علیه انقلاب و شهدا ساختن... اینقدر که بده!
نه!
افتضاحه!
من روی شهدای دفاع مقدس خیلی غیرت و تعصب دارم. وقتی اینا رو میبینم و کتابای مزخرفِ تازهچاپشده رو، دلم نمیخواد هیچکس دربارهشون کاری کنه...
مثلاً من واقعاً خوشحالم بعد از شش سال کسی دربارهٔ سردار سلیمانی کاری نکرده... کاش تندیسهای بدی که ازش ساختن هم خراب شه... خوشحال میشم کسی دربارهٔ شهید رئیسی وارد فاز هنر نشه... تهِ هنرِ مذهبیای ما توجیهِ بیعرضگیهاشونه و فرار از تکلیف(!) مذهبی و چه به هنر(!)
البته پروفایل با دوربینم ازتون برمیاد😂😂😂 ولی هنر؟! حاشا و کلّا!
خدای جنگ رو که میدیدم، از شدتِ عصبانیت که چه موضوعِ نابی دست کیا افتاده و چطور به فناش دادن، یک ساعت برای ۱۶۲ سخنرانی کردم!
کاش ابراهیم حاتمیکیا تکثیر میشد... یا کاش هر ننهقمری ژست حاتمیکیا نگیره(!) کاش اگر بلد نیستید، سمت کاری نرید!
کاش علاوه بر تعهد
تخصص رو هم جدی بگیرید!
کاش بهجز مهربونی پیامبر که به نفعتونه تا عقدهها و حقارتها و حسادتهاتون رو بپوشونه،
اینم میخوندید که ابوذر رو که در ایمان و تعهد شاخص بوده، در هیییییییییییچ کار اجرایی و کشوری نمیذاشتن چون تخصص نداشته!
یعنی پیامبر
مذهبیِ مؤمنِ بیتخصص و هنر
بهدردش
نمیخورده!
نمیخوره!
و نخواهد خورد!
بهم برخورده برای دفاعِ مقدسِ نابِ کشورم، چنین خزعبلاتی رو دارن رواج میدن!
خیلی بهم برمیخوره وقتی با آبوتاب ازش صحبت میکنن(!)
کِی شما مذهبیا اندازهٔ عرضه و توانتون، باد به دماغاتون میندازین؟!
سربهراه
بهخدا فکر میکنم این فیلما رو علیه انقلاب و شهدا ساختن... اینقدر که بده! نه! افتضاحه! من روی شه
مفید و کمخرج رو یادتونه؟
مفید یعنی چی؟
چند روزِ پیش رفیق یه تصویر برام فرستاد و صوت گرفت و خیلی عصبانی گفت این از کانالِ یه خودشاخپندارِ فرهنگیه(!) میبینی؟ پول از مردم برای اولِ مهر جمع کرده، رفته لوازمالتحریری خریده که روش عکس لبوبو داره(!) یعنی بدیهیترین و سادهترین اصول فرهنگی رو رعایت نکرده(!)
براش صوت گرفتم همه که تو نمیشن عزیزم که
با کمترین بودجه
بهترین جنس
زیبا
وَ فرهنگی بخری!
تو کمخرج و مفیدی!
بقیه لبودهنن! حرص خوردن نداره! مگه اولینباره دیدی؟!
نصف اینایی که به اسم جهادگر، شاخص معرفی شدن همینن... بقیه ندیدن... من و تو که از دلشون داریم میایم...
بعد دوباره صوت گرفت که از خودم خجالت کشیدم یهوقتایی دعوتت میکردم به کار خیر برای فلان کانال و بهمان گروه و تو قبول نمیکردی و من اصرار میکردم...
چون من جز نهاد رهبری و کمیته امداد امام خمینی، به هیچکجا و تحت هیچ شرایطی کمک نمیکنم. مگر ناظر به خریدها و نوع توزیع خودم باشم. یکی از دلایلشم همین کار ضدفرهنگی با لباس فرهنگی کردنه! کسی خوشش میاد یا نمیاد به خودش مربوطه، من فریبِ تبلیغات و منم منمهای جهادی و فرهنگی رو نمیخورم.
در روستای کالو برام یه جعبه هدیه آوردن که به بچههای روستا بدم.
