eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
326 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
شاخص تمایزبخشیِ سؤال (نه آزمون): جواب‌های درست گروه قوی منهای جواب‌های درست گروه ضعیف ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (تقسیم بر) تعداد کل یک گروه (یا قوی، یا ضعیف) نکات: ۱. تمایزبخشی یعنی سؤالی که قوی و ضعیف رو جدا می‌کنه. ۲. اگر در تستی‌ها گزینه‌ای داشتید که هیچ‌کس علامتش نزده، یعنی گزینه‌تون بی‌خود بوده. غیراستاندارده. باید همهٔ گزینه‌ها رو بالاخره یکی زده باشه. یعنی همهٔ گزینه‌ها به ذهن دانش‌آموز بیاد. ۳. زیر ۳۰ درصد شه این شاخص یعنی سؤال غیراستاندارده. سؤال استاندارد باید ۵۰ درصد شه.
زمان امتحان‌تون چطور استاندارد باشه؟ وقتی ۸۰ درصد دانش‌آموزها برگه‌شون رو دادن، اون زمان، می‌شه ساعت استاندارد آزمون. ببینید چهل دقیقه می‌شه، هشتاد دقیقه یا صد دقیقه یا چقدر.
برای طراحی سؤال و آزمون اولین توصیه‌م اینه خودتون طراحی کنید. گفته‌خواری نکنید از این سایت و از اون کانال. بحثم شرعی نیست. اگر می‌خواید معلم بامهارت و همه‌فن‌حریفی بشید، این یکی از گزینه‌هاییه که هموارکنندهٔ این مسیره. یعنی خودتون سؤال طرح کنید. می‌خواین معلمی که معلم نیست و بی‌خود اون جایگاه مقدس رو اشغال کرده بشناسید، یکی‌ش اونایی هستن که سر کلاس،کتاب دست می‌گیرن، بداهه سؤال می‌گن و شاگردا باید بنویسن(!) برای سؤال طرح کردن هم به هر درس رسیدید روی یه برگه، یا بالای اون درس بنویسید چی از اون درس می‌دونید.‌ مثلاً فعل گفت تو فلان‌درس در معنی خودش نیومده. خب این خودش یه گزینهٔ سؤاله دیگه. خیلی کمک‌تون می‌کنه. مثل طرح درسه. حالا این طرح امتحانه مثلاً. پرسیده بودید چطور به متن درس‌ها اشراف داشته باشید، این‌طوری. معلمی که خودش سؤال طرح کنه، زیروبمِ درسا رو می‌دونه. یه راهش اینه.
یکی هم پرسیده بودید نکاتی از کلاسای مجازی‌م بگم که ببخشید دیر شد، متنای طولانی رو باید در اتوبوس بنویسم و مسیرهای طولانی، واسه همین تأخیر خورد. حق‌الزحمهٔ این نکاتی که می‌گم دعای جدی و حقیقی برای ظهوره ورنه راضی نیستم. در کلاسای مجازی‌م: ۱. با هر نرم‌افزار و در بستر هر پیام‌رسانی باشم، تصویر نمی‌دم. اگر مثل امسال بگن برای راستی‌آزمایی لازمه، فقط دستم روی کتاب یا تخته رو تصویر می‌دم. چهره نمی‌دم. خصوصاً در گفتگوهای برخط. در مجازی شما تحت نظر چندین نفرید. بهتره مراقبت رو بیشتر کنید تا از راه‌های کمتری در مظان اتهام باشید. شیطنت دانش‌آموزها رو هم جدی بگیرید. فقط هم در پیام‌رسان‌ها و بسترهای ایرانی کلاس برگزار می‌کنم. کل مدرسه روی‌ تلگرام باشن، من روی بستر ایرانی‌ام. این به چشم دانش‌آموز میاد. ۲. پیام دادنِ بچه‌ها رو می‌بندم و اعلام می‌کنم مشارکت، پاسخگویی و هر سؤالی دارید، در شخصی بپرسید و من هم برخط پاسخ می‌دم. برخی بازخوردهای جالب یا پاسخ‌های درست رو خودم بازنشر روی گروه کلاس می‌دم یا عکس می‌فرستم که همه بدونن واقعاً همون گفتگویی که باید روی گروه کلاس باشه، داره در شخصی من اتفاق میفته. این‌طوری روی گروه منظمه. این مسأله این‌قدر به چشم میاد که بعد از قم هر کلاسی رفتم خود شاگردام ازم تشکر کردن. گفتن چقدر خوب بود نذاشتین ما روی گروه پیام بدیم. درس و قشنگ فهمیدیم. ترتیب کلیپا و صوت‌ها به هم نریخت و با پیام‌های بیهوده شلوغ نشد. اما بازخوردهای شکلکی پای هر فرسته رو باز می‌کنم و با بازخوردهاشون متوجه مشارکت‌شون می‌شم. انتهای تدریس هم لیستی از فعال‌ها، خوابالوها، وَ غایبین می‌ذارم و حساب کار دست بچه‌ها میاد. که سر همینا کلاسای مجازی من تقریباً بی‌غایب‌ترین کلاس‌ مدرسه بود 😎 ۳. معلم سر کلاس باید محترم باشه.