eitaa logo
سربه‌راه
210 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
325 ویدیو
106 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psabzqk&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم باشه گوشه‌ی ذهن‌مون برای دوستایی که با بی‌حجابا دوستن و بی‌حجاب رو همون‌جوری بی‌حجاب میارن اردوجهادی و همون‌جوری بی‌حجاب تو روستا می‌چرخونن و در جوابِ نهی از منکرت می‌گن تو تندرویی و دافعه‌دار، ما باید جذب کنیم (!) باشه برای اون دوستایی که به بهانه‌ی هدایتِ پسرخاله و دختردایی، هر نوع فیلمی می‌بینن، هر نوع موسیقی‌ای گوش‌ می‌دن، هر نوع کتاب و کانالی می‌خونن که بتونن درباره‌ش صحبت کنن(!) به سنّتِ وحشتناکِ «استدراج» هم نگاهی بندازید... اولش می‌گیم حالا چادرِ بی‌زینت بشه چادرِ نگین‌دار که جذب داشته باشیم... بعد چادرِ زینتی می‌شه عبا که خب بالاخره پوشش که داره... عبا کوتاه می‌شه، تنگ می‌شه، می‌شه مانتو... مانتو آب می‌شه، جلوش باز می‌شه، می‌شه هرچی غیر از حجاب... به‌تدریج... یواش‌یواش... بی‌اونکه بفهمیم... پناه بر خدا... پناه بر خدا... پناه بر خدا... (ترجمه و تفسیر: محسن قرائتی) @sarbehrah
اخبار غزّه اصلا خوب نیست... من در بیهودگی به سر می‌برم... نیاز دارم دعای افطارِ امشبم باشه که خدایا! به حقّ امام زمان روحی له الفدا من را به جبر هم که شده به جبر هم که شده سربه‌راه کن! خیری ندیده‌ام از این اختیارها😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭 @sarbehrah
یکی بهم پیام داده و افطار دعوتم کرده. با اسم کوچیک صدام زده و نوشته حتما بیای ها! من حتی شماره‌ش و ذخیره ندارم! براش می‌نویسم وقتی حتی شماره‌ت و ذخیره ندارم یعنی دوستم نیستی، صرفا یه آشنایی! دوست داشتی اسمت و بگو حداقل بدونم کدوم آشنایی! دو‌ حالت بیشتر نداره دیگه: یا من و می‌شناسه و صراحتم براش خصلتمه، یا من و نمی‌شناسه و صراحتم دردش میاد و دیگه اَدای شناس‌ها رو درنمیاره! وقتی شکلکِ خنده می‌فرسته و اسمش رو می‌گه، می‌رم به سال‌های دوووور! خی‌لی دوووور! اولین راهیان نوری که رفتم و حجابم فاجعه بود و می‌خواستم نماز صبح پا شم، ساسی‌مانکن تو گوشیم کوک می‌کردم... بعد سرِ صبحانه بسیجیا چپ‌چپ نگام می‌کردن و ازم کناره می‌گرفتن... اون موقع‌ها مثلِ الآن نبود که بی‌حجابا و بی‌دین و ایمون‌ها رو بیشتر می‌برن راهیان‌نور و جهادی... اون موقع دور می‌نداختن! کلا بسیجی‌جماعت هیچ‌وقت بسیجیِ خمینی و خامنه‌ای نیست؛ یا عقب‌مونده و چشم‌بسته‌ان، یا شُل و بی‌محتوا و توخالی... تو اون شرایط تنها بسیجی‌ای که نشست کنارم و با من دوستی کرد، همین دختر بود. اونم نه برای جذبم، گفت ازم خوشش اومده و راست هم می‌گفت. بعدش با هم جهادی رفتیم. بعدش با هم کربلا رفتیم. با هم تو دفترِ بسیج کلی طرح ریختیم که برادرانِ بسیجیِ عقب‌مونده و چشم‌بسته تأیید نکردن(!) الآن طرحام و برادرانِ بسیجیِ شُل و بی‌محتوا و توخالی تأیید نمی‌کنن(!) یه پروفایلی بود می‌گفت من غیرمذهبیِ جمعِ مذهبیام و مذهبیِ جمعِ غیرمذهبیا، راست می‌گفت! شرحِ حالِ منه! با این تفاوت که من برای هر دو گروه سند و مدرک رو می‌کنم از خمینی و خامنه‌ای، اونا جز کفِ لب و دهن‌شون از حرص خوردن چیزی ندارن :)) به نهج‌البلاغه‌م تو کتابخونه‌م نگاه می‌کنم. اونم