خونوادهم از اون خونه هنوز نیومدن و برای گریستن بسیار وقت داشتم. گریستم و هنوز هم از چشمهام اشک میاد. اما اندوهی از دلم سبک نشده. انگار بنبست بود دنیا و من هی تقلا کردم و رسیدم به بنبستش... انگار هی اینور و اونور جهیدم و تهش فهمیدم تو اقیانوس نیستم، تو تُنگم...
دریا دریا در من اشک میجوشه و چشمه چشمه اندوه...
خدا در قرآن گفته تلاش کنید حاصل میده. پس این عمر بی حاصلِ من چی میگه؟...
شعر اخوان تو سرم پیچیده...
هنوز پوستکلفتانه شعر اخوان تو سرم پیچیده...
شبی که لعنت از مهتاب میبارید
و پاهامان ورم میکرد و میخارید
یکی از ما که زنجیرش کمی سنگینتر از ما بود
لعنت کرد گوشش را
و نالان گفت باید رفت
یکی از انسانیا که دبیر فارسیشون من نیستم، شاعره و شعراش و به من نشون میده.
شعر امشبش از درده...
وَ یکی از اون تفاوتهای ۱۸۰ درجهایم اینه که در کانالم کتیبهٔ اخوان رو مرور میکنم و از عمرِ بیحاصلِ پُر دویدن خستهام و گریان...
اما در پاسخِ دردهای دخترای مدرسه، باید طبیب باشم و به هر حیلتی شده، زیستن رو ارج بنهم...
پس مثل اولِ مهر که از اون شبِ لعنتی به مدرسه رفتم و کسی نفهمید خوشترین معلمِ مدرسه چه شبی داشته...
حالا هم از کتیبه میگریم و برای شاگردم میخونم ز پسِ صبر تو را او، به سرِ صدر نشانَد... تو چراغِ خود برافروز... تو یکی نِهای، هزاری!
امشب
من اونی هستم که تو شعرِ کتیبهٔ اخوان
زنجیرش سبکتر بود و به جهدشان درودی فرستاد و بالا رفت...
اونکه خطِ پوشیده را از خاک و گل بسترد و با خود خواند...
اونکه وقتی پایین اومد گرفتنش، پنداری که میافتاد...
دارم میافتم و کاش دستی هم من و بگیره...
سلام
هرکی اطلاعی داره یا چیزی خونده و شنیده بیاد بهم بگه برای ارشد خوندن در دانشگاه، چه رشتهای:
کشکه (آسونه و نیاز به خوندن و درگیر شدن نداره)
شغل واسهش زیاد و حتمیه
قبول شدنش در دانشگاه دولتی (فردوسی) رتبهٔ خفنی نمیخواد
با خنگی و بیعلاقگی هم پیش ببریش قبول میشی
شاخص سهولتِ سؤال (نه آزمون):
مجموع تعداد جواب درست همهٔ گروهها (گروه قوی، گروه متوسط و گروه ضعیف)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (تقسیم بر)
مجموع کل دانشآموزها منهای تعدادی که پاسخی ندادند
نکات:
۱. گروه قوی و ضعیفتون هرکدوم باید ۲۷ درصد محاسبه شن. این ۲۷ درصد ثابتِ نظریههای آموزشه. مثلاً ۲۷ درصد از سی نفرِ کلاستون که نمرهٔ بالا گرفتن. و ۲۷ درصد از همون سی نفر که پایینترین نمرات رو دارن.
باید برگههاتون رو بهترتیبِ نمرهٔ بالا به پایین مرتب کنید.
۲. شاخصِ زیر ۳۰ درصد و بالای ۹۰ درصد یعنی سؤالتون استاندارد و خوب نیست.
#معلمی
شاخص تمایزبخشیِ سؤال (نه آزمون):
جوابهای درست گروه قوی منهای جوابهای درست گروه ضعیف
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (تقسیم بر)
تعداد کل یک گروه (یا قوی، یا ضعیف)
نکات:
۱. تمایزبخشی یعنی سؤالی که قوی و ضعیف رو جدا میکنه.
