خوابهایم مو به مو تشریحِ رخسارِ تو بود؛
بند بندِ روح و جانِ من گرفتارِ تو بود
مثلِ پروانه به دورَت روز و شب چرخیدهام
قلب و اعضای تنم مانندِ پرگارِ تو بود
میکِشی با دست سویت، با دوپا پس میزنی
اینچنین بیرحمی و عاشقکُشی کارِ تو بود
با رقیبان مهربان بودی و اخمت سهمِ من
خوب با آنها و بد با بنده رفتارِ تو بود ..!
از تمامِ اشتیاق و آرزوهای جهان
آنچهکه هرشب دلم میخواست دیدارِ تو بود:)
پر ز تشویش و لبالب از خیالاتِ پلید
آنچه ذهنم را جلا میداد اخبارِ تو بود
"دوستت دارم ولی دنیا به کامِ ما نبود"
لحظهی آخر همین یک جمله اقرارِ تو بود