اگر خودتون رو شریف میدونید ایا چنین صفاتی رو هم رعایت میکنید یا تنها به بالا بردن شبانه پرچم افاقه کردید؟
من هیچ وقت ادعای سیاسی بودن نکردم
ولی تو این روزا های سیاه تهوع آور به نظرم اگه سیاست در عروقت رسوخ نکرده یعنی اینکه ...تو یا آزادی، یا خوشبخت و یا جدا خسته ای!
من هیچوقت به سیاسی بودن حرف هام فکر نکردم
اما اگه اینطور در نظر میگرفتم من فقط سیاست رو نه به عنوان تئوری، بلکه به عنوان یه تجربه ی روزمره میشناسم، چیزی که زندگیش کردم
تحریم ها، محدودیت های اینترنت، فشار اقتصادی برام مفاهیم انتزاعی نیستن برای همین همیشه جدا از چارچوب، بی پرده و صادقانه مطرحش میکنم
من اظهار بی طرفی نمیکنم ولی میدونم در چنین ساختار هایی حکومتی بیطرفی غیر ممکنه! (چون در نهایت شما شهروند هستید)
اما لحن من همیشه نقد به قدرت بوده اما این نقد ها جناحی و یا طرفدارانه نیست، همیشه تلاش کردم به هر دوسو(هرسو و هر جناح) اشاره داشته باشم.
فقط مکانیزم های کنترل رو به خوبی درک میکنم
به عنوان مثال اینکه محدودیت های فرهنگی و ارتباطی ابزار کنترلن و یا لیست سازی و برچسبزنی چطور عمل میکنه
سیاست من آکادمیک و یا تحصیلی نیست
من فقط تجربه و زیست کردم تا درک کنم و بفهمم تو این جهان چه خبره
پس سیاست از نظر من فقط یه بحث نظری نمیتونه باشه همونطور که تو معیشت، دسترسی به اینترنت و اشتغال هم همینطور ...
سخنیجات:https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_e6z9kfx&btn=نیل.|.سپالکرال
گفتم شاید چشماتونو مسواک نکردید
باید بکم متاسفانه یا خوشبختانه من از زبان و مفاهیمی استفاده میکنم که تو گفتار سیاسی جایی نداره.
بیش از حد شخصی و انسانیه
برای همین تو چارچوب های ایدئولوژیک یا حزب های مرسوم نمیگنجه و شایدم اونقدر خوشایند نباشه
چون من فقط درباره ی ما و یا اونها صحبت نمیکنم اون هم در چارچوب سیاسی و یا حتی دینی و اسلامی
و یا مشکلات ساختاری رو میپذیرم و بر عقیده ی این نیستم که صحبت درباره ی یه مشکل اساسی حکومتی نتیجه ی خیانت و یا ضعفه
به نظرم گفتن کلمه ی (صبر کنید)، (مقاومت کنید) ویا (ما بر دشمن پیروزیم) برای افرادی مثل من که هم جوون و هم دست خالی و ناامید اصلا قانع کننده نیست، مضحکه!
در بیشتر مواقع هم صحبت های نخ نما فقط باعث بحث بیشتره نه چیز دیگه...
و مشکل اصلی همینه!
اینکه بحث ها همیشه حول محور رهبران، استراتژی ها و ایدئولوژی ها میچرخه، نه رنج روزمره ی مردم