گفته بودی كه چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات كه يكدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
دلبرم باشی جهانم را فدایت میکنم
با نگاهی از تو جانم را فدایت میکنم
بی خیال زهره و کیوان و کل کهکشان
ماه من شو آسمانم را فدایت میکنم...(: