تنها کسی که پای تیزهوشان مونده...
تنها کسی که گفت مدال طلا مهم نیست
مهم تلاش پشتشه
من دو سال معلمِ مجنون بودم
دو سالِ مدرسهای نه
دو سالِ دوستی و رفاقت و مثل الآن پیامبازی و تو سفرا از هم خبر داشتن
من دو سال با همهٔ حساسیتهام بر معلمی
با این دختر بودم
وَ هنوز میگه تقصیر اوناست...
وقتی میاد و این چیزا رو به من میگه
یعنی تو ذهنش من اونیام که پی عدالت بودم
پس چرا عدالت رو متوجه نمیشه؟!
خیلی گسترده است
خیلی
هنوز ماجرای یازدهمم رو ننوشتم
فرصت نمیکنم
فرصت نمیکنم بنویسم و حملِ این رنج رو سبکتر کنم
مدرسه جلسه گذاشته بود
برگههایی رو به ما دادن که میانگین نمرات درسی کل کشور رو نشون میداد و جایگاه استانها و مدارس
متوسطهٔ دوم در کل کشور
سطح نمراتش ده از بیسته...
و خراسان رضوی با نمرهٔ شش از بیست
انتهای جدوله...
یعنی استان من
استان خنگها
بیانگیزهها
تنپرورها
بیریشهها
و توخالیهاست...
استانِ فردوسی... ملکالشعرای بهار... اخوان... ناصر بن خسرو... خواجه نظام الملک...
بعد گفتن اداره کل خراسان گفته باید پی راه حلی باشیم این بیآبرویی جبران شه
بعد گفتن در سطح مدرسه بهنظرتون چه کار کنیم که بچهها درس بخونن؟!
همه زر زدن
زر زدن
زر زدن
زر زدن
زر زدن
من یک ساعت فقط زر گوش میدادم
بعد گفتن شما چرا نظری نمیدید؟
من معلم توچشمهام...
اونی که کلیپ کلاس مجازیش رفت اداره...
اونی که کلاس حضوریش ترکونده...
اونی که سرودش اون بود...
مراسم روز دانشآموز رو یهشبه بست...
اونی که بچههای دو معلمفارسیِ دیگه برای سؤالاشون میان پیش من...
پس حتماً نظری دارم!
لبخند زدم.
گفتم گوش میدم.
نظری ندارم.
مدیرم فهمید چیزی هست که نمیگم.
اصرار کرد.
در جلسه.
بعد از جلسه.
نگفتم.
دیگه نمیخوام معلم باشم.
اینبار دیگه والدین ازم ناحق نخواستن
بلکه بخشنامه اومده
که هیچ افتادهای نباید داشته باشیم...