خبر داری که شهری روی لبخند تو شاعر شد ؟
چرا اینگونه ، کافرگونه ، بیرحمانه میخندی ؟!
آن شب که دلی بود به میخانه نشستیم؛
آن توبه صد ساله به پیمانه شکستیم!
از آتش دوزخ نهراسیدیم،که آن شب
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم...!