🌹 #احترام_به_والدین
🌸 برف شدیدی باریده بود . وقتی قطار دو ڪوهه وارد تهران شد ساعت دو نیمه شب بود . با چند نفر از رفقا حرڪت ڪردیم . علی اصغر را جلوی خانهشان در خیابان طیب پیاده ڪردیم .
🌸 پای او هنوز مجروح بود . فردا رفتیم به علی اصغر سر بزنیم . وقتی وارد خانه شدیم ، مادر اصغر جلو آمد ، بیمقدمه گفت : آقا سید شما یه چیزی بگو !؟
🌸 بعد ادامه داد : دیشب دو ساعت با پای مجروح پشت در خانه تو برف نشسته اما راضی نشده در بزنه و ما رو صدا ڪنه . صبح ڪه پدرش میخواسته بره مسجد اصغر رو دیده !
🌸 از علی اصغر این ڪارها بعید نبود . احترام عجیبی به پدر و مادرش میگذاشت . ادب بالاترین شاخصه او بود.
🌹 #شهید_علی_اصغر_ارسنجانی
یادش با صلوات
📚برگرفته از ڪتاب مهر مادر
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
شهید مهدی باکری را فقط در میدان جنگ نباید دید
رهبر انقلاب:
🔹شهید باکری را فقط در میدان جنگ نباید دید، پشت جبهه هم باید دید، در دانشگاه تبریز هم باید دید، فعّالیّتهای دوران پیش از انقلابش را هم باید دید، آن روحیه را باید دید.
🔹من پیش از انقلاب، شهید آقا مهدی باکری را در مشهد ملاقات کردم؛ پُرشور، علاقهمند، فهمیده، قادر بر تحلیل قضایا. خب این میشود که بعد در جنگ، در میدان دفاع مقدّس، آنجور میدرخشد و دلها را به خودش جذب میکند.
📌 سردار شهید حاج قاسم سلیمانی:
«ما افتخار میکنیم مشایخی مال ماست.»
◇ که در شب خوفناک عملیات کربلای۵ گفت: من پاهای خودم را با ریسمان میبندم که عقبتشینی نکنم،
◇ برادرها! شما را قسم میدهم اگر خواستم عقبنشینی کنم، مرا با تیر بزنید.
#سردار_شهید_محمد_مشایخی
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
گاهی قوم و خویشهای شهرستانیمان گله میکردند که جناب صیاد هم وسیله دارن، هم راننده. اون موقع ما باید با تاکسی از ترمینال و فرودگاه بیاییم خونهتون. این درسته؟ ما که تهران رو خوب بلد نیستیم. به پدر که میگفتیم، میگفت: مسئلهای نیست. فوقش دلخور میشن. اونها که نمیخوان جواب بِدن، من اون دنیا باید جواب بدم. راننده و ماشین که اموال شخصی من نیست.
#شهید_علی_صیاد_شیرازی
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🔴 گول شیطان را خوردم!
یڪ آقای فرش فروش ڪه اهل نماز اول وقت بود به بنده گفت: یڪ ڪسی برای خریدن فرش وارد مغازه ی بنده شد. گفتم: وقت نماز است.
گفت: من وقت ندارم، مسافرم و می خواهم بروم. هر چه اصرار ڪردم، دیدم نمی شود و گول شیطان را خوردم و یڪ قدری ڪه از نماز اول وقت گذشت،
دیدم همین آقای مشتری ڪه خیلی شیفته ی این معامله بود، گفت من باید قدری تامل بڪنم! و از خرید منصرف شد!!
شیطان هم دنیا را گرفت و هم نماز اول وقت را.
امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند: اگر مومن، دنیا را مانع از آخرت خودش قرار بدهد؛ پروردگار او را از هر دو باز می دارد.
✍ آیت الله حق شناس (ره)
📚 ز ملڪ تا ملڪوت جلد 1 ص 213
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
yazahra.mp3
2.14M
آیمردم آیمردم علیازدنیاتونسیره💔
آیمردم آیمردم علی بیزهرامیمیره 😔
پ،ن؛
دنیا زمانی برای آقا تموم شد که دست حرومی به ناموس امیرالمومنین مولا علی(علیه السلام) بلند شد...😔
تاقیام قیامت بر دشمن مرتضی علی(علیهالسلام) #لعنت
🌷 #هر_روز_با_شهدا🌷
#همت_حمید!
🌷یک هفته از شروع عملیات با شکوه والفجر هشت میگذشت، روزی نبود که منطقه توسط هجوم هواپیماهای دشمن بعثی بمباران نشود. رزمندههای ما هم به خوبی از خجالت آنها در میآمدند و هر روز چند هواپیمای مهاجم را ساقط میکردند. ۶۴/۱۰/۲۸ بود که به فرماندهی سردار شهید حمیدرضا نوبخت با بچههای گردان مالک اشتر به محدودهی کارخانهی نمک راهی شدیم. مجموع نیروهای ما با آن فرماندهی دلیر، ۳۲ نفر بیشتر نمیشدیم.
🌷۷:۳۰ صبح نیروهای بعثی با آتش تهیهی سنگین و استقرار ۲۱ تانک و نفربر تا پشت خاکریز نفوذ کرده و اقدام به پیاده کردن نیروهای پیاده کردند. جنگ تن به تن آغاز شد و در حین درگیری یکی از فرماندهان عراقی به خیال خودش زرنگی کرد و یک نارنجک به طرف سردار نوبخت پرتاب کرد، دقیقاً همانطور که انتظار میرفت، این اسطورهی رزم و جهاد، بدون درنگ، نارنجک را به سوی صاحب بعثیاش برگرداند و افسر عراقی ر ا به هلاکت رساند. تلاش آنها برای تصرف خط و شکست نیروهای اسلام به اوج خود رسیده بود.
🌷انبوهی از تجهیزات و نیروهای متجاوز در مقابل ۲۱ تن از رزمندگان اسلام که غم هجران ۱۱ نفر مجروح و شهید را متحمل شده بودند، بیوقفه ادامه داشت. تذکرات و رهنمودهای سازنده و روحیه بخش حمیدرضا، عجیب به نیروها قوت قلب و توان مضاعف میبخشید. موشکهای آر.پی.جی همچون شهاب ثاقب بر پیکر غولهای آهنین نزدیک خاکریز، فرود میآمد. بالاخره با انهدام ۱۹ تانک و نفربر و به غنیمت گرفته شدن یک نفربَر سالم و به اسارت در آمدن ۲۱ نفر، عراقیها عقبنشینی کردند.
🌷خدا میداند اگر نبود رشادت و فرماندهی چریک مخلص و باصفای گردان، حمیدرضا نوبخت، چه بسا مشیت الهی به گونهای دیگر رقم میخورد و اصلاً کی باور میکرد که یک خاکریز مهم در تهاجم ۲۱ دستگاه زرهی تنها توسط ۳۲ نفر آن هم نهایتاً با ۱۱ شهید و مجروح حفظ شود و از صدمات و تلفات گسترده جلوگیری به عمل آید. آنچه که فراموش ناشدنی است چهرهی خسته و سراسر غمگین فرماندمان بود که در عین صلابت و افتخار، فراق شهدا و رنج مجروحین، او را شکستهتر از پیش نشان میداد.
🌹خاطره ای به یاد سردار شهید حمیدرضا نوبخت
راوی: رزمنده دلاور سیدحسین غفاری از لشکر ۲۵ کربلا
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
بسم الله الرحمن الرحیم
هشتگ های مهم کانال برای دسترسی آسان به مطالب مهم کانال 👇
#داستان_عجیب_شیخ_رجبعلی_خیاط_و_زنی_آتشین
#انیمیشن_سلام_بر_ابراهیم
#پی_دی_اف_کتاب_سلام_بر_ابراهیم_1
#وصیت_نامه_شهید
#تلنگرانه #تلنگر
#معجزه_اذان_شهید_ابراهیم_هادی
#چرا_شهید_ابراهیم_هادی_اینجوری_دل_میبره
#قضیه_سوزن_زدن_شهید_ابراهیم_هادی_به_صورت_و_پشت_پلک_چشمش
#پی_دی_اف_کتاب_سه_دقیقه_در_قیامت
#پیج_شهید_ابراهیم_هادی_در_اینستاگرام
#تجربه_نزدیک_به_مرگ
#کمک_شهید_ابراهیم_هادی_به_زندانی_محکوم_به_اعدام
#برخورد_شهید_ابراهیم_هادی_با_خانوم_بد_دهن
#احکام
#شهدا_شرمنده_ایم
#روزی_حلال
#صحنه_عجیب_خانومی_که_کنار_خیابون_سوار_شد
#نظر_استاد_پناهیان_در_مورد_شهید_ابراهیم_هادی
#دلنوشته
#فرار_شهید_ابراهیم_هادی_از_وسوسه_شیطان
#بانویی_که_بخاطر_حجاب_امام_زمان_ع_را_دید
May 11
#برخورد_شهید_ابراهیم_هادی_با_خانوم_بد_دهن💠
🟡پاییز ۱۳۶۱بود.با موتور به سمت میدان آزادی میرفتیم.یک ماشین مدل بالا از کنار ما رد شد.خانمی کنار راننده نشسته بود که حجاب درستی نداشت.نگاهی به ابراهیم انداخت و حرف زشتی زد.ابراهیم گفت:سریع برو دنبالش!من هم باسرعت رفتم.بعد اشاره کردم بزن بغل،با خودم گفتم ابراهیم این دفعه حتما دعوا میکنه.
🔵اتومبیل کنار خیابان ایستاد.ما هم کنار آن توقف کردیم.منتظر برخورد ابراهیم بودم. ابراهیم کمی مکث کرد.بعد همینطور که روی موتور نشسته بود با راننده سلام و احوالپرسی گرمی کرد!
🟣راننده که تیپ ظاهری ما و برخورد خانمش را دیده بود،توقع چنین سلام و علیکی را نداشت.بعد از جواب سلام،ابراهیم گفت:من خیلی معذرت میخوام،خانم شما فحش بدی به من و همه ریشدارها داد. میخوام بدونم که..
🟠راننده حرف ابراهیم را قطع کرد و گفت:خانم بنده غلط کرد،بیجا کرد!
ابراهیم گفت:نه آقا اینطوری صحبت نکن. من فقط میخوام بدونم آیا حقی از ایشان گردن بنده هست؟یا من کارنادرستی کردم که با من اینطور برخورد کردند؟!
🔴راننده اصلا فکر نمیکرد ما اینگونه برخورد کنیم.از ماشین پیاده شده.صورت ابراهیم را بوسید و گفت:نه دوست عزیز،شما هیچ خطایی نکردی.
ما اشتباه کردیم.خیلی هم شرمنده ایم. بعد از کلی معذرت خواهی از ما جدا شد.
⚪️این رفتارها و برخوردهای ابراهیم،آن هم در آن مقطع زمانی برای ما خیلی عجیب بود. اما بااین کارها راه درست برخورد کردن با مردم را به ما نشان می داد.
همیشه میگفت: در زندگی،آدمی موفقتر است که در برابر عصبانیت دیگران صبور باشد و کار بی منطق انجام ندهد.
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج