برگشتم خونه چون یاری که پیدا کردم دو تا چوب بلند آورده که بیا اینا رو بزن به شعارنوشتهت تا مثل دیشب با هم بگیریم :)
ماجراش چیه؟
هرچی مقوای کوچیک نوشته شد، الحمدلله مردم میخواستن و منم میدادم. مهم این بود که دیده شه دیگه. فعلاً هم مقوا دارم و از تولید باکی نیست.
ولی خودم دست خالی میموندم.
یه شب قابم و بردم ولی دیدم شعارنوشته لازمه.
دیشب در ابعاد بزرگ نوشتم. یعنی مقوا رو باید دونفره گرفت :) گفتم یار پیدا میکنم بالاخره.
و پیدا کردم. یه دختر پایه که یک ساعت اول هی ازش میپرسیدم خسته نشدی؟ خسته شدی بگو ببندیم. دستت نگرفت؟
چون با دست گرفته بودیم و سخت بود و خودم هی دست عوض میکردم.
ولی اثر شعارنوشتهای که تیمی گرفته شه یه چیز دیگه است!
مثل عَلَمهای بزرگ زنجانیها تو مشّایه که اگر اشتباه نکنم پنج_شش نفره میگیرنش و از هرجا رد میشن همه سرها میچرخه طرفش :)
مانور قدرتیِ بالایی داره.
بعد از یه ساعت که مطمئن شدم پایه است دیگه چیزی نگفتم.
یه بار دیگه هم آخرای تجمع گفتم میخوای جمع کنیم؟
گفت کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد :)
حالا امشب چوب آورده بپیچم کنار شعارنوشته که شیکتر بایسته، چون دیشب باد میزد مقوا کمی پاره شد.
ببینید؛
دو تا چوب!
به اندازهٔ دو تا چوب گوشهٔ کار رو گرفت و بی دغدغه نبود!
حالا برگشتم خونه دو تا چوب و وصل کردم، دیدم زنداداشم اومده، برای اینکه اونم سهیم کنم، مدادرنگی گذاشتم جلوش، گفتم دور مقوام و خوشگل کنه بچههای توی تجمع هم دوست داشته باشن :) مثل دیشب که چون نقشهٔ ایران رو کشیده و رنگ کرده بودم میومدن و بهسختی شروع میکردن خوندن چون کوچولوی دبستانی بودن :) بعدم ذوق میکردن و به من و تیمم میخندیدن :)
من دیوانهٔ کارای تیمی هستم :))
دیوانهٔ تشکیلات❣
شاید باورتون نشه ولی پدرم نشسته پای شعارنوشتههام و داره کمک میکنه چوب بزنم 😭😭😭😭
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت😭😭😭😭😍😍😍😍
مادرم داره چسب پهن با دندون میکنه بده بابام، بابام داره چوب میزنه به مقوا😭😭😭😭 نقاشیش و زنداداشم کشیده، چوبش و یکی از تجمع آورده😭😭😭😭😭😍😍😍😍😍😍
خدایا همهشون رو عاقبتبهخیر کن😍❣😭
آقاجانم شما میبینید و شادید الآن❣❣❣
سربهراه
شاید باورتون نشه ولی پدرم نشسته پای شعارنوشتههام و داره کمک میکنه چوب بزنم 😭😭😭😭 خدایا شکرت خدایا
از این لحظهٔ طلایی عکس گرفتم😭😭😭
مگنهم تموم شد، چسب پهنم محکمکاری نمیکرد. مادرم گفت بذار من کوکش میزنم.
داره شعارنوشتهم و کوک میزنه😍😍😍😍😭😭😭😭😭😭
ذبیح پاکدامنم میبینی و خوشحالی عزیزم؟😍❣😭😭😭😭
دو رکعت نماز شکر میخونم بعد میرم تجمع
این لحظه هزاران بار تقدیم شما یا صاحبالزمان😭❣
نمیدونین با کمک پدر و مادرم و زنداداشم امشب چه عَلَمی ساختم...