روی همهشون عکس شهدا بود. اما بیسلیقه و بهسبکِ قابهای اجباریِ دفترِ مدیریت(!)
برگردوندم گفتم هیچکدوم رو نمیدم. یا کار جذاب و زیبا و فرهنگی بفرستید، یا اصلاً کادو نمیدم.
از اون پایگاههای رزومهای بودن که از اساس اردو جهادی برده بودن که فیلم و عکس تهیه کنن. نمیشد کادو ندن.
من رفته بودم که بهاندازهٔ توانِ خودم اصلاحات انجام بدم و چهار تا نیروی مخلصِ تازهکار که هنوز آلوده نشدن، ببینن میشه مبنادار کار کرد، نه بر اساس سلیقه و منها و منافع و عقدهها!
وَ دیدن و خدا رو شکر اصلاحاتی هم پیش رفت.
مثلاً مجبور شدن برام یه جعبه جدید بفرستن.
اینبار خیلی خیلی ناز بود اما یونیکورن بود و غربی(!)
برگردوندم. گفتم تکرار میکنم:
جذاب
زیبا
فرهنگی
کمهزینه
ایرانی.
اینبار برام جعبهای که فرستادن هفتاد درصد به خواستهم نزدیک بود.
اما
یکدست نبود!
مثلاً پنج تا لیزر، ده تا ماشین، سه تا دفتر، هفت تا جامدادی بود.
برگردوندم و گفتم اگر اینبار
بادقت
باظرافت
بادغدغه
باهدف
هدیه نفرستید،
تا انتهای اردو
دیگه کادو نخواهم داد،
اجازهٔ فیلم و عکسم نمیدم!
کادوتون میتونه کفش باشه اما سایز ۴۵ و ۳۲ و ۲۷،
ولی نمیتونه کفش باشه و کیف و لباس!
وقتی میخواید به بچه کادو بدید، باید مراقب باشید حسرت و حسادت کنارش نباشه(!)
بحثتون که شاگرداول و دوم و سوم نیست که جایزهشون فرق کنه(!)
میخواید به همه کادو بدید! پس یکدست بدید که کسی دلش نسوزه. و چنانچه عرضهٔ این دقتهای کارِ فرهنگی رو ندارید، کار نکنید! کسی مجبورتون نکرده!
کار نکردن، بهتر از بد کار کردنه(!)
باشه؟
سربهراه
مفید و کمخرج رو یادتونه؟ مفید یعنی چی؟ چند روزِ پیش رفیق یه تصویر برام فرستاد و صوت گرفت و خیلی
من چطور بگم با مبنا کار کنید نه با سلایق و دلخواه و عقدهها و حسرتهای خودتون یا چهار تا مثل خودتون؟!
پرهیز کنید از مذهبیونی که میخوان «جذب کنند» یا «تربیت نسل» یا در جوابِ درخواستِ شما به توصیه، سریع تز میدن درحالی که تو زندگیِ خودشون موندن(!)
امربهمعروف نمیکنید چون تصور میکنید پیغمبرید و تا گفتید، طرف باید درست شه(!) اگر شالش و سرش نکنه یا غیبتش و جمع نکنه، وامحمدا سر میدید و گریان و نالان و لرزان میشید چرا به نطقِ شما اصلاح نشد(!)
جمع کنید بابا توهماتتون رو(!)
رهبری که فقط ازش دم میزنید فرمودن:
مبنا را تفکراتِ شهید مطهری بگذارید
و کارهای بعدی را روی آن بنا کنید.
یعنی بامبنا کار کنید!
طبق اصول!
طبق فکر و عقل و منطق!
از متوسطه اول بیرون اومدم چون دبیر پارسالشون استخدامی قبول نشده و به هزار امید خبر داده...
سه روزم در هفته خالی شد. از نظرِ مالی وحشتناکه و از نظرِ جسمی و رسیدگی عالی.
اومدم کتابخونه ببینم با زندگی چه باید کرد وقتی خدا همهٔ برگههای امتحانیش رو اولِ مهری رو کرده😁
برو شیرِ درّنده باش ای دغل!
مینداز خود را چو روباهِ شَل
چنان سعی کن کز تو مانَد چو شیر
چه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟
*درس یکم، فارسی یازدهم💪
#محتوایخوب