صدام بزن حنا چون ندا واسم مثل چایی دم کشیدست . مثل پتوی گرمی که جلوی سرما رو میگیره. مثل نوشیدنی خنک وسط تابستونه . مثل بوی قرمه سبزیه . مثل درآوردن کفش بعد از یه عالمه راه رفتنه . مثل باریدن بارون انقدر قشنگه . مثل خوردن آب بعد از کلی تشنگیه . مثل گوش دادن آهنگ مورد علاقم واسه بار هزارمه . مقل برگ گل نازکه . مثل گل لیلیوم زیباعه . مثل بوی کاغذ تا نخورده خوش بوعه . مثل الماس دست نیافتنی و با ارزشه. مثل آرامش کنار ساحله . مثل سایه درخت وسط افتابه.
صدام بزن TarikDel چون قضاوتم کردن با اینکه از دورم مراقبشون بودم و خوبشونو میخواستم .
صدام بزن لیان اس کندی، چون «ایدا» همیشه درست همون وقتی که باید، محو میشه و من میمونم و حسرتی که هیچوقت اعتراف نکردم .