هدایت شده از مدرسه مهارت آموزی مبنا
📚 آغاز ثبتنام رایگان مثبت حلقه
🔻جمعخوانی کتاب «بیچهرگان» به قلم علیرضا محمودی ایرانمهر
⚔ داستانی حماسی از جنگ ایران و امپراتوری روم
🎁 به همراه کد تخفیف ۳۰ درصدی خرید کتاب
(کد تخفیف iran)
🔸 جمعخوانی
🔹 نقد و تحلیل فرم و محتوای اثر همراه با استاد محمدرضا جوان آراسته
🔸 با همکاری نشر سیمرغ
💢 ثبتنام رایگان در:
🔗 https://mabnaschool.ir/product/bichehregan/
این پیام را برای هرکسی که قلبش برای وطن میتپد، ارسال کنید...🇮🇷🌿
#مثبت_حلقه
#حماسه_ایران
| @mabnaschoole |
﷽
___________
تن کرختم مثل آدامس چسبیده به تخت. آخرین گروه مقدماتی را باز میکنم و استیکر ایستگاه نقد را میفرستم و پشتبندش صوتها ردیف میشوند. صدای فسفس و بالا کشیدن آب بینی از پذیرایی میآید. خودم را به زور از تخت جدا میکنم و میکشم توی آشپزخانه. گر گرفتهام و بطری آب را قلپ قلپ سر میکشم. به در چربی بسته قابلمه خیره میشوم و لیست کارها توی ظرف سرم سر میرود. زیر لب زمزمه میکنم: "عجب استقبالی رفتی! حلول ماه مبارک مبارکت باشه."
#رمضان۰۴
#حلولماهرمضانمبارک
@selvaaa
﷽
چشمم که به آیه تابلو افتاد، حرفهای خودم توی سرم پیچید:
"جزئیات متن کمه. تو همین دوره تمرین کنید تا دقت کردن رو عینک نگاهتون بشینه. نویسنده باید محیط اطرافش رو دقیق ببینه."
چطور دقیق ندیده بودم؟ سالی یکی دوبار خانه آقاجون میروم؛ اما از وقتی یادم میآید این تابلو روی دیوار کنار پنجره جاخوش کرده. از بچگی صبحها که چشم باز میکردم، آفتاب از لای پرده توری قد کشیده بود تا روی قاب طلایی رنگش. چیزی زیر آن خطاطی تو هم رفته بود که بیشتر به چشم کودکانهام میآمد. آبا با نخ سفید گونی، دشنهای یک وجبی را به میخ دیوار آویزان کرده بود. روی آن رنگ استیل مانند، تورفتگیهای ظریفی به چشم میآمد. کنجکاوی میکردم کلمههایش را بخوانم اما از قدم بالاتر بود.
یک بار پرسیدم: آقاجون این چیه؟
سرش را سمت نوک انگشت نازکم گرفت:
_ ذوالفقار امام علیه
کلماتش اُبهتی را توی دلم ریخت؛ اما باز نفهمیدم چرا ذوالفقار امام علی (ع) باید زیر آن تابلو باشد.
شهریور امسال پایم به خانه پدربزرگ باز شد. دستگاه اکسیژن و متکای قرمز مخملیاش دیگر گوشه خانه نبود؛ اما تابلوی دور طلایی مثل همیشه زیر نور پنجره میدرخشید. قرینههایم پیچ و تاب سیاه را دنبال کرد و زبانم آرام میجنبید: " نصر من الله و فتح قریب". جا خوردم. یاد آخرین موشکی که به اسرائیل زدیم افتادم و گوشه لبهایم کش آمد.
تازه فهمیدم که آقاجون ساکت و کم حرفم، گوشهای از خانه کوچکش را دیوار آرزوهایش کرده بود. لابد حالا از آن بالا میبیند که فرزندان این سرزمین با ذوالفقار امیرالمومنین، آیه تابلوی دور طلایی را تعبیر میکنند.
@selvaaa
▪️آخرین سخنرانی آیتالله العظمی شهید سیدعلی حسینی خامنهای
▪️ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد. ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
مصلی شهرمان دارد پر میشود.
۲۲بهمن بهتان نشان دادیم سربازان امام خامنهای چندمیلیون نفرند. کور بودید. کر بودید. ندیدید. نشنیدید. حالا نظارهگر اتحاد محکمتر ما باشید. این خون ما را زمین نمیزند، قویتر میکند. بازی بدی کردید. منتظر کیش و مات باشید.
هدایت شده از آنتی بایکوت
❗️امت حزب الله به گوش❗️
❌در اهمیت حفظ خیابان❌
مصدّق در سال ۱۳۳۲ یک اشتباه کوچک اما راهبردی کرد. اشتباهش این بود به مردمی که در حمایت از او به خیابانها آمده بودند گفت کودتا تمام و اوضاع امن شده است بروید به خانههایتان. خالی شدن خیابان از طرفداران مصدق باعث شد اراذل و اوباش ساماندهی شده با دلارهای آمریکایی (نوه روزولت رییس جمهور آمریکا) به خیابانها ریختند و کار مصدّق یکسره شد و دوباره محمدرضا پهلوی بر مردم مسلّط شد.
سازمانها و مجموعههای برنامهریز، بگونهای تجمعات انقلابی را برگزار کنید که خیابانها خالی نباشد. ما هستیم پای کارتان. هر ساعتی که اعلام کنید مردم به خیابان سرازیر خواهند شد.