هیچ میدانی چرا جان را نثارت میکنم؟
تا یقین گردد تورا میخواهم از جان بیشتر...
نابرابر شده این جنگ، از آن می گذرم
هر که پرسید کجا رفت؟ بگو بی خبرم!
تو و خالِ لب و ابرو و دو تا چشمِ سیاه
در مقابل، منِ بیچاره فقط یک نفرم!