قصههای خانوادۀ ابراهیمی🍃
این قسمت: قربانیِ قرضی
«سلام داداش خوبی؟ ارادت. غرض از مزاحمت یه ده تومن داری بهم بدی؟
آره آره. نوکرتم. حله. یا علی»
صدای همسرم از توی اتاق میآمد. نمیدانستم با کی حرف میزند. از اتاق بیرون آمد که خودم را مشغول درست کردن سالاد نشان دادم.
«میگم محمد جان. پول قرض کردی برای چی؟»
«فالگوش وایسادن کار خوبی نیست سمیه خانم.»
«ماشاالله صدات بلنده نیاز به فالگوش وایسادن نیست.»
میخندد. از همان خندههای حرصدرار که میدانم قرار نیست نم پس دهد.
«مامان! صدای خانم معلم قطع شد.»
«علیآقا پسرم. پاشو ببین کلاس فاطمه چی شد.»
علی که از جلوی تلویزیون بلند میشود. صدایم را پایینتر میآورم و دوباره برای باز شدن کلاف ذهنیم تلاش میکنم.
«این ماه میدونم قسط داشتی. پولت کم بود؟»
«نه خانم. کم نبود. قسط تسویه شد. اینو از احمد قرض کردم برای قربونی عید.»
نمک و فلفل سالاد را اضافه میکنم.
«خب مرد مؤمن نداشتی امسال قربونی نمیکردیم. واجب بود با پول قرضی قربونی کنی؟»
آبلیمو و نعنا را کمکم اضافه میکنم.
«بله واجب بود. اونم با پول قرضی»
کلاس فاطمه که تمام شد، بچهها را صدا میکنم تا سفره را بیندازند. ظرف کردن سالاد را میدهم زینب انجام دهد که از همه کوچکتر است. بردن بشقاب و لیوانها با علیست و ظرف کردن برنج با فاطمه.
دعای سفره را که خواندیم محمد گفت: «بچهها یک خبر خوب دارم.»
بچهها که به غافلگیریهای پدرشان عادت کرده بودند شروع کردند حدس زدن.
_ قراره مولودی بگیریم؟
_ قراره بریم پارک؟
_ دوباره نذر پرچم داریم؟
«غذا سرد شد. بذارید بعد از ناهار.»
«نه. اتفاقاً الآن که بچهها گرسنهن وقتشه. ما قراره برای عید قربان قربونی کنیم.»
علی بلافاصله حدسش را گفت: «حتما مرغ یا خروس» بعد هم ابرو درهم کرد.
پسر بزرگ بود و کم و بیش پدرش از مسائل مالی با خبرش کرده بود تا برای خودش مردی شود.
«نخیر علی جان. پدرتون یه مبلغی رو قرض کردن که بذارن روی پسانداز این ماه. قربانی امسال هم یه گوسفنده»
زینب دیگر روی پایش بند نبود. اسم گوسفند کافی بود تا از سر و کول پدرش بالا رود. فاطمه مثل همیشه چندشش شده بود.
«غذا سرد شد بخورید. بسمالله»
اما علی هنوز غذایش را لب نزده بود. چشم و ابرو برای محمد آمدم. سری بالا انداخت و به خوردن ادامه داد.
«بابا! الآن این قربونی درسته؟ پولش قرضیه اشکال نداره؟»
«نه بابا جان. حضرت علی علیهالسلام میگن: یه برکتی توی قربونی کردنه که ماها نمیدونیم و الّا قرض میکردیم و انجامش میدادیم. بعدم پول رو از احمدآقا قرض کردم. میدونه برای چی و کجا میخوام.»
به مکالمه پدر پسری گوش میکردم. محمد صبورانه جواب سؤالات پسرمان را میداد.
«یعنی احمدآقا هم توی ثوابش شریکه؟»
«بله. او هم شریکه. حالا غذاتو بخور که من و شما خیلی کار داریم.»
#قصههای_خونه
روضههای خانگی سدره
زیارت نیابتی در حرم مطهر امام رضا (علیهالسلام) 🍃 امام رضا (ع) میفرمایند: هر کس مرا زیارت کند، ثوا
برای عزیزانی که درخواست زیارت نیابتی داشتن، روبهروی ضریح نورانی امام رضا (ع) زیارت امینالله خوندیم.
انشاءالله از همگی قبول باشه.🍃
#زیارت_نیابتی
زیارت نیابتی در حرم امام حسین (علیه السلام)🍃
🔸️اگه دوست دارین در حرم مطهر امام حسین (ع) به نیابت از شما زیارت امینالله بخونیم، نام و نام خانوادگیتون رو به آیدی زیر ارسال کنین:
@sedreh_plus
#زیارت_نیابتی
روضههای خانگی سدره
زیارت نیابتی در حرم امام حسین (علیه السلام)🍃 🔸️اگه دوست دارین در حرم مطهر امام حسین (ع) به نیابت
برای عزیزانی که درخواست زیارت نیابتی داشتن، روبهروی ضریح نورانی امام حسین (ع) دعا کردیم.
انشاءالله از همگی قبول باشه.🍃
#زیارت_نیابتی
هر کس هر آن چه دیده اگر هر کجا، تویی
یعنی که ابتدا تویی و انتها تویی
حضرت مادر❤️
هفتهمون رو با نام و یاد حضرت زهرا (س)، پربرکتتر شروع کنیم.🍃
۶ چالش خانوادگی برای غدیر
چالش اول
غدیر از خونهمون شروع میشه.🍃
#اهالی_خونه
یه سنت غدیری که برکت رو به خونهمون میاره 🍃
گاهی فکر میکنیم برکت خونه فقط با
بیشتر شدن درآمد به دست میاد.
در حالی که یکی از برکتهای خونه،
رفتوآمدهای قشنگ و دورهمیهاییه که
دلها رو به هم نزدیک میکنه.
یه مهمونی و سفره ساده غدیری، بیشتر از
اون چیزی که فکر میکنیم به خونهمون برکت میده.
امام رضا (علیهالسلام) میفرمایند:
هر کس در روز غدیر به مؤمنی غذا بدهد،
مانند کسی است که به تمام انبیا و صدیقین
غذا داده باشد.
اقبال الاعمال، ج ۱،ص ۴۶۵.
#خونه_سبز
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا عید غدیر توی خونهمون جشن میگیریم؟🍃
#احیاء_خونه
روضه این هفته خونه سدره رو مهمان سفرهی پربرکت امیرالمومنین (علیهالسلام) هستیم.🍃
اگر دلتون خواست، شما هم از هر جا که هستین همراه ما باشین.🌱
🕣 دوشنبه | حوالی ساعت ۸ صبح
📍 پخش زنده از صفحه سایت سدره:
aparat.com/sedreh_com/live
#خونه_سدره
۶ چالش خانوادگی برای غدیر
چالش دوم
غدیر یعنی به امیرالمومنین (ع) نزدیکتر شیم.🍃
#اهالی_خونه