هدیه و یادگاریِ همین دختره. دوستِ خوب و همراه و پایه‌ای بوده، اما نه مستمر! من از هر چیزِ مقطعی‌ای بیزارم! مقطعی‌ها آدم و فریب می‌دن! باد می‌کنن! متوهم می‌کنن! یه دوره‌ی بینشیِ مقطعی آدم و باد می‌کنه که خیلی حالیشه! یه اردو جهادیِ مقطعی رزومه‌ها رو چاق می‌کنه و منم منم‌ها رو زیاد! داروی امام کاظم علیه السلام که فقط تو‌ مقطعِ کرونا باب شد، دوقطبیِ علم و سنّت آورد و حالِ همه رو به‌هم زد از این مذهبی‌های عقب‌مونده‌ی بی‌بصیرت که نفهمیدن چی رو کجا رو کنن! مقطعی پناهیان گوش دادن و ماندگاری یادداشت کردن، یه دین و دانشِ تیکه‌تیکه به ارمغان میاره و جهان‌بینی‌ای در سطحِ مورچه که متوهمِ دانایی می‌شی و وقتی مفاهیمِ گفتمانی‌تر رو نفهمیدی خیال می‌کنی همه اشتباه می‌کنن جز توی کوتوله‌فکر! دوستیِ مقطعی هم یه سرگرمیه، یه تفریح! در صورتی که دوستی باید رشددهنده و زندگی‌ساز باشه. لزومی نمی‌بینم دیگه جوابی بدم. می‌شناسه من و دیگه. پیامش و پاک می‌کنم و به زندگیِ مختصر و ان‌شاءالله مفیدم ادامه می‌دم. من حافظه‌ی گوشیم جا داره، اما فقط دو تا پیام‌رسان دارم که شاد رو هم تابستونا غیرفعال می‌کنم. تو ایتام فقط سه گروه دارم که هر سه لازم و فعالن و عضوِ هیچ کانالی نیستم. اتاقِ بزرگی دارم که توش وسایلِ کم اما همه‌شون‌لازمی دارم. کتاب‌ها رو همیشه اول خوندم و بعد به‌دردبخورها رو خریدم و کلی کتاب خوندم اما کتابخونه‌ی مختصر و مفیدی دارم. کمدِ بزرگی دارم که توش حتی یه لباسِ بلااستفاده هم نیست. کلی دوست و آشنا دارم اما مخاطبینِ موبایلم فقط افرادی هستن که مستمر با من در دوستی و‌ کار و سلام علیک هستن. هرکی که دو‌ ماه بگذره و کار و دوستیش یادِ من نباشه رو حذف می‌کنم. دورم هم آدمای مختصر و مفیدن مگر مانعِ شرعی داشته باشم مثل صله‌ی رحم. ورودیِ متمرکز، خروجیِ متقن میاره. به‌جای سیصد تا مقاله‌ی پراکنده خوندن برای استخراجِ پایان‌نامه، پنجاه تا مقاله‌ی متمرکز بخونی، یه کارِ تمیز و دقیق تحویل می‌ده. به‌جای صد تا دوره و همایش رفتن برای خودسازی، به یکی‌شون عمل شه نتیجه حاصل می‌شه. فیلمِ دقیق، موسیقیِ دقیق، کتابِ دقیق، کانالِ دقیق، روابطِ دقیق، سفرای دقیق، ... تازه با این‌همه سخت‌گیری معتقدم کل عمرم به هدر رفته... زندگی یه پیچیده‌ی جذابه که هم اون‌قدر وقت داری که نتونی برای کم‌کاری بهانه بیاری، هم اون‌قدر زود می‌گذره که تا به خودت میای می‌بینی از دستت رفته... @sarbehrah
چون خوشگلن❤️ خصوصا اون سفره قلمکاری که روش‌ شعر و مقدمه‌ی گلستانِ سعدی داره❣😍 @sarbehrah
سربه‌راه
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰه السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِالْمُؤْمِنِين السّ
یادم نمی‌رود که همه عزّتم تویی من پای سفره‌ی تو شدم محترم حسین❣ زودتر از اربعین هم اذن بدید🙏😭❤️ @sarbehrah
تا بتونم اخبارِ غزّه رو دنبال نمی‌کنم، اما این رنج این‌قدر عظیم شده که اخبارش می‌رسه... نه آرون بوشنلم که خودسوزیم فوروارد شه، نه شفیعی کدکنی‌ام که پُستم دست‌به‌دست بچرخه... یه پروفایلِ شاد عوض کردم که دخترام بفهمن، یه آه کشیدم که نمی‌دونم مستجابه یا نه... تنها گزینه‌ای که به ذهنم رسید، همین سایت و همین فرصت بود... همین که دست از خطابه‌ی بلندبالا و وزینم درباره‌ی وضعیتِ اسف‌بارِ اردوهای جهادی و تنزّل‌شون به اردو با اسرافِ بیت‌المال، بدون آثارِ تربیتی و حتی با آثارِ ضدّفرهنگی بکشم و به‌جاش رسیدگی به وضعیت غزّه رو درخواست کنم... تنها راهی که برای دارم... @sarbehrah
