eitaa logo
سربه‌راه
211 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
322 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام متأسفانه عکس‌ها رو ارسال نکرده، فقط شماره یک و دو و سه اومده. ایده‌تون خوبه، آفرین. برای بچه‌ها همین‌قدر خوبه. فقط زبانِ کودکانه مهمه، قصه‌گوی جذاب، کلماتِ ساده وَ همراهیِ تصویر. تو انیمیشن‌ها هم بگردید. و این‌که موضع قدرت و ایمان رو یادتون نره. بر علم هم تأکید کنید و تو ذهن بچه‌ها بذارید این قدرته از علم و ایمانه. نوشته‌های عَلَم وقتی تو ذهنم ضرورت بگیرن براشون جوش می‌زنم، اگر بازم پیش اومد باشه. خواهش می‌کنم.
سلام عزیزم مکان رو استیکر گذاشتم امنیت‌تون به خطر نیفته‌. خوشحالم از شعارنوشته تجربهٔ خوب نصیب‌تون شد. شعارنوشته خی‌لی مهمه. اگر منطقه‌تون کم دارن، همیشه ببر. شده روی برگهٔ دفتر. شده روی کارتن‌پاره. شعارنوشته رو خودِ طرف می‌خونه. مثل شعار زود تموم نمی‌شه. تو شور گفته نمی‌شه. می‌مونه، می‌خونه، فکر می‌کنه. هر چیزی هم به درد نمی‌خوره. مثلاً بنویسی مرگ بر آمریکا. خب؟ این‌که تو ناخودآگاه هست. ولی «ما همه خون‌خواهِ پدر، گوش‌به‌فرمانِ پسر» القاگرِ مفاهیمِ بسیاریه. دشمن‌سوز ودوست‌نوازه. منم سر شعارنوشته‌هام برکات زیادی دیدم‌. الحمدلله که بهتون چسبیده. بابتِ این‌که نایبم بودین دیشب، همون تشکرِ همیشگی رو تقدیم می‌کنم❣ دلم برای خیابونی که بودید تنگ شده...🥲
سلام به‌ضرورت اگر پیش اومد خواهم گذاشت. کانالم آموزشی نیست، روزمره‌نویسیه. این فرسته‌های ادبی هم بخشی از روزمره‌م بود که نوشته‌م؛ شغلم و درسم :) سجعِ مُطَرَّف باید آخرِ کلمات (دو طرف) یکی باشه: سال، اموال. (اما هم‌وزن نیستن. منظورم این‌جا از هم‌وزن همون بخش کردنه که کلاس اوّل یاد گرفتیم.) سجعِ مُتوازن باید هم‌وزن باشن: کَ رَم. هُ نَر. (ولی آخرشون مثل هم نیست) سجعِ متوازی ترکیبِ مطرف و متوازنه: سال، مال. این سجع هنرمندانه‌تره و استادش سعدیِ آخرالزمان است❣ عبارتِ شما سجعِ متوازن داره، کلمات صرفاً هم‌وزن هستن: کرم و هنر بی‌شمار و بی‌حساب عزم و طبع متین و کریم. مهم در سجع اینه که در یک جمله نیست. باید در دو جمله یا بیشتر باشه. فقط هم مخصوص نثره. شعر، سجع نداره.
سلام معادل فارسیِ پلاکارد می‌شه شعارنوشته. برای تشکر، همون همیشگی تقدیم شما🇮🇷
سلام عاقبتِ شما به‌خیر عکسی برام نیومده. ولی این‌جا فضای مجازیه و من و شما هم رو نمی‌شناسیم. یک بار بیشتر زندگی نمی‌کنی؛ عمرت رو تلف نکن که خودت رو به کسی ثابت کنی. خصوصاً تو مجازی(!) تو واقعاً چیزی بارت باشه، همه می‌فهمن و مثلِ آهن‌ربا جذبت می‌شن. ولی بارت نباشه خودت رو شرحه‌شرحه هم کنی پوچی. حرف نزن، عمل کن و زندگی. هرچی بودی رو در عمل و زندگی ثابت کن. حرّاف‌ها پوچ هستن. بله انرژی بود برام :) برای تشکر، همون همیشگی تقدیم شما🇮🇷 مکان‌ و هشتگ رو استیکر گذاشتم امنیت‌ت به‌خطر نیفته‌.
