eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
324 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
یادتونه گفتم تو قطار خانوما فکر می‌کردن من و رفیق دانشجوییم؟ وقتی یکی‌شون به گوشی‌مون گیر داد، اون‌یکی بهش گفت دو تا دختر جوان با ما اومدن کربلا اونم سخت و حسینیه‌ای، کجا الآن جوونا پی این چیزان؟ بهشون سخت نگیرید، زده نشن. من گفتم جوونا از سخت‌گیری زده نمی‌شن، حتی اگر خودشونم گفتن از سخت‌گیری زده شدن باور نکنید، جوونا از دورویی و تناقض زده می‌شن. از این‌که شما رو تسبیح‌به‌دست می‌بینن اما هنوز عرقِ کربلاتون خشک‌ نشده می‌رقصید! از این‌که هرجا به نفع‌تونه دین‌دارید و هرجا به‌ضررتونه دین رو تغییر می‌دید. چیزی نگفتن و منم منظورم از این فرسته این بخش نیست. جوان بودنِ ما همیشه تو همه کاروانا به چشم میاد. فکر کن تو جامعه چطوره پس! این‌که یه دختر یا پسر جوان امربه‌معروف و نهی از منکر کنه! این‌که دختر و پسر جوان روزه‌دار باشه... این‌که دختر و پسر جوان نماز اول وقت بخونه... البته و صد البته که منظورم پسر و دخترهای جوانی هستند که بدیهی‌ترین ظواهر اسلام رو دارن... مثلاً من منظورم از مؤمن، به‌هیچ‌وجه عباپوش‌ها نیستن(!) چادری‌های آرایش‌کرده نیستن(!) پسرهای مذهبی که با دخترها می‌گن و می‌خندن نیستن(!) دخترمذهبی‌هایی که عروسی گناه هم می‌رن نیستن(!) و هر جوانِ درس‌نخونِ به‌دردنخوری هم نیست(!) این بدیهیات رو خودتون بدونید دیگه. نوشته بودم مدتی می‌شه به‌جای صلوات‌شمار که از اساس قبولش ندارم، ذکرهای تو مسیرهام و با تسبیحم می‌گم. تسبیح خب دیده می‌شه. ریا می‌شه :) و من عامدانه دارم ریا می‌کنم :) من ذاتاً دختر لجوجی هستم :) وقتی شیطان با همهٔ جنودش هجوم آورده، چرا من با همهٔ ایمانم بهش نتازم؟! :) من عاشقِ اون روایاتی هستم که می‌گه دشمنِ خدا رو عصبانی کنید😁 از حرص دادنِ بی‌خداها، پهلوی‌چی‌ها، مذهبی‌زرزروها، بی‌سوادهای لب‌ودهن، وَ هر دروغگوی دورویی لذت می‌برم :) این تسبیحِ توی دستم وقتی راهیِ مدرسه‌ام و قیافه‌م کوچکتر از دانشجوها حتی در جامعه خیلی حرفه... این‌طور دارن القا می‌کنن که این چیزا دیگه مال نسل قدیمه و با مرگ اونا تموم می‌شه. بعد یهو من و می‌بینن تسبیح‌به‌دست😁 رفیق و می‌بینن مفاتیح‌به‌دست😂 جفت‌مون رو می‌بینن در حال امربه‌معروف و نهی از منکر😂😂😂 واااااااای یعنی آتِش می‌گیرن! آتِش!😁 من برای فرهنگ‌سازی تو اتوبوس و مترو و مسیرها کتاب دست می‌گرفتم می‌خوندم. پای فرازهای دهین‌طعمِ افتتاحِ خوشمزه، تصمیم گرفتم کل ماه رمضان قرآن دست بگیرم😍 اصلاً جزء روزانه‌م و می‌ذارم تو اتوبوس‌های تا مدرسه و تا مؤسسه و تا شب‌کاری و تا خونه😁 قرآن سوزوندین ها؟ ببین تا چند نسلتون رو بسوزونم😝😂✌️ ذکر روزانه‌م رو هم تسبیح می‌گیرم دستم اونم بیرون😁 لغات زبانم رو میارم آخر شب و خلوتِ شبانه‌. حتی پاسخ دادن به پیام‌هام و میارم خونه ولی بیرون قرآن دست می‌گیرم و مفاتیح😎 وای پیشاپیش سلول‌هام همه صورتیِ گلبرگی شدن😂😍
سربه‌راه
یادتونه گفتم تو قطار خانوما فکر می‌کردن من و رفیق دانشجوییم؟ وقتی یکی‌شون به گوشی‌مون گیر داد، اون‌ی
قرآنِ اصلی‌م منتقل شد به کوله‌پشتی‌م برای مسیرها، کتاب‌های زبان و کتاب‌های مطالعه منتقل شد به میزم برای خونه، وَ ساعتِ دیدنِ سریالِ امام علی علیه السلام پَــــــــــــــر😭 یادم نمیاد سریالی رو تونسته باشم از اولِ اولِ یا تا آخرِ آخر ببینم! جومونگ و دونگی رو که یادتونه😒 اما هدفم بزرگتره و بهش می‌چربه. می‌رم زبان بخونم... سریال امام علی علیه السلام بهتون خوش بگذره🥲💔
محسن تنابنده چه لقمه‌ای خوردی؟! با کیٖ چرخیدی؟! آهِ کیٖ پشتِ سرت بوده که داعشی زمین زدی ولی نفهمیدی که پای خاکت بمونی؟!... خدایا عاقبت‌به‌خیرمون کن... روسفیدِ امام زمان‌مون کن... سربلندِ خودت کن...
