قم رو امروز درررررررنوردیدم😍 هنوزم تو اتوبوسم😂😂😂
خیلی شهر کوچیکیه! قبلاً نوشته بودم مشهد نباشم، فقط قم و نجف دوست دارم زندگی کنم. همینجا و با عقلِ سلیم از اون حرفم برمیگردم. من قم نمیتونم زندگی کنم. دلم میگیره. واقعاً کوچیکه. یکیتون آدرس جاهای مختلف رو داده بود، گفته بود کوچیکه و میتونم برم، درست و دقیق گفت. مشهد نباشم، فقط نجف برام قابلیتِ زندگی داره. شهری که زنده باشه. اینجا پویایی و زندگیِ مشهد و نجف رو نداره. شنبه بود دیگه، منم از صبح تو شهرم. هر چهار طرفِ حرم هم مسیرام کشید. ولی شهر خیلی خلوت و دلگیر بود برام.
اما فوقالعاده شهر اصیلیه. هرجا رفتم قدمت تاریخیِ خفن داشت! یه امامزاده رفتم بعد مینویسم و عکس میذارم، از شهدای حملهٔ مغول بودن! یعنی قرن شش! همین مسجد امام حسن عسگری علیه السلام مال قرن دومه! فردوسی قرن چهارمه، یعنی حتی قبلتر از فردوسی و رودکی! یعنی قبلتر از شروعِ شعرِ فارسی! خیلی شهرِ بااصل و نسبیه. مشهد واقعاً با امام رضا جان، شهر شد، واگرنه جایی نبوده. نیشابور بوده که مهم و پایتخت بوده. الآن طفلی یه شهر کوچیک و ساده شده، ولی از نظر تاریخی نیشابور خفنِ کشور بوده.
خلاصه که از لیستی که نوشتم برم بگردم فقط دو_سه جا مونده😂
جز یک مورد هم از صبح کشف حجاب ندیدم. قم به چشمم، شهر پوشیدهای اومد. گرچه محجبههاش رو، محجبه ندیدم، بلکه چادریهای سنتی دیدم... اما چشم و اعصابم خیلی آروم بود... واقعاً تو مشهد نمیتونم از صبح تا این ساعت به گردش باشم و روحم به هم نریزه، ولی ماشاءالله اینجا روح و روانم آسوده بود.
#سفرنامه
#قم
سربهراه
جذابترین بخشِ گردشِ شبانهم اینجا بود... کمی بادقت نگاه کنید. میتونید بگید چرا؟ #سفرنامه #قم
خب. از اینجا شروع کنم.
سینیش و میبینید؟
همینقدر کم داشت.
همینقدر ندارانه.
نه موکبی... نه استکانهای آنچنانی... نه سماور و قوریِ خفن... نه امکانات... نه سرمایه...
ندار بود.
این کل توصیفیه که میتونم بکنم.
آدم وقتی نداره، خیال میکنه نمیتونه کاری کنه.
مادرم همین فکر رو میکنه. همسایهها. همکارها.
وقتی به مدرسهها میگم فاطمیه بگیریم. مراسم اربعین. محرم. مراسم ولادت و شهادت. بسیج. جهاد. میگن بودجه نداریم!
پول نداریم!
جا نداریم!
امکانات نداریم!
من دو سال مسؤول هیئتی بودم که هیچی نداشتیم... هیچیِ هیچی...
جون کندم که بفهمونم آدم بخواد کاری بکنه
به داشتن و نداشتن نگاه نمیکنه...
جون کندم نشون بدم اربعین؛ یعنی تحت هر شرایطی میتونی پای امامت باشی، اگرررررررر
بخوای!
ماجرا سرِ همین خواستنه است!
نمیتونی عروسیِ گناهآلود نری، نه چون زشته و فامیلن و میگن ما مذهبیا آدمبهدوریم و حسود، نههههه!
چون نمیخوای.
نمیتونی بهجای عبا، چادر بپوشی، نه چون فحش میخوری و گارد میگیرن و وسطِ یه خونوادهٔ ضد مذهبی و دافعه داری، نهههههه!
چون نمیخوای.
نمیتونی در حد دانشگاه دولتی و رتبههای آبرومند درس بخونی، نه چون مشکلاتی برات پیش اومده و شرایط نبوده، نهههههههه!
چون نمیخوای.
خواستن.
خواستن.
خواستن.
موکبهای بزرگِ دارا چطور ساندویچ میدن دستت؟
این پیرمرد رو ببین؛
همون نونِ کمش رو
برش زده!
برشهای مرتبِ یکاندازه!