سلام مخاطب جان🌺 سبکِ شخصیه. در داستان‌نویسی گاهی نویسنده احساس رو در به هم ریختنِ املای کلمات ( بدون دست‌کاریِ قاعده) القا می‌کنه. اسطورهٔ این کار آقای رضا امیرخانی هستن. برای شفای ایشون همین‌جا یه حمد بخونین و بعد ادامه بدید. مثلاً در کتابِ داستانِ سیستان ایشون کلمهٔ رهبر رو نوشتن ره‌بر. یا کتابِ رهش رو اشاره کردن ره‌ش. این سبکِ شخصیِ نویسنده است. می‌خوان روی معنا و بارِ کلمات تأکید کنن. یا آقای مستور کتابِ معسومیت رو پر از غلط نوشتن که ضرورتِ داستانه و اتفاقاً هنره و جذاب. خصوصاً غافل‌گیری‌ای که اتفاق میفته. من هم با نوشتنِ خی‌لی دارم شدت رو افزون می‌کنم، چون کلمه، سکتهٔ تلفظی می‌گیره و بار معنایی شدت داره. سبکِ شخصی‌م هم محسوب می‌شه. البته ده سالی که در وبلاگ نوشتم، دیگه وبلاگی‌ها همه ازم یاد گرفتن :) ولی بدون دلیل و بافتِ مخصوص و دقت به گشتار (لایه‌های محتوایی) نباید استفاده شه. درواقع این سبک شخصی، دلبخواه نیست، باید آشنا به قواعد زبان بود تا خطای زبانی ایجاد نکرد.
سلام عاقبت‌تون به‌خیر و متشکرم دم شما گرم و همون همیشگی تقدیمِ شما باد🇮🇷 متشکرم از خسته نباشیدتون🌷
سلام اون‌طوری نوشتم چون کاشته، کژتابی می‌گرفت. یعنی ابهامِ معنایی می‌گرفت به معنیِ کاشتن. مثلِ نهالِ کاشته. ذهن از کاشتِ ناخن دور می‌شد. کسره گذاشتم که ذهن، متمرکز روی کاشت بمونه.
سلاااااااااااااام🤪 پی‌نوشت: به این مدل پیامام می‌گم خُل‌پیام. عه! یه خُل‌پیام دارم🤪
سلام عزیزم متشکرم، خوابم میاد اما خوبم :) یک. نیومدی یه چی بگی و بری. رفتی تحقیق کردی و اومدی. دو. تلاش کردی به پاسخ برسی و اعتماد کردی که لقمهٔ آماده بهت ندادم و خواستم ماهی‌گیری یادت بدم. سه. سرسختی کردی تا مجابم کنی بهت پاسخ بدم. چهار. محترم هستی. پنج. هشتگ گذاشتی. شش. با دسته‌بندی نوشتی. آفرین❣ این ویژگی‌ها رو به چنگ‌ودندون نگه دار و تقویت کن. اگر منبع و مرجعِ تحقیقت هم می‌ذاشتی عالی می‌شد. ان‌شاءالله از این به بعد. مثلاً بنویس از فلان سایت، بهمان کتاب، استاد فلانی... پاسخ: مبنای تفکیک‌شدهٔ هر حدیث رو خوب متوجه شدی، اما نکتهٔ مهم، جایگاهِ استفاده است‌. همون «هر سخن جایی و هر نکته زمانی دارد». پیامبران و ائمه علیهم السلام که ضد هم نیستن، باید دید هر حدیث کجا استفاده می‌شه و چطور حدیثِ به‌ظاهر ضدش، تکمیل‌کننده‌شه. من قبلاً مثالی در کانال زده بودم: من صبح به شاگردم که مثلاً اسمش خورشیده، گرررررم سلام می‌کنم و باهاش احوال‌پرسی. زنگِ تفریحِ آخر من رو می‌بینی که سرد از کنارش عبور می‌کنم و محلش نمی‌ذارم. با خودت می‌گی سربه‌راه حالی به حالیه. اما من می‌دونستم خورشید داره از خونه‌ای میاد مدرسه که توش طلاق اتفاق افتاده. این از یه آشیونهٔ ویران داره میاد مدرسه. پس به انرژی و حال خوب نیاز داره‌. اما زنگ تفریح سوم دیدم به بهانهٔ همون طلاق و این‌که حالش بده، دوستش رو کتک زده تا جلب توجه بخره. من باید بهش نشون بدم همون‌قدر که صبح‌ت رو درک کردم، از خطای حالاتم نمی‌گذرم. خورشید همون خورشیده، اما موقعیت‌ها متفاوته. این احادیث و صحبت خودمون (علاج در وطن است) هم همین‌طوره.