‌ کلاس هم حضوری و مجازی نداره. من همون‌طور که سر کلاس با شاگردام با «شما» و «بفرمایید» صحبت می‌کنم، مجازی هم همینه. اگر اهلش نیستید بدونید خیلی خیلی خیلی ناپسنده. دانش‌آموز بی‌ادب در تربیت درست نبوده، وقتی ببینه معلمش در نهایت قاطعیت اما محترم داره پاسخ بی‌ادبیش رو می‌ده حتماً گوشه‌ای از زندگیش بازتاب خواهد داشت. اما در مجازی که مورد رصد هستید، این مورد فوق‌العاده است. یکی از گزینه‌هایی که در کلیپ کلاسای من گذاشته بودن، همین ادبیات کلامی برجسته‌م با دختراست. مثلاً همین‌که من هیچ‌وقت به دخترا نمی‌گم بچه‌ها. می‌گم دخترا یا القابی هدفمند. یا من در این ۱۲ سال تدریس هرگز روی میز و تخته نزدم که ساکت شن! و هرگز حتی یک بار هم در جامهٔ معلمی، بر سر کلاس یا شاگردی داد نزدم! والدین هم اگر بهتون پیام می‌دن خیلی محترمانه درخواست کنید حضوری تشریف بیارن. تا می‌تونید در مجازی با دانش‌آموز و والدین بحث نکنید. ممکنه چیزی بگید، پیام‌تون رو علیه‌تون استفاده کنن. ۴. فیلمای تدریسم رو با نرم‌افزار ایکس‌ریکوردر می‌گیرم. چندباری با همین نرم‌افزار برای این‌جا فیلم گرفتم و فرستادم‌. باید یادتون باشه. قلم و پاک‌کن داره، صدا می‌گیره، رنگ‌های متنوع داره، روی همه نرم‌افزارای دیگه فعالیت می‌کنه و در عین حال پیچیده هم نیست. برای من بهتر از سایر نرم‌افزارها بوده. ۵. حتماً یهو یه جایی از کلاس رو گفتگوی گروهی باز می‌کنم! این یهویی بودنه خیلی مهمه. اون‌جا معلوم می‌شه حضور زدن واقعاً هستن یا رفتن. خودشونن یا والدین‌شون. دیگه نمی‌تونن بپیچونن. مثلاً وسط درسم، یهو گفتگوی گروهی باز می‌کنم می‌گم فلانی، شما ادامه‌ش و‌ بخون :) پیام بده خانم برام نت ضعیفه، روی گروه پاسخ می‌دم باشه، پس تا فلانی بخونه، تو صوت بگیر روی شخصی‌م بفرست :) بگه بازم نشد، روی گروه ایمیلم و می‌فرستم می‌گم برام ایمیل کن :) یعنی راه فراری نیست :) برای همین خی‌لی کم پیش میاد کلاسام غایب داشته باشه. چون من غیبت‌ها رو هم بر نمره اثر می‌دم. مثلاً هروقت کلاسی هیچ غایبی نداشته باشه، برای این اتحاد حضورشون یک نمره به کل کلاس می‌دم :) داشتم طرف ریاضی و‌ زبان نیومده، ولی برای کلاس انشای من اومده که اون یک نمره کل رو بگیرن بیاد روی نمره‌شون :) این یک نمره خیلی وجهه گروهی و همگی داره و خب پشتش اهدافی نهفته است. ۶. تکلیفی که جوابش تو گوگله نمی‌دم. جواب تمرینا با خودمه. عوضش می‌گم یک ربع وقت دارید جملهٔ سوم از متن رو مثلاً مجهول کنید و بفرستید شخصی‌م. یا گروهی‌شون می‌کنم. فلانی با فلانی و فلانی بند سوم رو تجزیه کنید، یکی‌تون که خودم می‌گم بعد، برام بفرسته. این‌جوری هم و بیدار می‌کنن :) ۷. مثل کلاسای حضوری‌‌م رأس ساعت روی گروهم. کلاً در مدارس همیشه مشهورم به معلم منظم. صبح‌ها اولین معلمِ حاضر در مدرسه هستم. شروع کلاس‌ها وقتی بقیه دارن چای می‌نوشن و حرف می‌زنن من می‌رم کلاس. تا زنگ تفریح هم می‌خوره کلاس رو متوقف می‌کنم و حتی یک دقیقه از زنگ تفریح دخترا رو نمی‌گیرم.