حلقههای خیار رو ببین،
کج برش داده...
باسلیقه...
کمش رو
خوشگل گذاشته تو سفره...
حالا ببخشید یه نون و پنیری دور هم بخوریم و همون نون و پنیر رو با ظرف بذاره وسط سفره و هی نداریش رو بگه، بگه، بگه که حال آدم از همون یه لقمه بههم بخوره... نهههههه! ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم... با پادشه بگو که روزی مقدّر است!
نظم و سلیقه و خلاقیت و گشادهدستی از این میزِ کوچیک میباره...
اونی که ایستاده پای شیر آب و تندتند استکان میشوره چون استکانها همونقدرن، انگار فرق است از آبِ خضر که ظلماتْ جای اوست، تا آبِ ما که منبعش الله اکبر استه!
بعد همین ندار
وقتی دید من ذوق کردم و موبایل درآوردم عکس بگیرم
سینی رو دوباره جلوم گرفت که بازم بردارم...
تشکر کردم. گفتم همین یه لقمهتون برام برکته...
دهان باز کرد و فهمیدم چرا دلش گنده است!
عِراقی بود!
ایرانیها در نذری دادن دلگنده نیستن!
دو تا دو تا نمیذارن برداری...
این مشیِ موکبدارهای عِراقی اربعینه که میگن هر چقدر دوست داری بردار... با پادشه بگو که روزی مقدّر است!
❣
#سفرنامه
#قم
شام، صبحانه میخورم و بعدش هم قرار نیست امروز و بنویسم، امروز باشه فردا! دارم از خواب بیهوش میشم🥱😴 قشنگترین جایی که امروز رفتم و کُشت من و از شدتِ زیبایی؛
خونهٔ امام خمینی❣😍😭❤️
اگر اون حاجآقای مسؤولش تو حیاط نبود، من تاااااااااا مدتها کنار حوض مینشستم😍 ولی بهخاطر حضور حاجآقا زود پا شدم و اومدم. بابا بذارید آدم خلوت هم داشته باشه... اَه!
فردا هم مدارس مشهد تعطیله😂✌️ خدایا خیلی مخلصیم. یادم میمونه❣
#سفرنامه
#قم
سربهراه
یکیتونم بی اونکه من و بشناسه، اعتماد کرده و شماره گذاشته و گفته راهنمایی خواستم، خبر بدم دو ساعت بعد حرمه❣
#جهانبینی
دم حرم از این سمت که مسجد امام حسن عسگری علیه السلامه، چند تا موکب برپاست که یکیشون واقعیت مجازیِ بقیع داره. از اینا که دوربین سهبعدی میذارن سرت ببینی. انیمیشنِ خفنی نداشت، از همین مدل انیمیشن ایرانیهای ضایعِ شبکه پویا بود، ولی بهنظرم مفیده. طفلی بچهها میومدن ببینن، زیر ۱۲ سال نمیذاشت. میگفت ترسناکه(!) نبود. اما شاید چون محتوا مفهوم نیست نمیذارن که اگر یه مربی باشه توضیح بده خوبه. من موافق این مدل کارهای سمعی_بصری برای نوجوانهام.
جای شارژ موبایل حرم رو خیلی دوست داشتم. مثل مشهد کارت شناسایی نمیخواد. حرمِ مشهد بدون کارت اصصصصصصصصصلاً موبایلت رو نمیگیره! اینجا از این مسخرهبازیا نداشت. تدبیر کرده بودن سیستمی کار پیش میره. آفرین.
سرویس بهداشتی حرم خیلی خوبه. اینکه میتونی تا جای پلهها بیچادر بری، قشنگ خودت رو خارج از محیط سرویس بهداشتی مرتب کنی رو دوست دارم. بوس به طراح و معمار سرویس بهداشتی اینجا❣
درسته مثل رواق حضرت زهرا سلام الله علیها در حرم مشهد، پتو و بالش نمیدن و من کمی سرمام میشه، ولی همینکه بدون مسخرهبازی میذارن از سرِ شب تااااااااا ۹ صبح بخوابی، بی سروصدا و آزار و اذیت و هی خانومم پا شو نمیگن، واااااااقعاً دستبوس آستان مقدس قم هستم!
من چندینبار آستان قدس رو به فحش کشیدم برای اینکه زائرا تو مسألهٔ خواب و حمام اذیتن...
حرم ما حمام نداره! باید شرایط خااااااااص داشته باشی تا برات حمام تجویز کنن(!) عملاً قید حموم رو تو حرم مشهد باید بزنی!