سربه‌راه
سلام عزیزم متشکرم، خوابم میاد اما خوبم :) یک. نیومدی یه چی بگی و بری. رفتی تحقیق کردی و اومدی. دو
جایی که علاج در وطن است رو تأیید کردم، اقتضای اون جمع و اون گروهه. وَ جایی که رد کردم، ظرفیتِ تبیین و ردش رو داره‌. من می‌تونم به دوستی که بنیهٔ فکریِ ظهور داره بگم علاج در وطن نیست، اما به شاگردم که بنیهٔ وطنی هم نداره نمی‌تونم چنین چیزی بگم. ظرفیت و تناسب باید مدِ نظر باشه. کار فرهنگی، ظرافت می‌طلبه و زبلی. مهم نیست دیگران متوجه شن دلیل داره یا نه. باید درست پیش رفت. یه مثالِ به‌روز بزنم؟ در فرمایشاتِ تازهٔ امام خامنه‌ای، ایشون دلسوزانه، پدرانه و امامانه کشورک‌های عربی رو توصیه کردن. یادته؟ شاید حرص ما دربیاد که چرا؟! اونا دشمن ما هستن. اگر اون‌ها مورد دلسوزی واقع شدن، چرا ترامپ و اسرائیل نشن؟! تناسب و ظرافتِ کارِ زعامت چی می‌گه؟ کشورک‌های عربی به‌ظاهر اشتراکاتی با ما دارن: کتاب آسمانی، قبله و دین. «زمینهٔ هدایت و رشد دارن». نباید از گمراهی و غفلت‌شون ساده عبور کرد. شاید پاکیزگانی بین‌شون باشن که هدایت بشن ان‌شاءالله. جمع‌بندی: به‌دلیلِ موقعیت و تناسب. چون فضای پیام از دست رفته، امیدوارم به پاسخت رسیده باشی😢 نمی‌دونم اگر هنوز ابهامی بود برات چطور متوجه بشم😭 خصوصاً که رفتی و براش وقت گذاشتی❣ سعی کردم ساااااااده و مثالی بگم دیگه🥲 ان‌شاءالله که حل شده باشه.
۱. پیام‌های حاوی فحش و بدوبیراه: آینه آینه😂😂😂 ۲. هفتصد پیامی که پرسیدید چه تفسیری می‌خونم؟😫 تفسیر نور آقای قرائتی. الآن فهمیدید بدو‌ بدو می‌رید تهیه می‌کنید می‌خونید؟! عمراً! لب‌ودهنای مقلّد(!) ۳. پیام‌هایی که پاسخ ندادم، نیازی به پاسخ نداشتن، یا هشتگ، مورد اعتمادم نبوده (پیش‌زمینهٔ ذهنیِ بد برام گذاشته و معادلِ اتلافِ وقته برام). ۴. چشم زدید دیگه! چشم! پیام می‌تونم بخونم، ولی دیگه نمی‌ذاره همون‌جا پاسخ بدم مگر این‌که اشتراک بخرم(!) من هم آدمی نیستم که برای حرف زدن با آدم‌ها پول خرج کنم(!) قبلاً هم نوشتم و می‌دونید از این‌که مثل الآن پیاما رو بیارم روی کانال پاسخ بدم و کانالِ تمیزم، زشت و بلاگری بشه هم ابداً خوشم نمیاد. بنابراین این یکی پیامِ ناشناس هم پَر😒 همین پیامایی که دیشب نرسیدم پاسخ بدم رو آوردم بی پاسخ نمونه تا ببینم چی می‌شه. ابزارک بی‌سلیقه و شلوغ و ناپسند بود. نمی‌ذارمش. از این‌که نتونید دو تا فحشم بدید و خودتون رو تخلیه کنید هم بی‌نهایت بدم میاد و برای منی که پونزده ساله دارم وبلاگ می‌نویسم با کامنت‌های طولانیِ لپ‌تاپی‌تایپ‌شده، شکنجه است که بازخوردی برای فرسته‌هام نگیرم🥲 اما کیفیت برام مهمه چون وقتم رو می‌ذارم‌. وَ فعلاً ابزارِ باکیفیتی برای گفتگو ندارم. چون قبلاً پرسیدید و گفتید، خیر! آیدی نمی‌ذارم. تا پیامِ ناشناس ندارم، سرِ هر فرسته‌ای حرص‌تون گرفت، بدانید و آگاه باشید که خوب کردم😂 سرِ هر فرسته‌ای هم سؤال داشتید، سعی کنید تفکر کنید و جستجو🧐 ده دقیقهٔ دیگه، آغازِ کلاس‌های مدرسه است🥰 خداحافظ👋