این هم فوق‌العاده به چشم همه میاد و مؤثره. ۸. هر بار خلاقیت به خرج می‌دم، روند رو تغییر می‌دم و نمی‌ذارم کسی این روال رو از بر شه. شاگرد باید همیشه منتظر باشه غافل‌گیر شه. اگر بار اول با کلیپ تدریس کردم، بار دوم صوتی، بار سوم ترکیبی، بار چهارم مفهومی مثلاً با فیلم، بار پنجم درخواست ارائه از شاگرد. تصاویر، اشعار، سلام و احوال‌پرسی، همیشه متفاوتم. ۹. گفتم احوال‌پرسی. این‌قدر برای شاگردا مهمه که خدا می‌دونه! دهما رفتن به بقیهٔ معلما گفتن خانم فارسی میاد اول حال‌مون رو می‌پرسه، بگیم بد می‌پرسه چرا، پیگیر می‌شه، بگیم خوب می‌گه خدا رو شکر، چقدر خوشحالم سر حالید، تو ناراحتی دعوامون نمی‌کنه و تو خوشحالی تو ذوق‌مون نمی‌زنه، چرا شما یه سلام خشک و خالی نمی‌کنین(!) تو مجازی هم همینه. معمولاً آغاز کلاسم بعد از بسم الله الرحمن الرحیم، شعریه که خودم دست‌کاری کردم متناسب با آلودگی یا برودت هوا شه و این‌که ما مجازی شدیم. معمولاً طنز. اگر ولادت اهل بیت علیهم السلام یا مناسبتی باشه حتماً تبریک می‌گم و قواعدم سر جاشه. مثلاً امروز به‌خاطر ولادت امام، منفی‌های انضباطی‌تون پاک می‌شه. به‌جای عیدی که شکلات می‌دم، عیدی مجازی می‌دم بهشون. معمولاً به‌انتخاب خودشون به‌استثنای نمره. عیدی باید عیدی باشه. و مثلاً یه بار گفتن برخط براشون شعر بخونم و خوندم. اگر شهادت باشه، تسلیت نمی‌گم، سعی می‌کنم همون‌طور که در مدرسه با مشکی شدن مانتوم و کاستن از شوخی و طنزم نشون بدم عزادارم، در مجازی هم با تصاویر، استفاده از شکلک‌های پرچم مشکی، قلب مشکی و این مدلی برسونم که امروز عزادار هستم. (اگر دبیر دینی بودم حتماً تسلیت می‌گفتم، می‌خوام بگم اقتضائات فراموش نشه.) این هم عجیب به چشم همه میاد. ۱۰. گروه‌بندی که گفتم دارم‌. فیلم و شعر و موسیقی و هرچی به تناسب باشه هم استفاده می‌کنم. مثلاً بارون بیاد، باز باران با ترانه رو اولِ کلاس براشون پخش می‌کنم. یا انتهای کلاس می‌ذارم و می‌گم از فرصت تعطیلی برای بیشتر دیدنِ روی ماه مادرتون بهره ببرید. این فیلم رو مثلاً توصیه می‌کنم دور هم ببینید. چایی رو شما دم کنید مثلاً. ۱۱. زمان‌بندی باید دقیق باشه. مثلاً تا حالا نشده در مجازی درسی از من نصفه بمونه. یه‌طوری کلیپ بگیرید و محاسبه کنید که یک درس کامل در مجازی تدریس شه. از این نظر مجازی فرصت خوبیه برای رسوندن به بودجه‌بندی. ۱۲. پاسخگو باشید. وقتی می‌گم گروه بسته است اما شخصی پاسخگو هستم، باید باشم. همون‌طور که کلاس رو می‌گردونم، مثلاً پیام میاد خانم من حضورم و زدم تو اون نظرسنجیه ولی نت ضعیفه گفتم شاید نبینید. درجا پاسخ می‌دم سلام عزیزم، کار خوبی کردی. حضورت ثبت شد. متشکرم. یا سؤال درسی دارن. برخط و سریع پاسخ می‌دم. می‌بینم از فلان صفحه که تدریس کردم، هشت نفر سؤال دارن. یعنی گنگ بوده تدریس. پس روی گروه برای همه به روشی جدید توضیح می‌دم. ۱۳. نه همیشه اما گاهی یهو با یکی‌شون تماس می‌گیرم، تماس‌مون رو هم ضبط می‌کنم :) ازش درس می‌پرسم و می‌ذارم روی گروه :) کلاً فعالیت‌هاشون هم در انتها روی گروه می‌برم که مشارکت پشت پرده رو ببینن. یا آخر کلاس یهو به یکی زنگ می‌زنم که خب من امروز چی درس دادم؟😂 اینا باعث می‌شه مثل حضوری سر کلاست در تکاپو باشن و بهشونم خوش بگذره و غافل‌گیر بشن. این مدرسه که بار اول بود مجازی من رو شرکت می‌کردن، هر کلاس رفتم دخترا از خلاقیت من و غافل‌گیر شدن‌شون خیلی کیف کرده بودن و نیلوفر باذوق گفت حتی مدیر تو حضور و غیاب که شعر گذاشته بودین شرکت کردن😂😍 ۱۴. همون‌طور که می‌بینید من معمولاً مجازی رو زودتر از حادثه آماده می‌کنم که کیفیت داشته باشه. همیشه هم نیم‌سال اول از درس دهم و نهم مجازی می‌گیرم، از ترم دوم از هجدهم و هفدهم. توضیحم می‌دم در تدریس مجازی که اینها فیلم‌های آمادهٔ منه. این هم به چشم همه میاد! دخترا می‌گفتن اوووووو خانم شما این‌قدر بابرنامه‌اید تا کجاها فکر کردید😂😎 هرچی یادم اومد گفتم. ان‌شاءالله دیگه مجازی روزی‌مون نشه😭😢😂
اینم دوست دارم این‌جا باشه. دیشب شما برام گرفتید❣
فردا تدریسِ لیلی و مجنون دارم. هر وقت لیلی و مجنون تدریس کردم گریه‌م گرفته... از این گریه هرگز پرهیز نکردم...
امروز همکارای متأهلم داشتن دربارهٔ روز زن صحبت می‌کردن. هفت نفر بودن و همگی متفق‌القول می‌گفتن جز سال‌های اولیهٔ ازدواج، دیگه روزهای زن، هدیه‌ای از همسرشون نگرفتن(!) حتی یه شاخه گل(!) بعد همکارای مجردم که با خودم چهار نفر بودیم، داشتن خودشون رو شرحه شرحه می‌کردن که یعنی چی و چرا و فلان! حتی یکی‌شون خوشبینانه گفت شاید شما هم روز مرد رو هدیه نمی‌دید بهشون که همکارای متأهلم متفق‌القول گفتن ما جشن هم می‌گیریم... بچه‌ها رو هم به‌راه می‌کنیم هدیه بگیرن... سالگرد ازدواج... تولد... روز شغلیِ همسرمون... اما اونا حتی روز معلم تبریک نمی‌گن(!) باز همکارای مجردم داشتن خودشون رو کبود می‌کردن که یعنی چی و چرا و فلان که خانم زبان به‌حالتِ جیغ و فریاد گفت خانم فارسی! چرا شما چیزی نمی‌گید؟! چرا حرص نمی‌خورید؟! من خندیدم و گفتم حرص از توقع میاد! من توقعی از شعور مردها ندارم که حرص بخورم😂 اینا با تعجب نگاهم می‌کردن که من ماژیک برداشتم و چای‌به‌دست رفتم پای تخته‌ای که تو دفتر داریم. گفتم لطفاً خانم‌های متأهل پاسخ بدن: همسرتون ماهی چند بار می‌ره سوپر یا هایپرمارکت برای خریدهای سبک؟ میانگینِ پاسخ‌هاشون شد هفته‌ای یک بار. یعنی ماهی چهار بار. نوشتم. بعد پرسیدم هر خرید از سوپر چقدر هزینه‌ش می‌شه؟ شروع به مرور کردن؛ نوشابه، ماست، تنقلات که سبک و معمول بود مثل چیپس و پفک و تخمه، مایع ظرفشویی، دو_سه کیلو میوه و از این چیزا. قیمت‌ها رو گفتن و میانگین شد پانصد هزار تومان. یعنی چهار بار پانصد هزار تومان در ماه. یعنی ماهی دو میلیون تومان فقط خریدهای دم دستیِ سوپری. با رنگی دیگه نوشتم. بعد پرسیدم گل، شاخه‌ای چنده؟ تو مشهد یه شاخه گل رز سرخ معمولی، صد هزار تومانه.‌ با رنگی دیگه نوشتم.‌ بعد ایستادم کنار تخته و گفتم مردها از اساس شعور ندارن! اونا دارن ماهی دو میلیون فقط برای خرجای دم دستی هزینه می‌کنن، من گوشت و مرغ و برنج و مایحتاج اساسی رو حساب نکردم، بلکه همین دم دستی‌ها، اما ماهی صد هزار تومان نمی‌دن یه شاخه گل بگیرن برای همسرشون بیارن! ماهی یه شاخه گل! یعنی دو میلیونه براشون چیزی نیست، ولی صد هزار تومنه براشون سنگینه و از دل نمیان هزینه کنن... با این‌که اون یه شاخه‌گل برای زن، معجزه‌ها می‌کنه... وقتی از اساس شعوری نیست، توقعِ چی دارین که حرصش و می‌زنین؟! دور از جون شما با معلول ذهنی زندگی کنید، ازش چیزی به دل می‌گیرید؟! نه! اینم همونه. به همون چشم نگاه کنید! همهٔ دفتر برام کف زدن درحالی‌که دبیر ریاضی گفت شما باید ریاضی درس بدید خانم فارسی 😂 خانم منطق هم گفت نه... فقط منطق! خانم فارسی فقط برای درس منطق فوق‌العاده است😂 *اگر آقا اینجا هست، لطفاً روی کلمهٔ بی‌شعور نمونید. مفهوم این‌قدر روشن هست که خودتون هم متوجه شید چقدر این کلمه به‌جا و دقیقه، نه فحش و توهین. همون‌طور که مبرهنه تربیتِ این بی‌شعوری زیر سرِ مادرِ پسرهاست؛ یعنی جنس خودم.
سربه‌راه
امروز همکارای متأهلم داشتن دربارهٔ روز زن صحبت می‌کردن. هفت نفر بودن و همگی متفق‌القول می‌گفتن جز سا
پسری در خانواده‌ای بزرگ شه که دیده هر ماه پدرش به مادرش گل هدیه می‌ده... سرنوشتِ این پسر رو در تمامِ ابعادِ زندگی تحلیل کنید...
سربه‌راه
امروز همکارای متأهلم داشتن دربارهٔ روز زن صحبت می‌کردن. هفت نفر بودن و همگی متفق‌القول می‌گفتن جز سا
دختری در خانواده‌ای بزرگ شه که دیده هر ماه پدرش به مادرش گل هدیه می‌ده... سرنوشتِ این دختر رو در تمامِ ابعادِ زندگی تحلیل کنید...
بچه‌هایی رو تصور کنید که تو خونواده‌ای بزرگ شدن که دیدن مثلِ همهٔ خونواده‌ها خونوادهٔ اون‌ها هم چالش‌ها و بگومگوهایی دارن اما گل هدیه دادنِ ماهانهٔ پدر به مادر هیچ‌وقت ترک نشده...
تحلیلِ خودِ زنی که ماهی یک بار از همسرش گل هدیه می‌گیره با خودتون! اوووووووو نسل در نسل رو تغییر می‌ده... باشعور بودن یا بی‌شعور بودن!