eitaa logo
دانلود
"ذره بین" وسیله ایه که باهاش جزئیات بیشتر و با دقت فراتری می‌بینیم اینجا میخوایم یه ذره بین برداریم و با کمک همدیگه بهتر و با دید جدیدی این دنیارو ببینیم "بشناسیم کشف کنیم و با هم یاد بگیریم" "موضوعات بحث شده در چنل تا الان"(لیست در حال بروز رسانی): ●آغاز علم● ●نظریه نسبیت انیشتین● ●سیاه چاله و و سفید چاله● ●جهان های موازی● ●جهان پس از مرگ ● ●توضیحات جذاب خانم هینا درباره مغز(حتما توصیه میشه بخونید)cri du chat syndrome (توضيحات خانم پیتزا خفن ترین مخفی کننده هویت قرن)بازنویسی و حذف حافظه ___________________ سعی داریم تا جای ممکن محتوای چنل بر طبق نظراتی که میدید پیش بره پس در صورتی که پیشنهادی برای ادامه بحث دارید یا سوال و نظر خاصی در مورد موضوعات بحث شده دارید داخل ناشناس چنل بگید
"𝑯𝒐𝒘 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒄𝒊𝒆𝒏𝒄𝒆 𝒃𝒆𝒈𝒊𝒏"
نقطه شروع علم در واقع جایی بود که بشر فهمید "جهان قابل پیشبینی هستش". از زمان انسان‌های اولیه علم وجود داشت. انسان ها یاد گرفتند از تجربه هاشون نتیجه بگیرن. ساخت ابزار های سنگی، کنترل آتش، کاشت دانه و... نمونه های بسیاری که انسان از علم برای پیشرفت و بهبود زندگی استفاده کرده. اما به این شکل اسم "علم" براش به کار نرفته بود.
واژه science یا علم خودمون اولین بار در قرن ۱۳ میلادی به کار گرفته شد. این کلمه از زبان فرانسوی/لاتین کم‌کم وارد زبان انگلیسی شد و معنی اصلیش مشاهده تجربیات هستش که دو عنصر مهم رو در علم نشون میدن: "تجربه" و "مشاهده" _اول اینکه باید تجربه قبلی‌ای وجود داشته باشه _ و دوم اینکه باید قابل مشاهده باشه تا بتونیم اسمش رو علم بزاریم
یه نظریه خیلی مهم که در مورد علم وجود داشته و تقریبا اون رو به عنوان آغازش در نظر می‌گیرن، نقطه‌ای که علم تونسته جایگاهی در جامعه برای خودش پیدا کنه "نظریه تضاد ارسطوگرایی و افلاطون‌گرایی" هستش
برای توضیح این نظریه اول باید جهان رو به شکلی که افلاطون می‌نامید یعنی جهان مُثُل بشناسیم جهان مُثُل یعنی "جهان ایده ها" افلاطون معتقد بود این جهان سایه‌ای از جهان واقعیه یا یه نسخه ناقص‌تر از اون یعنی مثلا "درختی که ما می‌بینیم و مشاهده میکنیم یه سایه است و حقیقت اون در جای دیگه ای وجود داره"
قشنگ نظریه‌ش اینجوریه که از آخرش میشه اولشو نتیجه گرفت از اولش آخرشو از وسطش هم دو طرفو از یه نقطه شروع میکنم میفهمم یه چیزی رو قبلش نگفتم اونو میخوام بگم میگم نه اینم اولش نبود
خب یه دور دیگه خوندم ولی دیگه فکر کنم فهمیده باشم(امید بیهوده)
Magnifying glass
برای توضیح این نظریه اول باید جهان رو به شکلی که افلاطون می‌نامید یعنی جهان مُثُل بشناسیم جهان مُثُ
در واقع ایده‌آل‌گرایی مد نظرش بود "مفهوم ایده آل زیبایی"، "مفهوم ایده آل عدالت"، "مفهوم ایده آل انسان" مفاهیمی بود که در این جهان مد نظر بود افلاطون معتقد بود که شناخت از طریق عقل و اندیشه ظاهر میشه و حواس باعث (فریبکاری) ما هستن