صِراط ؛
ما معمولاً از چیزهایی که نمی شناسیم، مطمئن نیستیم.
تغییر هم با خودش یه مقدار ابهام میاره. ممکنه تلاش کنیم و شکست بخوریم؛ ممکنه دیگران رفتار تازمون رو نپسندن؛ ممکنه مجبور بشیم مسئولیت های بیشتری بپذیریم.
برای همین، گاهی همون وضعیت آزاردهنده رو انتخاب می کنیم، چون دست کم میدونیم چطور باهاش زندگی کنیم.
صِراط ؛
برای همین، گاهی همون وضعیت آزاردهنده رو انتخاب می کنیم، چون دست کم میدونیم چطور باهاش زندگی کنیم.
اما آشنا بودنِ یک وضعیت، دلیل خوبی برای موندن توش نیست.
ممکنه تغییر سخت باشه، ممکنه زمان ببره و ممکنه چند بار هم به عادت قبلیت برگردی؛ اما هیچ کدوم از این ها به تنهایی ثابت نمیکنه که توانایی تغییر نداری.
صِراط ؛
ممکنه تغییر سخت باشه، ممکنه زمان ببره و ممکنه چند بار هم به عادت قبلیت برگردی؛ اما هیچ کدوم از این ه
فقط باید به جای اینکه از خودت انتظار داشته باشی یک شبه آدم کاملاً متفاوتی بشی، یاد بگیری قدم بعدی رو برداری.
صِراط ؛
نه ده قدم؛ فقط قدم بعدی. ۶. حالا این موضوع چه ربطی به رابطمون با خدا داره؟
شاید اینجا مهم ترین بخش محفل باشه. ما خیلی چیزها دربارهی دین میدونیم.
میدونیم غیبت کار درستی نیست، حق الناس شوخی بردار نیست، تکبر آدم رو از رشد دور میکنه، ناامید شدن از رحمت خدا راه درستی نیست و عبادت باید در زندگیمون جای داشته باشه.
نه. ممکنه کسی ساعت ها دربارهی اخلاق دینی بخونه، ولی هنوز نتونه جلوی زبونش رو بگیره.