-سِیوآ؛
توبه کردم که دگر با چشمانت مست نشوم... مست بودم که چنین توبه ی بیجا کردم ...
بهچشماتباختممن،صدهیچ؛
-خطی کشید روی تمـامِ سوالهـا
تعریـفها معـادلهها احتـمالهـا
خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگـر به قاعـدهها و مثـالهـا
خطها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشـق ممکـن اسـت تمـام محـالهـا ؛