۲. اگر در تستیها گزینهای داشتید که هیچکس علامتش نزده، یعنی گزینهتون بیخود بوده. غیراستاندارده. باید همهٔ گزینهها رو بالاخره یکی زده باشه. یعنی همهٔ گزینهها به ذهن دانشآموز بیاد.
۳. زیر ۳۰ درصد شه این شاخص یعنی سؤال غیراستاندارده. سؤال استاندارد باید ۵۰ درصد شه.
#معلمی
برای طراحی سؤال و آزمون اولین توصیهم اینه خودتون طراحی کنید. گفتهخواری نکنید از این سایت و از اون کانال. بحثم شرعی نیست. اگر میخواید معلم بامهارت و همهفنحریفی بشید، این یکی از گزینههاییه که هموارکنندهٔ این مسیره.
یعنی خودتون سؤال طرح کنید.
میخواین معلمی که معلم نیست و بیخود اون جایگاه مقدس رو اشغال کرده بشناسید، یکیش اونایی هستن که سر کلاس،کتاب دست میگیرن، بداهه سؤال میگن و شاگردا باید بنویسن(!)
برای سؤال طرح کردن هم به هر درس رسیدید روی یه برگه، یا بالای اون درس بنویسید چی از اون درس میدونید. مثلاً فعل گفت تو فلاندرس در معنی خودش نیومده. خب این خودش یه گزینهٔ سؤاله دیگه. خیلی کمکتون میکنه. مثل طرح درسه. حالا این طرح امتحانه مثلاً.
پرسیده بودید چطور به متن درسها اشراف داشته باشید، اینطوری.
معلمی که خودش سؤال طرح کنه، زیروبمِ درسا رو میدونه.
یه راهش اینه.
#معلمی
یکی هم پرسیده بودید نکاتی از کلاسای مجازیم بگم که ببخشید دیر شد، متنای طولانی رو باید در اتوبوس بنویسم و مسیرهای طولانی، واسه همین تأخیر خورد.
حقالزحمهٔ این نکاتی که میگم دعای جدی و حقیقی برای ظهوره ورنه راضی نیستم.
در کلاسای مجازیم:
۱. با هر نرمافزار و در بستر هر پیامرسانی باشم، تصویر نمیدم. اگر مثل امسال بگن برای راستیآزمایی لازمه، فقط دستم روی کتاب یا تخته رو تصویر میدم. چهره نمیدم. خصوصاً در گفتگوهای برخط. در مجازی شما تحت نظر چندین نفرید. بهتره مراقبت رو بیشتر کنید تا از راههای کمتری در مظان اتهام باشید. شیطنت دانشآموزها رو هم جدی بگیرید.
فقط هم در پیامرسانها و بسترهای ایرانی کلاس برگزار میکنم. کل مدرسه روی تلگرام باشن، من روی بستر ایرانیام. این به چشم دانشآموز میاد.
۲. پیام دادنِ بچهها رو میبندم و اعلام میکنم مشارکت، پاسخگویی و هر سؤالی دارید، در شخصی بپرسید و من هم برخط پاسخ میدم.
برخی بازخوردهای جالب یا پاسخهای درست رو خودم بازنشر روی گروه کلاس میدم یا عکس میفرستم که همه بدونن واقعاً همون گفتگویی که باید روی گروه کلاس باشه، داره در شخصی من اتفاق میفته. اینطوری روی گروه منظمه.
این مسأله اینقدر به چشم میاد که بعد از قم هر کلاسی رفتم خود شاگردام ازم تشکر کردن. گفتن چقدر خوب بود نذاشتین ما روی گروه پیام بدیم. درس و قشنگ فهمیدیم. ترتیب کلیپا و صوتها به هم نریخت و با پیامهای بیهوده شلوغ نشد.
اما بازخوردهای شکلکی پای هر فرسته رو باز میکنم و با بازخوردهاشون متوجه مشارکتشون میشم.
انتهای تدریس هم لیستی از فعالها، خوابالوها، وَ غایبین میذارم و حساب کار دست بچهها میاد.
