واقعا ممنونم که آپشنی به عنوان خواب وجود داره چشاتو میبندی نه میبینی نه میشنوی نه حرف میزنی ، راحت .
اعتبار هیچکدوم از رفیقام وابسته به حضورشون نبود ؛
ولی مگه من اصن اعتباری واسشون داشتم که بخواد وابسته به حضورم باشه یا نه ؟
حواست به من باشه ؛ خستم ،
اونقدر که با یه تلنگر میتونم از هم
بپاشم .
از من فقط یه روح مونده با
خاطرههای فرسوده و فکرهایی که
شبها رهام نمیکنن .
نذار بیشتر از این تهی بشم ؛
اگه چیزی ازم مونده ،
شاید فقط به خاطر توعه .
میدونی بعضی اوقات آدم فکر میکنه
دیگه خیلی وقته تموم شده ؛
فکر میکنه اون حسایی که یه زمانی مثل آتیش تو دلش شعله میکشید حالا فقط خاکستره
ولی یه وقتایی هم هست که بی هوا یچیزی ، یه خاطره ، یه آهنگ ..
یدفعه اون خاکسترو روشن میکنه .
و من .. هنوز دوستت دارم .
نه اونجوری که یه روزی بود ، نه اونجوری که فکر میکردم همه چی فقط تویی و بود و نبودم بستگی به تو داره!
نه .. خیلی فرق کرده .
حالا این دوست داشتن یجور دیگس ؛ یجور آرومتر ، یجور عمیقتر ،
شاید هم یجور تلختر .
یه حسیه که فهمیدم بعضی چیزا تو زندگی هیچوقت پاک نمیشن ، فقط
شکلشون عوض میشه مثل یه زخم قدیمی که دیگه درد نمیکنه ولی جاش میمونه
این دوست داشتن یجور آرزو کردن بهترینها برای توعه ، حتی اگه اون
بهترینها دیگه من و تو نداشته باشه ؛
یجور پذیرش یه حقیقته که بعضی آدما فقط تو یه فصل خاصی از زندگیمون هستن .
و تو ؛
برای من اون آدم بودی .
حتی اگه خیلی چیزا عوض شده باشه ،
حتی اگه مسیرمون دیگه یکی نباشه ،
هنوزم یه گوشهی دل من جا داری و اونجا هنوزم دوست دارم بچه = )