سربهراه
وقتی دستام آزاده و میتونم بنویسم یعنی عَلَم دست به دست شده اما زمین نیفتاده :) عیبی نداره، بازم عَل
زندهایم از دم چنین مردان
گور خود کنده دشمن جانی
تازه آغاز راه فتح ماست
کلّنا قاسمِ سلیمانی❣🇮🇷
سربهراه
از حوزهٔ ساکت و منفعل برائت میجویم. از علما و فضلای ساکت و منفعل برائت میجویم. از طلّاب ساکت و من
۱. آقای نوری همدانی انتقام از قاتلینِ آقام رو واجب اعلام کردن.
۲. آقای فاضل لنکرانی ثواب حضور شبانه در تجمعات رو از نمازشب بالاتر دونستن.
۳. آقای مکارم شیرازی حکم جهاد با آمریکا و اسرائیل دادن و گفتن این انتقامجویی وظیفهٔ دینی همهٔ مسلمونای جهانه.
۴. 1⃣آقای جوادی آملی گفتن امروز ریختن خون ترامپ و صهیونیستها خواستهٔ امام زمانه.
2⃣آقای جوادی آملی کلاسهاشون رو برای شرکت در تجمعات شبانه تعطیل کردن. (تعدادی به بهانهٔ کنکور و درس خوندن شبها تجمع نمیان...)
3⃣آقای جوادی آملی برای مردمی که تجمعات شبانه شرکت میکنن گریه کردن و اونا رو فرشتههای الهی نامیدند.
۵. آقای جاودان گفتن جمع شدن مردم در خیابون جهاد دفاعیه، ترک نکنند.
۶. آقای سیفی مازندرانی گفتن جنگ و قتال بر همهٔ شیعیان جهان تا رفع کامل فتنه واجبه.
۷. آقای محمدی قائینی گفتن تهاجم به دشمن آمریکایی_صهیونی بر همه واجبه.
۸. استادانِ درس خارج حوزهٔ تهران بیانیه دادن جهاد علیه آمریکا و صهیون واجبه.
۹. آقای مروی ثواب شرکت در تجمعاتِ شبانه رو بیشتر از تهجّد شبانه دونستن.
۱۰. آقای فلاحزادهٔ زلال احکام فرمودن شرکت در تجمعات شبانه واجب عینیه.
۱۱. آقای یزدانپناه فرمودن تجمعات شبانه، شهیدِ زنده پرورش میده.
(آخرین بهروزرسانی ۲۲ فروردین ۱۴۰۵)
(بقیهشون مُردن؟!)
(هزار بار دیگه عمر کنم بازم پام و نمیذارم به حوزهٔ سکولار و لیبرال و منفعل و مرده و همنشین علما(!) و طلابِ مشغول به خودسازیِ افلیج نسبت به جامعه نمیشم و فحشِ استادای اسرائیلدوستِ دانشگاهم شرف داره به ذکر و دعای این بیخاصیتها)
#مینویسم_یادمبمونه_تفکیککنم
#برایخودمسنجاقه
#بهجزآقایانعلمالهدیراجیپناهیانقرائتیکههمیشهپایکاراسلام
سربهراه
روبهروی نمایشگاه امامزاده بود. فکر کنم امامزاده قاسم و فاطمه از فرزندان امام صادق علیهم السلام. ش
من اینبار قمِ کوچولو رو تماااااام گشتم.
روزای آخر دیگه مسلّط به خطوطِ اتوبوسرانی و خیابونها بودم و برخلافِ قمیها، آدرس میدادم به نابلدها.
وقتی جایی بمونی، بهش دلبسته میشی. مثل خونهم در نجف که اثراتِ سکونت در اونجاست بهجای حسینیه و موکب.
مثل شبستان غربی حرم حضرت معصومه سلام الله علیها.
تو اخبار خوندم جونورای اپستین قم رو هم زدن...
کجای خاطراتم زخمی شده؟
بچههای قم که بهم آدرس نمایشگاه و مرقد و تئاتر و جاهای دیدنی میدادید، حالتون خوبه؟
دلگندهای که شمارهت و برام گذاشتی و گفتی خبرم کنین دو ساعت بعد حرمم، خوبی؟
مریم... مریم عزیزم... میام الآن حالت رو بپرسم...
فتح که میخونم به این فکر میکنم که دوست دارم از ترامپِ اپستین دو تا انتقام بگیرم؛
هم آقام
هم دخترای شجرهٔ طیبه... دانشآموزا...
شروعِ تموم کلاسهام در هفتهٔ پیش رو، این فرشتههای کوچولو هستن که قربانیِ شیطانِ اکبر شدن...
خدایا هلاکت و خفت و ذلتِ ترامپ و نتانیاهو رو رزقِ سریع و فوریِ ما ایرانیها کن. به خون پاک دخترای شجرهٔ طیبه...
سربهراه
فتح که میخونم به این فکر میکنم که دوست دارم از ترامپِ اپستین دو تا انتقام بگیرم؛ هم آقام هم دخترای
که جانِ من
فدای ایران..................
در آرایههای ادبی، فنّی داریم به اسمِ «ذمِّ شبیه به مدح».
