eitaa logo
سربه‌راه
208 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
333 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
خب چرا؟ توی معلم مگه برنامه نداشتی؟ مگه نباید مدیریت هر پیش‌بینی‌ای رو می‌داشتی؟ بعد خدا باهاش اتمام حجت می‌کنه، اسمش رو تو لیست مکه دانشجویی درمیاره که بگه من فرصتت دادم، اونم ماشین داره، طلا داره، پول داره، ولی می‌گه فعلاً نمی‌خوام برم... زندگی یه بخش مهم داره که همه ازش غافلن؛ اونم لذته! لذت بردن از درس خوندن برکته. لذت بردن از کار برکته. لذت بردن از بچه‌داری، شوهرداری، آشپزی، برکته. لذت بردن از نماز خوندن برکته. لذت بردن از خدمت کردن برکته. لذت بردن از سلامتی برکته. لذت بردن از نعمات جدید برکته. لذت بردن از پولی که درمیاری برکته. اون پول کم هم باشه، وقتی حلال باشه برکت داره. با همون پول کم خدا زندگی پیش می‌بره. لذت بردن از کم هم برکته. اگر آدم لذت حلالی تو زندگیش نداره، یعنی باید برگرده و مسیر به‌دست آوردن‌هاش و وارسی کنه... پول درآوردن آب خوردنه، ولی حلال درآوردن سخته سخته! و اینا همه به خود آدم ربط داره و انتخاباش. همه مشغولِ کاریم. مامان داره می‌خنده. زن‌داداشم هم. خدا هم آشتی کرده و بارون می‌پاشه به زندگی‌مون. یا صاحب‌الزمان؛ از شما مدد❣
لذت بردن رو جدی بگیرید! با همهٔ سختی‌ها، رنج‌ها، دردها، مشکلات، نداری‌ها، نرسیدن‌ها، شکست‌ها، هرچی... از زندگی لذت می‌برید؟ از درس خوندن؟ از کار کردن؟ از نمازای یومیه؟ از دو صفحه قرآن روزانه؟ از سر سفره با خانواده بودن؟ حتی با قهرها، با کدورت‌ها، با هرچی. لذت بردن بلدید؟! اگر نه... اسلام رو دانلود کنید!
بدنم کوفته و خوابیده، ولی مغزم... مغزم... مغزِ بیدارِ اجیرم... دلتنگِ بالکنِ غربیِ حرمِ حضرتِ معصومه سلام الله علیهاست و نگرانِ نیمهٔ شعبان، وَ داره فکر می‌کنه چرا حافظ قرآن نیست؟! غصه هم می‌خوره سفرنامهٔ ناصرخسرو و ابن بطوطه رو تا حالا نخونده و باید بخونه... عاشقِ اینم هست که تو تاریکی از خونه می‌زنه بیرون و صبحِ تاریکِ این وقتِ سال خی‌لی محشره(!)
یه دخترِ ۳۸ ساله که خودش مجرده، گیر داده به من که عروسم کنه(!) وقتِ ارزشمندم و ۲۵ دقیقه حروم کرد برای چرت‌وپرت گفتن... از تو حرفاش فهمیدم ملاک خودش برای ازدواج چیه. بهش می‌گم برای ۳۸ سالگی، فانتزی‌هات زیادی ۱۴ ساله نیست؟! تو حوزه جز هپروت یادت ندادن؟! گفت برای من عجیبه تو ادبیات خوندی، دبیر ادبیاتی، نویسنده‌ای، روح و ذهنت لطیفه، چرا به‌جای عاطفه و عشق و محبت و درک، اولین سؤالت مادیاته؟! گفتم چون فردای ازدواج که مادر شدم، بچه‌م مریض شد، نمی‌تونم با عاطفه و عشق و محبت و درک ببرمش بیمارستان(!) پول لازم داره! درس و مدرسه‌ش پول لازم داره(!) نمی‌تونم به‌جای کاپشن و کلاه، بهش بگم عزیزم عوضش دوستت دارم(!) گشنگیِ بچه‌م و نمی‌تونم فقط درک کنم(!) باید سیرش کنم! وَ اگه تو با این سن هنوز تو گیلی‌گیلی‌های ازدواجی نه زندگی با تمامِ خوشی و ناخوشی‌ش، بلوغ فکری‌ت و نباید به همه تعمیم بدی! سنِ من و تو دیگه سن مادریه، نه حسرتِ تور عروسی و ولنتاین و قربونِ روی ماهت بشم(!) ارزشمندترین چیزِ این دنیا برای من عمر و وقتمه. وقتی کسی بیهوده تلفش می‌کنه دلم می‌خواد تیکه‌تیکه‌ش کنم. اَه.
