لَرزه بَر دَستان و لُکنَت بَر زَبان و نَبض ِ تُند
وَصفِ حالَم ؛ چُون بِبینَم یِک نَظَر چشمِ تو را..(:
-سِیوآ؛
اولین کشته و بازنده ی این جنگ منم که تو بالشگر چشمانت و من یک نفرم...
به یقین چشمانت را خدا بوسیده است ،
"بیا دیگَر به تاثیرِ مُسَکِن ها اُمیدی نیست"
"میانِ کُلِ دارو ها فَقَط چشمت اَثَر دارَد"