اینطوریه که ظاهراً ستایش و قربونصدقه است، اما توقف و تفکر که کنی میبینی اوه اوه! فحشه(!)
مثل چی؟
دیگر مگو که زاهدِ ما را گذشت نیست
نگذشت اگرچه از سرِ دنیا، ز دین گذشت(!)
کلمهٔ « #صلح » برام اینطوری شده.
از این کلمه بدم میاد.
بهجز سیدناالقائد،
هرکی که این کلمه رو استفاده میکرد و میکنه،
حتی اگر بنده باشه نه برده،
به اون آدم پیشفرضِ ذهنیِ بد میگیرم.
حتی در حرفای روزمره با آدمای معمولی و بیغرض و مرض!
عصبیم میکنه.
از سال ۹۲ اینطوری شدم...
این روزا این حساسیتِ عصبی عود هم کرده و شدت گرفته.
دارم سحری میخورم و صحبتای امروزِ برخی مسؤولین رو گوش میدم.
کاش میشد از نزدیک ببینمشون...
حیف.
زمان:
حجم:
439.4K
ما خدا داریم.
اونا شیطان.
این جنگ، واقعاً نابرابره؛
ما اَبَرقدرتیم و
اونا حقیر!
سربهراه
این پیام اینقدر عصبانیم کرد که اومدم روی کانال جواب بدم. علنی و برای همه. فدای سرِ دخترای غزه که نا
هرجا که تحت فرماندهیِ آقای شهیدم بود، بدون وقفه و دقیق و درست داره کارش رو میکنه (قوای نظامیِ کشور)
وَ هرجا که انتخابِ ما مردم بود، داره باذلت و تأخیر و نفوذ پیش میره!
نگرانِ اعلام رهبر جدید شدید؟
به عملکردتون در انتخابات برگردید ؛))
امروز هم کم بذارید
بهزودی نگرانیهای جدید رو هم خواهید چشید(!)
به ارتباطات مردمی ریاست جمهوری زنگ زدم و گفتم انتظار دارم آقای پزشکیان همونطور که با ما مردم لاتی و با فریاد حرف میزنن، لاتی و با فریاد هم با آمریکا و اسرائیل و کشورهای همراهش حرف بزنن... اگر هم نمیتونن تا پایان جنگ دیگه حرف نزن! ما مردم کف خیابون حرف میزنیم.
به یکی از شورای شهریها که شبها میاد تجمع و شمارهش و گرفتم گفتم من بهعنوان مردم دیگه نمیدونم باید چه کار کنم که بگم میخوام تموم پایگاههای آمریکا دورتادور کشورم پودر شه... میخوام کاخ سفید پودر شه... میخوام ترامپ و نتانیاهو به دست ما تیکهتیکه شن...
به امام مسجدمون گفتم من شبا بیرونم، خسته و له میرسم خونه و تا سحر ویدئوهای مدرسهم و میگیرم، صبحا از فردا کلاس دارم، ولی شبها بمیرم وصیت میکنم جنازهم و بیارن تجمع. خردهقلمی دارم که باهاش برای همین هدف مینویسم. دیگه بلد نیستم چه کار کنم؟ چطور صدام و به پزشکیان برسونم؟ چطور این داغ رو نشونش بدم؟ چطور آگاهش کنم؟
واقعاً آقای پزشکیان مستأصلم کردی...
همونی که داغدارشم بهم اجازه نداده حداقل هرچی دلم میخواد بهت بگم تا این بغض سبک شه...
مبانی فکریِ مستحکمی دارم که اجازه نمیده خودسوزی کنم بلکه تو بفهمی...
حرفام و روی تابلوهام مینویسم و شبا بزرگ و بلند دستم میگیرم که تو بفهمی...
دیگه چه کار کنم با تو آقای پزشکیان؟!
دیگه چه کاری از دستم برمیاد برای هشیار کردنت آقای پزشکیان؟!
کاش صبح روزی که شما رئیسجمهورم شدین مرده بودم و اینهمه خفت و سرشکستگی و ذلت رو با شما تجربه نمیکردم...
خطاکار عذرخواهی میکنه آقای پزشکیان...
ایران خطاکار نیست...
ما داشتیم زندگیمون و میکردیم. تو خاک پدریمون... نه به خاک کسی تجاوز کردیم... نه به کسی ظلم کردیم... نه با کسی جنگیدیم... آخ آقای پزشکیان که چرا باید اینا رو بهت بگم؟!
تو باید عذرخواهی میکردی اما نه از دشمنِ متجاوزی که شخص اول مملکتت رو زده...
از ما مردم.
از ما آقای پزشکیان.
از ما که قیامت با شما کارها داریم.
من از تو به آقای نهجالبلاغه پناه میبرم و هرچه بر سرمون آوردی بهش میگم...
آخ آقای پزشکیان که با تو چقدر سرشکسته و ذلیل و خفیف شدم...
باشه تا قیامت...
باشه تا قیامت...
چون دیگه تو این دنیا نمیدونم باید با شما چه کار کنم...
دیگه نمیدونم
شیرمردانِ غیورِ نظامی، میدان رو نگه داشتن؛
مردمِ مقاوم و مجاهد، خیابان رو نگه داشتن؛
آقای پزشکیان!
کاش شما آبرو نگه داری.