هدایت شده از شاید پرایوت؛
از زندگی تقاضا دارم برگردیم به زمانی که هنوز رهبری شهید نشده بود
من دوام آوردم،
باز هم دوام میآورم، اما دلم میخواست معنای زندگیام چیزی بیشتر از دوام آوردن باشد.
درسته نمیتونیم همو ببینیم، ولی من دور بودن تورو به نزدیک بودن خیلی های دیگه ترجیح میدم .
شما که غریبه نیستید ولی به دخترایی که همیشه یه رفیق صمیمی دارن و همیشه پیوی همن حسودیم میشه .
من میدونم گفتگو راه چاره هست ، ولی نه درمورد دلخوریهایی که بارها دربارشون صحبت کردم و چیزی جز بی تفاوتی ندیدم .