اتاقم❣
از یه تَرَک همه‌چی از نو رویید🌿 سبحان‌الله از برنامه‌های خدا...
به اتاقم که برمی‌گردم قلبم رقیق می‌شه... خی‌لی عرفانه... خی‌لی فلسفه است... همه‌ش با خودم می‌گم از این اتاق نوری به آسمون می‌رسه؟ فرشته‌ها اتاقم رو از اون بالا تشخیص می‌دن؟ از این‌به‌بعد امام زمان علیه السلام قدم به اتاقم می‌ذارن؟ رزقِ روضه داره این اتاق؟ رزقِ اشک بر امام حسین علیه السلام؟ رزقِ قرآن؟ نمازشب؟ هنوز قاب امام حسینی و سیدی‌القائد رو ندارم... باید یا خودم طراحی کنم یا بیشتر بگردم... یعنی دیگه تو این اتاق گناهی برام نوشته نمی‌شه؟ یا صاحب‌الزمان؛ از شما مدد...
فقط اتاقم نیست که خدا از نو بهش فرصت داده تا یا معراج بشه یا محل هبوط... دارم فکر می‌کنم چند بار خدا بهم رزق اربعین داده؟ پای پیاده؟ اثراتِ پیاده‌رویِ اربعین رو خوندین؟ اثراتِ هر قطرهٔ عرقی که تو زیارت اربعین از تن‌تون می‌ریزه؟ سفید می‌کنه سیاهی‌ها رو... از نو آجرچینی... از نو گچ... از نو رنگ... من چند بار رفتم اعتکاف؟ چند بار رفتم راهیان نور؟ چند بار رفتم سفرای زیارتی؟ اردوی جهادی؟ چقدر دریا دیدم؟ دریا دیدن عبادته... صورت مادر رو دیدن عبادته... خدا چندین و چند بار از نو بهم فرصت داده..‌. از نو سفید... از نو قشنگ... اما... خدایا من رو ببخش... ببخش و هدایت کن... هدایت کن و سربه‌راه... لا اله الا أنت سبحانک إنّی کنت من الظالمین...
نماز... همین نمازای روزانه... مگه پیامبر صلوات الله علیه نگفتن نماز چشمهٔ آب گرمه درِ هر خونه‌ای؟ روزی پنج بار هی تو چشمهٔ آب گرم خودت رو شستشو بدی برای اهل کرامت شدن کافیه... اما... استغفرالله ربّی و اتوب الیه...
تو بلوچستان، خیلی همگانی و سنتی قبل از ماه رمضان خونه‌تکونیِ سال‌شونه❣ از وقتی دیده بودم دلم می‌خواست منم خونه‌تکونی رو ببرم قبل از ماه مبارک، نه عید نوروز. مثل خرید لباس نو که دوست دارم عید غدیر باشه، نه نوروز. سه یا چهار سال از دل‌خواهم می‌گذره و بالاخره امسال شد❣ قبل از رجب المرجب و شعبان المعظم و رمضان المبارک اتاقم و زندگیم نو و تمیز شد... مونده خودم... مونده بازسازیِ خودم... خودم چند ماه طول می‌کشه تا از نو برق بزنه؟! چقدر آوارگی داره؟! چقدر صبر می‌طلبه؟! چقدر تلاش؟! چقدر هزینه؟! استغفرالله ربّی و اتوب الیه... استغفرالله ربّی و اتوب الیه...
همیشه اتاقم تمیز بود که اگه ظهور شد یا وقت مردنم، امام زمان علیه السلام و حضرت عزرائیل سلام الله علیه از کثیفی و شلختگی‌م مکدّر نشن... ولی همیشه یه‌پای پاک و گناه‌نکرده بودنِ خودم می‌لنگید... حضرت آقای امام حسین جان؛ شما کشتیِ نجاتید... چراغِ هدایتید... این اتاقِ نو، بشه اتاقِ نورانی‌ای که از آسمونِ هفتم دیده شه و فرشته‌ها تو شلوغیِ زمین و تاریکی‌هاش، به هم نشونش بدن و بگن تو این اتاق هیییییییییییییچ گناهی انجام نشده... بلکه پر بوده از ذکر و فکرِ خدا... یا صاحب‌الزمان؛ از شما مدد...