لب های تو لب نیست ، عذابی ست الهی
باید که عذابی بچشم گاه ب گاهی
ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز
معشوقه مایی چه بخواهی چه نخواهی
و من پذیرفتهام که گاهی ما برای بعضی آدمها فقط پناهگاهی هستیم؛
تا وقتی خانهای امن پیدا کنند… و بروند.
درد یعنی:
دلتگ کسی باشی،
که ذرهای براش مهم نیستی
زجر یعنی اینو بدونی
ولی بازم نتونی بیخیالش بشی..
' لمسِ آغوشِ تو گر باشد و من باشم و دل
دیگر از هر دو جهان، هیچ نخواهم ز خدا . . .
دلبر یعنی اونی که دل بُرده
دلدار یعنی اونی که هوای دلو داره
دلخواه یعنی اونی که دل میخوادش
خواستم بگم:
تو همون دلبرو دلدارو دلخواه خودمی :)