Magnifying glass
در واقع ایدهآلگرایی مد نظرش بود "مفهوم ایده آل زیبایی"، "مفهوم ایده آل عدالت"، "مفهوم ایده آل انسا
ارسطو اومد در جا باهاش مخالفت کرد(فکر کنم خصومت شخصی داشتن از قبل با هم)
گفت از این جنس هات به مام بده بکشیم😔
یعنی چی که کل این جهان سایهست؟ پس ما هم یه سایهایم؟
Magnifying glass
ارسطو اومد در جا باهاش مخالفت کرد(فکر کنم خصومت شخصی داشتن از قبل با هم) گفت از این جنس هات به مام ب
کلا گفت هر چی افلاطون میگه بنظر من برعکسش🙏(نظر هر دو محترمه حالا)
گفت اتفاقا ما میتونیم این جهان رو بررسی کنیم اندازه بگیریم و ازش نتیجهگیری کنیم
و درواقع
"این درختی که ما میبینیم دقیقا همین درخته که حقیقته و چیز دیگهای وجود نداره"
و اینجوری واژه علم رو ساخت
"بررسی چیزهای قابلاندازهگیری با مشاهدات"
Magnifying glass
گفت اتفاقا ما میتونیم این جهان رو بررسی کنیم اندازه بگیریم و ازش نتیجهگیری کنیم و درواقع "این درخت
یه چیز جالب دیگه اینکه تا قبل این
فرقی بین دانشمند و فیلسوف قائل نبودن و هردو رو یکسان میدونستن. بعد این ماجرا بوده که بینشون تفاوت ایجاد شده و راهشون از هم جدا شد.
یهویی تمام حواس ها از روی افلاطون برداشته شد و به ارسطو میگفتن چقدر زیبا سخن میگویی
افلاطون گریش گرفت گفت من قهرم دیگه به من توجه نمیکنید ارسطو هم میگفت ها ها هااا
_The end
تا اینجا اگه نظری پیشنهادی پرسشی یا مثلا اگه میخواید به افلاطون یه دلداری کوتاهی بدید من میرسونم به دستش😔😂
بیاید اینجا صحبت کنیم
دوستان جدید خیلی خوش اومدید خیلی خوشحالم از دیدنتون در اینجا✨❤️
تا اینجا راجب تعریف علم و نقطه آغازش تازه خیلی مختصر صحبت کردیم
برای خودم این موضوع جالب بود و دوست داشتم با این موضوع چنلو شروع کنم
اما از اینجا به بعد دوست دارم موضوع رو با همدیگه تعیین کنیم و جلو ببریم
و حتی از اینم جلوتر بریم و فقط من نباشم که اینجا حرف بزنم با هم گفتگو کنیم
موضوع که کلا متغیره و سعی میکنم هر چند وقتی راجب یه چیز جالب صحبت کنیم
ولی برای الان دوست دارید بیشتر راجب چی حرف بزنیم؟