ꜱᴇᴘᴛᴇᴍʙᴇʀ'ꜱ ᴄʜɪʟᴅ
اگه درست نشه تا فردا صبح، تا پسفردا صبح، تا دو هفته دیگه مثل ابر بهار شُر شُر اشک میریزم و گریه می
وقتشه مثل ابر بهار شُر شُر اشک بریزم؛))))))
همهچی حذف شده همهچی++
کلی پیدیاف کتاب که گذاشته بودم بعد کنکور بخونم(توشون مجموعه شرلوک هولمز و داستانهای آگاتا کریستی هم بود++) ، همهی آهنگام، همهی اسکیزتاکرها(فقط زیرنویسشون مونده++) ، همهی جزوههام، همهی عکسایی که برای چاپ پوستر نگه داشته بودم، همهی فیلمام...
ꜱᴇᴘᴛᴇᴍʙᴇʀ'ꜱ ᴄʜɪʟᴅ
کِیس عزیزم جای خالیت بیشتر از هر لحظهی دیگهای حس میشه++
میتونین منو معندس بچهنون (تاکید میکنم معندس نه مهندس++) صدا کنید">
همهی این دم و دستگاه رو خودم تنهایی وصل کردم++
دیروز درحالی که اشک تو چشماش بود ولی سعی میکرد جلوی ما گریه نکنه بهمون گفت
"مراقب خودتون باشین نه تا جلسه بعد تا همیشه"
از دیروز دارم گریه میکنم
فکر نمیکردم انقدر خداحافظی از همدیگه سخت باشه++
ꜱᴇᴘᴛᴇᴍʙᴇʀ'ꜱ ᴄʜɪʟᴅ
از دیروز دارم گریه میکنم فکر نمیکردم انقدر خداحافظی از همدیگه سخت باشه++
عمو مومن
میدونم این پیام بهدستتون نمیرسه و خودم خجالتیتر از اینم که الان بهتون بگم++
ولی شما زندگی کردن رو بهم یاد دادید!
بهم یاد دادین چطور آدم خوبی باشم، چطور از کسی کینه به دل نگیرم، بهم یاد دادین چطور ادامه بدم و جا نزنم
من خیلی خوششانس بودم که شما در مسیر زندگیم قرار گرفتین و زندگیم رو تغییر دادین؛)
بچهنون بین همهی استارز امروز بهتون قول میده زحماتتون هدر نره و از یک جای خوب قبول بشم!
*قول انگشتی
اونوقت شاید خودم جرئت کنم و اونروز ازتون بابت همهچیز تشکر کنم
ارادتمند شما: بچهنون
هدایت شده از مــــن ؛
میدونید، ام، وقتی که توی ناشناس پیامی نمیاد احساس میکنم اینجا دارم با دیوار صحبت میکنم، یه حس تنهایی وحشتناکی بهم دست میده، واقعا دردناکه، واقعا.»
مضحکه شدم رفت؛)))
مامانم مجبورم کرد کتشلوارمو روی تیشرت لانگ(برای واقعی لانگ) بپوشم تا نشون همسایه بدم++
گلزار هم اینطوری تیپ نمیزنه
مرزهای فشن رو جابهجا کردم++
*رفیق بیکلک مادر