دوتاشون ایستادن جلوم. یکی‌شون با لهجه‌ی نشاط‌آورِ عِراقی گفت: تو برای من اینجا دعا کن، من برای تو کربلا دعا می‌کنم. ناگهانی بود و من رو غافل‌گیر کرد. دستش رو گرفتم و جوری نوازش کردم که انگار شش‌گوشه آغوشمه... چشمام خیس شده بود که اون یکی یه تسبیحِ تربت گذاشت تو دستم... حالا سه‌تامون دستامون و به ادب گذاشتیم رو سینه و با عشق و محبّتی که دلیلش ما نیستیم، بلکه سرورانِ ما هستن، با هم خداحافظی می‌کنیم به اشک... یکی به عشقِ امام الرئوف... یکی به عشقِ اباعبدالله... آقا امام حسین❣ چه امشب خوشحالید❤️ من فدای خنده‌ی دلبرتون❤️ عیدتون مبارکا آقا❣ عیدی‌تون به دستم رسید... بوی مُهره‌هاش من و آورده حوالیِ بابِ سدره... گفتم به شما بِنَفسی أنتَ آقا؟😍❤️❣ @sarbehrah
سربه‌راه
دوتاشون ایستادن جلوم. یکی‌شون با لهجه‌ی نشاط‌آورِ عِراقی گفت: تو برای من اینجا دعا کن، من برای تو کر
این زیبای دلتنگ‌کننده‌ رو یکی از شما لطف کردید برام فرستادید❤️ من نمی‌دونم شما مشّایه رو نفس کشیدید یا نه... اما یه دور تسبیحِ تربتی که دیشب هدیه گرفتم و هنوز بوی خاکِ کربلا ازش بلنده رو به نیّتِ زیارتِ بامعرفتِ اربعین‌تون با مشّایه، هدیه می‌کنم به آقا امام حسن مجتبی علیه‌السلام که برید... ببینید... بچشید... وَ با عطشِ ظهور برگردید...😭❣ @sarbehrah
اگه مشهدین امروز افطاری کیلومتری داریم از حرم تا چهارراه دانش. @sarbehrah
سربه‌راه
چشم❣ من بلاگر نیستم که برای معرفیِ کانال و جذبِ فالوور هزینه بگیرم و بکنم، محتوای خوب رو معرفی می‌کن
من وقتی می‌رم سفر فقط مراقبم تو تعطیلاتِ مدرسه باشه و دخترام آسیب نبینن، کاری به شب‌کاریم و خصوصیام ندارم. برا همین کلی غیبت دارم که ایامِ عید فرصتِ جبران‌شونه. این‌قدر این چند روز، شب‌کاری و خصوصی رفتم که دارم از لاغر شدن محو می‌شم! یه قرن خواب نیاز دارم و یه هفته بدونِ دغدغه فقط تو خونه بودن! بنابراین تو این چند روز مدام در رفت‌وآمدم از نقاطِ مختلفِ شهر.‌ مسافرا اومدن و برخی‌شون مثلِ زامبی‌ها هستن که شهر رو تسخیر کردن! بدونِ اغراق می‌گم که همین دیشب گمون کنم تو چهل دقیقه تردّد بالغ بر سی نفر رو نهی از منکر و امر به معروف کردم... حالا خودتون حساب‌کتاب کنید روزی چند تا چهل دقیقه است و می‌شه چند نفر... تو کوچه و خیابون به مهربونیِ حرم نیستم؛ کمی آمرانه و تند می‌گم که توصیه نمی‌کنم. کلا آقا می‌فرمایند «بگو و برو». فلسفه‌ش‌ هم تو همون کتابِ واجبِ فراموش‌شده هست که بخونین. بسته به شرایط هم گاهی باید خشن گفت، گاهی به محبت. اما غالبا محبت جواب می‌ده. دقت کنین که هرچی از تهِ دل، دلسوزتر باشید، درست‌تر و مؤثرتر می‌تونین امر به معروف و نهی از منکر کنین. من وقتایی که دلم سربه‌راهه و درک می‌کنم اینی که حجاب رو نفهمیده شاید صد تا چیزِ دیگه رو بهتر از من فهمیده و خی‌لی نرم‌تر و خواهرانه‌تر تذکر می‌دم که با هم رشد کنیم و قطعا چیزی که از دل باشه به دل هم می‌شینه. اما وقتایی که ذاتِ خودم غالب هست و از بی‌حجابا بدم میاد، تندتر امر به معروف می‌کنم و معمولا اثرِ مقطعی داره، نه نرم کردنِ دل. اینم دستِ خودم نیست دیگه، نمی‌تونم بگم همیشه به همه‌شون دلسوزم، نه نیستم اما سعی‌م و می‌کنم. اگه براتون شُبهه پیش میاد که این‌جور وقتا نباید امر به معروف کرد، نخیر جانم! امر به معروف و نهی از منکر «واجب» هست! اصلا آقا می‌فرمایند «واجبِ فراموش‌شده»... مثلِ نماز، مثلِ روزه.‌ شما وقتی حضورِ قلب ندارین، نماز رو ترک می‌کنین؟! یا خدا گفته چون غیبت می‌کنین روزه نگیرین قبول‌ نیست؟! نه دیگه! ما موظفیم واجب رو انجام بدیم که هم جامعه به فساد کشیده نشه، هم خودمون ان‌شاءالله پرهیزِ بیشتر داشته باشیم. اگه قدرتِ استدلال هم دارید و صفر تا صدِ شبهه‌ی امر به معروف و نهی از منکر و مسأله‌ی حجاب براتون روشنه، ماده‌ی قانونیش رو می‌دونین و می‌تونین درباره‌ش صحبت کنین، بسته به شرایط گاهی کسی سؤالی پرسید هم بایستید و براش توضیح بدید، دیگه بگو و برو نباشه. کم پیش میاد، ولی پیش میاد و اگه بتونین بایستید و مستدل پاسخ بدید واقعا اثرگذاره. پیشاپیش نسبت به انواعِ فحش‌ها، توهین‌ها، معرکه‌گیری‌ها و حتی کتک خوردن هم بی‌تفاوت باشید. ما خوردیم نمُردیم😂 پس نگران نباشید. من جلوی پاساژ آرمان امر به معروف کردم، تازه اونجا دلم سربه‌راه بود و با فدات شم نازنینم. از قضا دوست و رفیقی هم همراهم نبود. هم کتک خوردم، هم نزدیکِ شصت نفر مرد و زن و پیر و بزرگ دوره‌م کردن و تنها ایستادم سخنرانیِ غرّایی هم کردم که همه کف کرده بودن😂 تشویقم نکردن ها! از این فانتزیا نداشته باشید که تا تذکر دادید دنیا متحول شه و اگه نشد پس شما کارتون غلطه، نه عزیزم! با این استدلال حضرت نوح و آدم و یحیی و موسی نبی‌الله و خودِ امیرالمؤمنین، استغفرالله نه عُرضه داشتن، نه بلدِ کارِ فرهنگی بودن(!) نهههه این فانتزیا رو بریزین دور! اساسا ما تذکر نمی‌دیم که کسی درست بشه، ما تذکر می‌دیم که جامعه‌ی مسلمین بسترِ گناه و فساد نشه. هی می‌گیم امام زمان بیاین بیاین، حداقل یه کوچه رو ما به یُمنِ قدومشون پاک کرده باشیم، نه که ایشون بیان خم و راست شن وظایفِ ما رو انجام بدن و ایشون دورِ ما بگردن(!) اونجام هییییییییچ‌کس تشویقم نکرد، اما همه برابرِ یه دختر لال شده بودن و دیدن انقلاب تنها نیست، رهبر غریب نیست، تو ذهنِ بچه‌هاشون کاشتم چادریا کم باشن هم شجاعن، لختا ولی شجاع نیستن، مثلا تو ذهنش بگه مادرِ من و یه روز نون و آبش و قطع کنن پوشیه هم می‌زنه، ولی این انقلابیا نترسن و پای مکتب‌شون هستن ان‌شاءالله. بی‌بخار و بهانه‌جو و بی‌رگ و ریشه نیستن که الهی همین تعدادی که هستن هرچه زودتر سایه‌ی ننگ‌شون از سر‍ِ اسلام و مسلمین کم بشه (الهی آمین). خوندین تاریخ رو؟ که بی‌بخارها سرِ امام شکافتن و سرِ امام‌زاده به نیزه بردن؟ به نظرتون حضرت زهرا سلام الله علیها وقتی پشتِ در پرپر شدن... از عُمر و قُنفذ لعنت‌الله علیهم ضربه خوردن یا از بی‌بخارایی که نمازشب می‌خوندن و طوافِ کعبه داشتن اما با فریادِ حضرت حتی از خونه‌شون بیرون نیومدن؟! گفتن علی هست دیگه! خودش کاری نکرده، ما چه کاره‌ایم(!) صورتی‌های خوشگلِ بی‌بخار تا ظهور مسیرِ ولایت رو شکافتن... اون بی‌بخارهای گوگولی تخم و تَرَکه‌شون هنوزم هستن... الهی با اسرائیل نابود شن و ما جشنِ آزادیِ همه‌ی مسلمینِ جهان رو برپا کنیم به ظهوووووور ❣ @sarbehrah