ممنونم که لبریزم کردی از شور و بهم کلی چیزای تازه یاد دادی و باعث شدی بیش از پیش شاگردهام و ترغیب کنم برای دانشگاههای خوب درس بخونن واگرنه به اولین خنگی که خدا زد پس کلهش و اومد خواستگاریشون جواب بله بدن و به زندگی معمولیشون با توهم خوشبختی و تکمیل دین ادامه بدن(!)
سر فرستهٔ انشای شکلکها، چندین پیام دارم که پرسیدید این خلاقیت از کجا میاد؟ ژنتیکه یا کلاسی رفتم و کتابی خوندم؟
یه پیام هم دارم پرسیده چطور میتونم حاضرجواب باشم؟ :)
خلاقیت اونطور که من دیدم بخش زیادیش انتسابی و ذاتیه. عنایتِ خدادادیه. مغزتون متفاوت میبینه و بنبست نداره، همیشه بنبازه.
اما چطور میشه تقویتش کرد یا تا حدی اکتسابی بهش رسید؟
کتابخونها؛
هم خلاقترن
هم حاضرجواب.
کتابخرها نه.
کتابخونهدارها نه.
اونی که پول میده فقط میخره نه.
کتابای یه مؤسسهٔ خاص و یه مسیر خاص نه.
کتابای دورهها نه.
فیلم نه.
موسیقی نه.
کتابخونها!
کتابِ خاصی نیست شما بخونی بعدش خلاق شی(!) یا حاضرجواب(!)
کتابخون باشی هم خلاقی، هم حاضرجواب!
صبحِ جمعهای که اسرائیل چندین سردار و دانشمند ما رو زد، مطمئن بود براندازی میشه. اصلاً این برنامهٔ براندازی بود. فکر کرده بود رهبر رو فراری میدیم مثلاً عراق و کشور تصرف میشه(!)
من مطمئنم هر کشور دیگهای بود براندازی میشد.
ما وسطِ نعمتیم، نمیفهمیم چی شده!
فکر میکنیم همهجای دنیا همینه...
نیست!
کتابخون باشین متوجه میشین!
به ظهر نکشیده جای سردارا جایگزین گذاشتن و جواب ضربت رو دادن!
براندازی نشد!
چون مدیریت بحران شد!
مدیریت بحران چیا میخواد؟
تجربه، شجاعت، توکل، مهارت، یکیش هم خلاقیت.
من چرا هی از بچههام کار گروهی با شرایط دشوار میگیرم؟
میخوام مدیریت بحران یاد بگیرن. میخوام فرداروزی وسط زندگی بگن شب اجرا دعوامون شد ولی حلش کردیم. (روز دختر پارسال نهما)
کی جمعه مدیریت بحران کرد؟
سیدعلی خامنهای!
این خلاقیت از کجا میاد؟
علاوه بر همهٔ چیزهایی که هست، یکیش کتابخون بودن!
آقا تاریخ صدر اسلام خوندن. تاریخ غرب و شرق. تاریخ انقلابهای دنیا. کسی که بدر و حنین و عاشورا خونده و پشتپردهٔ تبوک رو، بیدی نیست که از این بادا بلرزه!
رمانخوان هستن. کسی که رمانخونه یعنی بهتعداد ماجراهای رمانهایی که خونده، ماجراازسرگذروندن بلده.
وَ
آقا قرآنخونه!
من قرآن رو
لازمهٔ کتابخونا میدونم.
درواقع معتقدم
کتابخونا
مادامی که قرآنخون هم نباشن
کتابخون نیستن.
قرآن مجموعهای از تاریخ، رمان، قصه، جغرافی، سیاست، فلسفه و... است.
من قبلاً نوشتم به #بازخوانیِ کتابهای بنیانی و تفکرساز بیش از تازهخوانی اعتقاد دارم.
تصمیم دارم تموم آثار مطهری رو بازخوانی کنم.
وَ قرآن.
سالها پیش در دورهمی تو تلویزیون دیدم محمدرضا شریفینیا رو آوردن.
این آدم خیلی کتابخونه.
اونجا چیزی شبیه به فکر من گفت که کتابخونا کلاً حاضرجوابن.
واژه زیاد تو سرشونه.
آقا رو بیینید؛ چقدر واژهسازی دارن...
شما فکر میکنید من سر وظیفه و معلمی و انقلابی بودنم آقا گوش میدم، ولی اوّلین ذوقی که من سر سخنرانیهای آقا دارم، پیدا کردن کلمات خاصیه که ایشون استفاده میکنن😍❣
این از چی میاد؟
کتابخون بودن!
میخواین خلاق و حاضرجواب باشین؟
کتاب و قرآن بخونید!
از دید یه نویسنده، اسمها برام مهمن.
اسم قصه، اسم انسان، اسم مغازهها و مکانها، اسم پارک، اسم خیابون، اسم فیلم، اسم رویدادها،...
مهمن برام.
دیشب شاید شاهکارِ نامگذاری رو دیدم!
با همهٔ نکاتِ دقیقِ نامگذاریِ اثر...
فوقالعاده بود!
به وجدم آورد!
این یکی از همون همکارای متمایزمه که میگم سطح بالان و من باهاشونم.
دیپلمه است. (انتظار که نداشتین سطح بالا رو فقط در مدرک خلاصه کنم؟! پس پیرزنی که هشت سال پیش در کوههای کلات دیدم چی؟! وَ انتظار ندارید که شما رو با دیپلم در کنارِ متمایزها قرار بدم؟! همینطور که من انتظار ندارم فرستههای این مدلیم زیاد ادراک شه!) خانهداره، اما در عرضه و مدیریت بحران و سلیقه و فکر و روابط عمومی و حل مسائل و محبت و عاطفه و جدیت و خشونت و همهچیزی عالی و بهموقع است و خیلی چیزا ازش یاد گرفتم.
همونطور که میبینید ذخیرهش کرده:
«دیوِ دلبر»!
همسرش رو.
سربهراه
خستهام. وَ داشتم با خودم میگفتم پنجشنبه تا ظهر میخوابم. بعدش آشپزی میکنم و گندِ جدید میسازم.
وَ معلمی رو دیگه بیهودهترین و بیاثرترین شغلِ دنیا میدونم...
وَمَا يَسْتَوِی الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيء.