تا حالا شده همینجوری، بی هیچ دلیلی شروع کنی به آرایش کردن؟
رژ لبتو بزنی، موهاتو مرتب کنی... بعد یهو چشمت به خودت توی آینه گره بخوره.
اونقدر خیره بمونی که یادت بره برای چی جلوی آینه ایستاده بودی...
بعد یهو به خودت میای، میببینی اشک، آروم روی صورتت راه افتاده و ریملت رو خراب کرده.
نه چون اتفاق خاصی افتاده...
فقط چون بعضی دردها، راهِ حرف زدن بلد نیستن؛ سالها توی دل میمونن و یه روز، بیخبر، خودشونو از چشمات بیرون میکشن. : )
_سایه✍🏻