حیفم اومد وقتی دست پدر و مادرم متبرّکش کرده، شماها رو هم سهیم نکنم.
عَلَمِ امشبم به نیابت از همهمون. خانوادهم و شما. هر ثوابی داشت از طرفِ همهمون هدیه به دلِ عزادارِ صاحبالزمان علیه السلام.
سربهراه
من قسم جلاله میخورم چون مطمئنم؛ به خدا قسم به خدا قسم به خدا قسم واقعاً بعد از شهادت پیامبر رو می
اگر نمیتونید واقعاً و حقیقتاً تجمعات شبانه و راهپیماییهای روزانه شرکت کنید:
بچهش یکسالهونیمهست. تپل و سنگین. با کلی لباسِ گرم و کاپشن و شالگردن و کلاه و دستکش. به بغلش گرفته. یه مادر معمولیه. چادرش کش نداره. چادرش رو گوشهٔ لبش گرفته به دندوناش. یه پرچمِ ایرانِ کوچولو داره. از اینا که میذارن گوشه ماشین تو حرکت تندتند میرقصه. میده دستِ بچهش، میگه ببر بالا تکون بده! ببر بالا. ببر بالا تکون بده مادر!
بعد دست بچهش و میگیره و میبره بالا و تکون میده. بچهش نمیکنه. نماهنگ پخش کردن و همه نور موبایلا رو بالا گرفتن و پرچمها رو میرقصونن. این از نور و صدا به ذوق اومده. اونی که از مادرش میشنید رو یاد نگرفت، اونی که میبینه رو زود یاد گرفت.
دستِ کوچولوی تو دستکش رو که پرچمِ کوچولوش و گرفته، میبره بالا و شروع میکنه به رقصوندن. مادرش ذوق میکنه. چادرش و محکم میذاره لای دندوناش، پرِ چادرش رو هم زیر بغلش که جلوش باز نشه، بچهش و از آغوشش میبره روی دستاش و دستاش و میبره بالا!
بچهش پرچم و تکون میده و مادرش با کمی از دهانش که درگیر حفظِ چادرشه، رجز میخونه:
ماشاءالله مامان نبینُم پرچم بیه پایین... بارِکِالله پسرُم دستته ببر بالا رهبر ببینَه دلش شاد شَه... آفّرین پسرُم... بالا! دستته ببر بالا مامان. ببینَهت آمریکا، ببینَهت ترامپ، ببینَهت اسرائیل... ذلیل شن بیپدرا...
خدای من...
خدای من...
آمریکا اینبار داره با کیا میجنگه؟!
ما رو از چی میترسونه؟!
سبحان الله...
#حزنوحماسه
وقتی دستام آزاده و میتونم بنویسم یعنی عَلَم دست به دست شده اما زمین نیفتاده :)
عیبی نداره، بازم عَلَم میسازم. اینکه میبیننش، وامیستن، میخونن، عکس میگیرن، به بقیه هم میگن ببینن، بعد ازم میخوانش یه کِیف دیگه داره :)
هفت_هشت تا پسربچهٔ شاید کلاس سوم_چهارمی بودن. از روی سخت خوندنشون میگم.
بهخاطر نقاشیهایی که کشیدم و با مدادرنگی رنگ کردم که بچهها هم دوست داشته باشن، اومدن وایسادن جلوی من و همتیمیم. که تابلومون و بخونن.
خوندن و با لبخند به ما نگاه کردن.
بعد دویدن رفتن دوستای دیگهشونم بیارن که تابلو رو ببینن.
من به یارم گفتم بیا بچرخونیم نوشتهٔ پشتش بیاد اینا تعجب کنن چطور یهو عوض شد :)) بله من معلمِ شیطونی هستم :)
اینا که برگشتن دیدن عه! نوشته و نقاشیها عوض شده!
وای بگردم دور قیافههاشون :) انگار جادوگری اومده و اجّی مجّی لاترجّی خونده و چوب جادوش و تکون داده و همهچی عوض شده!
من مثل قبل ایستاده بودم و حواسم بهشون بود، ولی یارم نتونست قیافههاشون و تحمل کنه و نخنده :)
زد زیر خنده :)
پسرا بهش نگاه کردن و یکیشون که زبلتر بود من و دور زد که پشت تابلو رو هم ببینه. وقتی دید گفت اِنااااا! گُفتُم نقشه ایران داشت! هر دو وَره کشیدن! 😍
مردانِ فرداهای آبادِ سرزمینم❣
#حزنوحماسه
سربهراه
وقتی دستام آزاده و میتونم بنویسم یعنی عَلَم دست به دست شده اما زمین نیفتاده :) عیبی نداره، بازم عَل
زندهایم از دم چنین مردان
گور خود کنده دشمن جانی
تازه آغاز راه فتح ماست
کلّنا قاسمِ سلیمانی❣🇮🇷
سربهراه
از حوزهٔ ساکت و منفعل برائت میجویم. از علما و فضلای ساکت و منفعل برائت میجویم. از طلّاب ساکت و من
۱. آقای نوری همدانی انتقام از قاتلینِ آقام رو واجب اعلام کردن.
۲. آقای فاضل لنکرانی ثواب حضور شبانه در تجمعات رو از نمازشب بالاتر دونستن.
۳. آقای مکارم شیرازی حکم جهاد با آمریکا و اسرائیل دادن و گفتن این انتقامجویی وظیفهٔ دینی همهٔ مسلمونای جهانه.
۴. 1⃣آقای جوادی آملی گفتن امروز ریختن خون ترامپ و صهیونیستها خواستهٔ امام زمانه.
2⃣آقای جوادی آملی کلاسهاشون رو برای شرکت در تجمعات شبانه تعطیل کردن. (تعدادی به بهانهٔ کنکور و درس خوندن شبها تجمع نمیان...)
3⃣آقای جوادی آملی برای مردمی که تجمعات شبانه شرکت میکنن گریه کردن و اونا رو فرشتههای الهی نامیدند.
۵. آقای جاودان گفتن جمع شدن مردم در خیابون جهاد دفاعیه، ترک نکنند.
۶. آقای سیفی مازندرانی گفتن جنگ و قتال بر همهٔ شیعیان جهان تا رفع کامل فتنه واجبه.
۷. آقای محمدی قائینی گفتن تهاجم به دشمن آمریکایی_صهیونی بر همه واجبه.
۸. استادانِ درس خارج حوزهٔ تهران بیانیه دادن جهاد علیه آمریکا و صهیون واجبه.
۹. آقای مروی ثواب شرکت در تجمعاتِ شبانه رو بیشتر از تهجّد شبانه دونستن.
۱۰. آقای فلاحزادهٔ زلال احکام فرمودن شرکت در تجمعات شبانه واجب عینیه.
۱۱. آقای یزدانپناه فرمودن تجمعات شبانه، شهیدِ زنده پرورش میده.
(آخرین بهروزرسانی ۲۲ فروردین ۱۴۰۵)
(بقیهشون مُردن؟!)
(هزار بار دیگه عمر کنم بازم پام و نمیذارم به حوزهٔ سکولار و لیبرال و منفعل و مرده و همنشین علما(!) و طلابِ مشغول به خودسازیِ افلیج نسبت به جامعه نمیشم و فحشِ استادای اسرائیلدوستِ دانشگاهم شرف داره به ذکر و دعای این بیخاصیتها)
#مینویسم_یادمبمونه_تفکیککنم
#برایخودمسنجاقه
#بهجزآقایانعلمالهدیراجیپناهیانقرائتیکههمیشهپایکاراسلام