eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
بعد از ظهرِ شهادت سوار اتوبوس شدم و رفتم گلزار شهدا یا امام‌زاده علی بن جعفر علیه السلام اگر اشتباه
اون دختری که پالتوی خاکستری پوشیده و روسری‌ش و گره زده بود و منبر به اون شیکی رفت وسط سرویس، اگر صبح شهادت دیدید، من بودم😂 یه منبر مفصل از امربه‌معروف رفتم، همهٔ باطل رو در نطفه خفه کردم، حق رو یاری کردم و اومدم بیرون! درسته قم به افتضاحی مشهد، تهران و سایر شهرهای بزرگ نشده در حجاب، ولی همین چند مورد رو اگر تذکر ندید، باعث گندیدن همه می‌شه! بعد می‌شید یاری‌گرانِ تغییر ذائقه و نگاه و رشد گناه و عادی‌سازی‌ش و تغییر مسیر ازدواج و... . حرم پر بود از صندوق‌های ارتباط با تولیت. مثل من بازخواست‌شون کنید که چرا خادم‌ها خودشون تذکرلازمن؟! چرا حجاب در حرم تذکر داده نمی‌شه؟! من بارها تو حیاط حرم مانتویی دیدم(!) چطوری عزادارِ حضرت زهرا سلام الله علیها بودید و مرید میرزاچی‌چی؟! خودتون خجالت‌تون نمی‌شه؟! عجیبید شما مردم قم...! زیارت امام‌زادگان رو کردم و اومدم برم پیش شهدا. بعد از زیارت شهید زین‌الدین عزیز و برادرش، دنبال شهید کورسلِ عزیزم گشتم. سخت پیدا شد چون قطعهٔ شونزده، بعدش هفده و هجده نداشت! هجده که کورسله کجا بود؟ از در ورودی گلزار، مستقیم برید انتها، دست راست، اون وسط. ماجرای شهید کورسل رو بخونید، پیگیرش می‌شید. سر مزار غریبش نشستم و براش یاسین خوندم. دعا کردم دعا کنه خدا من رو از فرانسهٔ کفرِ خودم نجات بده و به شیعهٔ راستین بودن برسونه... شهدای دیگه رو هم زیارت کردم و رفتم ببینم اون‌همه گنبدمخروطی که از دور می‌بینم چیه. این‌جا دم امام‌زاده یه نمایشگاه کوچیک بود که تهش ساندویچ کتلت می‌داد با نوشابه😍 دم در هم لیوان آوردن، سر کشیدم فهمیدم شله‌زرده😶 واقعاً شله‌زرداتون شله و لیوانی هورت می‌کشید یا این خراب کرده بود؟!😐 شله‌زردای مشهد سفته و تو ظرف با قاشق می‌خوریم آخه😂
مخروطیِ روبه‌روی گلزارشهدا هم امام‌زاده بود. ایشون و‌ شهیدهٔ کنار مرقدشون رو هم زیارت کردم، رفتم برم اون‌ور خیابون که دو تا مخروطی داشت.
این‌جا گنبدسبز قم بود. یا خانهٔ هنر. نمی‌دونم روز شهادت تعطیل بود یا کلاً تعطیله! چون خرابه بودااا! کثیییییف! توش پر از درخت انار بود که کسی نچیده بود و نعمت خدا پوکیده بود... گوگل کردم ببینم تو مخروطیا چیه که فهمیدم مزار حکام قدیم قمه. از خانوادهٔ صفی‌الدین اردبیلی.
تو ایستگاه اتوبوس نشستم و آخرین خوراکیِ مریم‌گلی رو که انار بود خوردم. دوست اونه که برات انار دون کنه، نارنگی رو که همه پوست می‌کنن😂 اتوبوس این‌قدر دیر اومد که انارم و تموم کردم😐 خدا خیرت بده مریم، میوه بهم رسید😁 میوه‌هام و تموم کرده بودم😂😂😂 ولی قم بعدی، اول تو رو از کانال حذف می‌کنم، بعد سفرنامه می‌نویسم😂😁✌️ بعد که برگشتم اضافه‌ت می‌کنم که شرمندهٔ لطفت نشم. این مریم میاد مشهد، من یه بار می‌رم دیدنش، اونم چون همیشه از کار می‌رم، دست خالی‌ام. بعدم پیامش نمی‌دم کجایی و چطوری. نمی‌دونم همه مشهدیا اینن یا فقط من. ولی همین‌قدر بی‌شعورم در مهمان‌داری و این‌قدر سرم شلوغه جزو دغدغه‌هام نمی‌مونه فلانی اومده. ولی مریم از روز اول که کانال رو خوند، فکر کنم هر روز بیدار شد حساب کرد چهار تا بچه داره این‌قدر که به فکرم بود😍🥲 یعنی انتخاب دوستم محشره❣ولی انتخاب دوستِ دوستام، افتضاحه😂😂😂 بالاخره اتوبوس اومد و برگشتم حرم. دربه‌درِ چای که ماکوموجود😡 تهش یه موکب غریبِ افغانستانی چایم داد! ما این بندگان خدا رو بیرون می‌کنیم، اینا تو خاکِ خودم، من رو سیراب می‌کنن! قمی‌ها خسیسن؟! یا چی؟😂
رسماً برنامه‌م تموم شد و هرجا می‌خواستم برم، الحمدلله رفتم. فقط مونده بود شهید مطهری و آقای بهجت که این بزرگواران هم روزی‌م شدن و الحمدلله، برنامه‌م بسته شد.❣🙏
کتابخونهٔ فسقلیِ حرم رو هم امروز صبح رفتم دیدم. مقایسه کنید با کتابخونهٔ عظیییییییییمِ آستان قدس😍
این سفر خدا خی‌لی همراهم بود. من برای سه_چهار روز برنامه ریختم ولی مدارس از شنبه مجازی شد و من تونستم بیشتر بمونم. تدریس مجازی حین حرکت و برنامه‌هام خی‌لی سخت بود، ولی امروز معاونم یه کلیپ فرستاد که تنها و تنها از کلاس‌های مجازی من ساخته شده به‌عنوان بهترین کلاس مجازی مدرسه😍 این یعنی از پسش براومدم و خدا رو هزار مرتبه شکر و از بانو هم کمال تشکر❣😭😍