سربه‌راه
بعد بدو‌بدو رفتم که به اکران مجنون برسم که ارگانی دعوت‌مون کرده بودن. یه نیم ساعت دیر رسیدم و اولاش
من وقتی قصه می‌نویسم، حتی داستان کوتاه، تا مدتی تو نقش‌های قصه‌مم. خصوصاً شخصیتی که دوستش دارم. مثلاً یادمه یه قصهٔ پونزده صفحه‌ای نوشتم، اما تا دو ماه خودم رو إسراء می‌دونستم؛ شخصیت‌اولِ قصه‌م و قهرمانم. بازیگری قطعاً اثرش بیشتره... تو داری یک نفر رو زندگی می‌کنی دیگه! سر جشنوارهٔ فیلم فجر، بازیگرایی که اول شدن، صدقه‌سرِ فیلم‌هایی اول شدن که غالباً قهرمانانِ ملّی بودن‌. کودکیِ حاج‌قاسم، ماجرایی از سوریه و... اون‌جام مدام به این فکر می‌کردم که چطور اینا بازیش کردن اما نفهمیدن؟! اگر قبول نداری چرا بازیش کردی مزدور؟! به من همهٔ دنیا رو بدن بگن بیا یک ساعت نقشِ حسن روحانی لعنت الله علیه رو بازی کن اونم طوری که بالا ببریش و در راستای تأییدش باشه، تف می‌کنم تو صورت‌شون! اون‌وقت چطوری این پفیوزا چیزی رو بازی می‌کنن که بهش منتقدن(!) جشنواره فجر رو تحریم کردن و نیومده بودن، اما صدقه‌سریِ فیلم‌های ارزشی رتبه آوردن(!) این حجم از کثافت بودن خی‌لی حال‌به‌هم‌زنه...
روزمرهٔ دیروز و امروز رو می‌نوشتم. شماره‌ای و طولانی. تلفنم زنگ خورد، بدون کپی پرید! خسته‌ترینم دیگه. وَ می‌خوام زبان‌نخونده بخوابم.
سربه‌راه
قرآنِ اصلی‌م منتقل شد به کوله‌پشتی‌م برای مسیرها، کتاب‌های زبان و کتاب‌های مطالعه منتقل شد به میزم ب
سیمرغِ بلورینِ تیزترین مخاطبِ فضول هم تقدیم می‌شه به ایشون👏🙄🌷 و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته😊
بیدار شدم امام علی علیه السلام ببینم. ببینید. اگه از اول ندیدید از اینترنت دانلود کنید دو‌ قسمت قبل رو که برسید. این سریال، تصویریِ الغاراته. ببینید و ببینانید.
سربه‌راه
بیدار شدم امام علی علیه السلام ببینم. ببینید. اگه از اول ندیدید از اینترنت دانلود کنید دو‌ قسمت قبل
سرِ مختارنامه نوشته بودم الآنم می‌نویسم وقتی می‌بینید پیشِ خودتون و خدای خودتون بررسی کنید ببینید کدوم شخصیتید. حتی اگر به نتیجهٔ ترسناکی رسیدید این کار رو بکنید... تا شبِ قدر نرسیده می‌شه علاج کرد...
یه سری کلمات از اساس برای بَرخوردن هستن. یعنی صراحت در برخی واژه‌ها، اثرشون رو بیشتر می‌کنه. آیهٔ ۵ سورهٔ جمعه رو مترجم‌ها خیلی محترم ترجمه کردن: درازگوش، چهارپا، حمار... دیشب ولی تو محفل دیدم تازه‌مسلمونه رو ازش پرسیدن چرا فلان کار رو کردی؟ خیلی راحت و صریح جواب داد:  God says; don't be like a donkey with books on your back! خنده‌داره ولی اثرِ این کجا و اثرِ اون کلماتِ کادوپیچ کجا! خدا صریح صحبت کرده، نمی‌دونم چرا بنده‌هاش دنبال صورتی‌بازی‌ان(!) به خدا هم وِفاق وِفاق می‌بندین؟! خدا به عالِمِ بی‌عمل گفته خر! والسلام.
تو اتوبوسم، دختره سوار شد مقنعه‌ش دور گردنش بود. نشست صندلیِ جلوی من. زدم به شونه‌ش گفتم عزیزم مقنعه‌تون رو سرتون کنید. آروم اما با بی‌ادبی جواب داد: نمی‌خوام! منم آروم ادامه دادم همون‌طور که برچسبِ روی شیشه رو می‌بینید، برای استفاده از امکانات عمومی باید پایبند قانون باشید، کار شما غیرقانونیه و شرعاً حرام. هم‌چنان آروم اما بی‌ادب ادامه داد: من می‌خوام حرام کنم که برم جهنم، تو خودت برو بهشت! من گفتم چون شما رو دوست دارم نمی‌خوام برید جهنم. گفت من نیازی ندارم تو من و دوست داشته باشی! منم لبخند زدم و گفتم راست می‌گید، هرکسی لیاقتِ دوست داشته شدن رو نداره :) خانوم کناریش برگشت بهش نگاه کرد و گفت چقدر بی‌ادبی! :) منم بلند گفتم چون همه تذکر نمی‌دن، اگر همه به وظیفه‌شون عمل کنن، ادب، فراگیر می‌شه. دختره تا اتوبوس نگه داشت، پیاده شد و محل رو ترک کرد😂