به تماشای تو از هر مژه راه دگرست
هر بنِ موی کمينگاهِ نگاه دگرست
چشم عاشق ز تماشای تو چون سير شود؟
هر نگه، سلسله جنبانِ نگاه دگرست
گفتم نازت؟ گفت مَڪِش بیثمر است
گفتم چہ ڪنم؟ گفت برو، خوبتر است
یڪ بوسہ ربودم از لبش، گفتا: دزد!
گفتم ڪہ در این دیار دزدے هنر است...!