که سر همینا کلاسای مجازی من تقریباً بیغایبترین کلاس مدرسه بود 😎
۳. معلم سر کلاس باید محترم باشه. کلاس هم حضوری و مجازی نداره. من همونطور که سر کلاس با شاگردام با «شما» و «بفرمایید» صحبت میکنم، مجازی هم همینه.
اگر اهلش نیستید بدونید خیلی خیلی خیلی ناپسنده. دانشآموز بیادب در تربیت درست نبوده، وقتی ببینه معلمش در نهایت قاطعیت اما محترم داره پاسخ بیادبیش رو میده حتماً گوشهای از زندگیش بازتاب خواهد داشت.
اما در مجازی که مورد رصد هستید، این مورد فوقالعاده است.
یکی از گزینههایی که در کلیپ کلاسای من گذاشته بودن، همین ادبیات کلامی برجستهم با دختراست.
مثلاً همینکه من هیچوقت به دخترا نمیگم بچهها. میگم دخترا یا القابی هدفمند.
یا من در این ۱۲ سال تدریس هرگز روی میز و تخته نزدم که ساکت شن!
و هرگز حتی یک بار هم در جامهٔ معلمی، بر سر کلاس یا شاگردی داد نزدم!
والدین هم اگر بهتون پیام میدن خیلی محترمانه درخواست کنید حضوری تشریف بیارن. تا میتونید در مجازی با دانشآموز و والدین بحث نکنید. ممکنه چیزی بگید، پیامتون رو علیهتون استفاده کنن.
۴. فیلمای تدریسم رو با نرمافزار ایکسریکوردر میگیرم. چندباری با همین نرمافزار برای اینجا فیلم گرفتم و فرستادم. باید یادتون باشه. قلم و پاککن داره، صدا میگیره، رنگهای متنوع داره، روی همه نرمافزارای دیگه فعالیت میکنه و در عین حال پیچیده هم نیست. برای من بهتر از سایر نرمافزارها بوده.
۵. حتماً یهو یه جایی از کلاس رو گفتگوی گروهی باز میکنم! این یهویی بودنه خیلی مهمه. اونجا معلوم میشه حضور زدن واقعاً هستن یا رفتن. خودشونن یا والدینشون. دیگه نمیتونن بپیچونن. مثلاً وسط درسم، یهو گفتگوی گروهی باز میکنم میگم فلانی، شما ادامهش و بخون :)
پیام بده خانم برام نت ضعیفه، روی گروه پاسخ میدم باشه، پس تا فلانی بخونه، تو صوت بگیر روی شخصیم بفرست :) بگه بازم نشد، روی گروه ایمیلم و میفرستم میگم برام ایمیل کن :)
یعنی راه فراری نیست :) برای همین خیلی کم پیش میاد کلاسام غایب داشته باشه. چون من غیبتها رو هم بر نمره اثر میدم.
مثلاً هروقت کلاسی هیچ غایبی نداشته باشه، برای این اتحاد حضورشون یک نمره به کل کلاس میدم :) داشتم طرف ریاضی و زبان نیومده، ولی برای کلاس انشای من اومده که اون یک نمره کل رو بگیرن بیاد روی نمرهشون :) این یک نمره خیلی وجهه گروهی و همگی داره و خب پشتش اهدافی نهفته است.
۶. تکلیفی که جوابش تو گوگله نمیدم. جواب تمرینا با خودمه. عوضش میگم یک ربع وقت دارید جملهٔ سوم از متن رو مثلاً مجهول کنید و بفرستید شخصیم. یا گروهیشون میکنم. فلانی با فلانی و فلانی بند سوم رو تجزیه کنید، یکیتون که خودم میگم بعد، برام بفرسته.
اینجوری هم و بیدار میکنن :)
۷. مثل کلاسای حضوریم رأس ساعت روی گروهم. کلاً در مدارس همیشه مشهورم به معلم منظم. صبحها اولین معلمِ حاضر در مدرسه هستم. شروع کلاسها وقتی بقیه دارن چای مینوشن و حرف میزنن من میرم کلاس. تا زنگ تفریح هم میخوره کلاس رو متوقف میکنم و حتی یک دقیقه از زنگ تفریح دخترا رو نمیگیرم.
#معلمی