جای خوابشم فقططططططط زائر! یعنی مشهدی باشی، حق خواب نداری! کدملیت و ثبت میکنن... باید از کی تو صف باشی... بعد آیا کدملیت ثبت شه یا دربیاد سه شبت تموم شده... چون هر شش ماه، سه بار حق استفاده از جای خواب داری... هییییییییییچکجای دیگهٔ حرم هم نمیذارن بخوابی! خادمامون دهنت و آسفالت میکنن... خانومم پاشو... خانومم جای خواب رواق حضرت زهراست... خانومم و مرگ... خانومم و درد... هی نامه نوشتم به آستان که ما دو تا دختر رفتیم عراق، در امن و امان، یه دختر بخواد بیاد حرم امام، تو مشهد شبا چه کار کنه؟!
استدلالهاشونم ضد هرگونه تفکر اسلامیه که الآن اعصاب ندارم توضیحش بدم...
اینجا روزا میتونم بالکن شرقی بخوابم... شبا بالکن غربی... و واقعاً جز مردمِ عجیب و غریبِ قم، مشکلی نیست...
ممنونم آستان قم❣واگرنه از خستگی میمردم و از خسته، زیارت درنمیاد! انشاءالله آستان قدس هم آدم شه.
گفتم مردم عجیب و غریب؛
واقعاً قمیها عجیب و غریبن! شما نمیدونین چه پدیدههایی دیدم تو این دو روز(!)
یه موردش و میگم، امیدوارم خودتون متوجه شید!
ببین منظورم خوبی و بدیِ مردم نیستا! دقیقاً عجیب و غریب!
داشتم موهام و شونه میکردم، یه خانم اومد ایستاد کنارم و پرسید شما مسافرین؟ گفتم بله. یهو گفت شما هم بیحوصلهاید؟! دستام روی موهام موند😶 گفتم نه... چطور؟! گفت من خیلی بیحوصلهام! چرا؟!
من؟
😐😶😶🌫
گفتم حتماً براتون مشکلی پیش اومده و ذهنتون درگیره.
گفت آرهههههه!
تو دلم گفتم میشه ۴۵۰ هزار تومان😂 همین و بری مشاوره، کلی ازت میکّنه و چند جلسه اسکولت میکنه تا بهت بگه، من سریع زدم تو خال😁
گفتم توکل کنید. شما الآن در حرمِ کریمهٔ اهل بیت هستید. با خانوم صحبت کنید و از ایشون بخواید وساطتتون رو بکنن پیش خدا و دلتون رو در بلا و آسایش آروم کنن. غصههای پیش از این مگه مونده که غصهٔ امروز بمونه؟
گفت چقدر آرومم کردی!
بعد همینجوری موند تو صورتم و بهم زل زد😶
گفتم الحمدلله. نگران نباشید. وضو بگیرید، دو رکعت هدیه کنید به امام زمان علیه السلام و برید پی زندگیتون. امام شما رو تنها نمیذارن. بهشون اعتماد کنید.
کمی نگاهم کرد و بی هیچ حرفی رفت😂😂😂 حق ویزیتم و نداد😂
تو این دو روز از این موارد، ده تا رو قطعاً داشتم😂😂😂 خب چرا؟! قمیها تأیید میکنید؟😂
#سفرنامه
#قم
مقبرهٔ شیخان رو قبلاً رفته بودم. چون دم در حرمه، فضولی کرده بودم بارهای قبل. خوراکِ این عرفانمسلکای اهل مراقبه و کنج عزلتِ هپروتیه(!) پر از علمای این مدلیه! مثلاً همین جوادآقا چیچیِ تبریزی کلی کشتهمرده داره که مریدشن ولی خب عرضهٔ یه امربهمعروفِ ساده ندارن چون در عالم کاری جز خودسازی ندارن(!) فقط کِی خودشون رو میسازن بیان جامعه رو هم بسازن خدا عالمه(!)
من از اینجا فقط اصحاب امام رضاجان و امام جواد علیهماالسلام رو دوست دارم زیارت کنم و دکتر قریب. مردی که با علم و عمل دنیا رو ساخت! نه هپروت و مراقبه(!) مردی که اگه نبود، پزشکیِ اطفالمون هنوز وابستهٔ شرق و غرب بود(!)
خدا رحمتشون کنه. یه صلوات به روحشون هدیه کنید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
و جز دکتر، قطعاً شیفته و زائرِ همیشهٔ شهدا هستم. شهدا؛ باتفاوتهای همیشه اهل عملِ جامعه!
باتفاوتهای همیشه درمیدان.
اینجا کلییییییییی شهید داره😍❣
#سفرنامه
#قم