نه. ممکنه کسی ساعت ها دربارهی اخلاق دینی بخونه، ولی هنوز نتونه جلوی زبونش رو بگیره.
ممکنه از حق الناس حرف بزنه، ولی وقتی منافع خودش وسط میاد، حق دیگری رو نادیده بگیره.
ممکنه بدونه باید به خدا توکل کنه، اما هر بار که چیزی مطابق میلش پیش نمیره، تمام آرامشش رو از دست بده.
صِراط ؛
ممکنه بدونه باید به خدا توکل کنه، اما هر بار که چیزی مطابق میلش پیش نمیره، تمام آرامشش رو از دست بده
یا ممکنه از اهمیت نماز خبر داشته باشه، اما اونقدر نمازش رو عقب بندازه تا کم کم از برنامهی روزانش حذف بشه.
اینجا نباید سریع نتیجه بگیریم که همهی این آدم ها دروغ میگن یا ایمان ندارن. آدم ها با ضعف ها، شرایط و کشمکش های متفاوتی روبه رو هستن.
صِراط ؛
اینجا نباید سریع نتیجه بگیریم که همهی این آدم ها دروغ میگن یا ایمان ندارن. آدم ها با ضعف ها، شرایط
اما باید یه سؤال از خودمون بپرسیم دانسته های دینی من دارن من رو تغییر میدن، یا فقط دارم اطلاعات دینی بیشتری جمع می کنم؟
این دو تا خیلی با هم فرق دارن.
ممکنه یه سخنرانی گوش بدیم، یه کتاب بخونیم، یه محفل رو دنبال کنیم و از حرف هاش لذت ببریم؛ ولی وقتی به زندگی واقعی برمی گردیم، هیچ چیز تغییر نکرده باشه.
صِراط ؛
ما از حرف خوب خوشمون اومده، اما هنوز اون رو وارد رفتارمون نکردیم.
مثلاً دربارهی کنترل زبان مطلب می خونیم، ولی وقتی از کسی ناراحت میشیم، باز هم همون حرف های قبلی رو میزنیم.
دربارهی اخلاص می شنویم، ولی باز هم بخش زیادی از تلاشمون رو صرف این می کنیم که دیگران ما رو چطور میبینن.
صِراط ؛
دربارهی اخلاص می شنویم، ولی باز هم بخش زیادی از تلاشمون رو صرف این می کنیم که دیگران ما رو چطور میب
از توکل حرف میزنیم، ولی برای رسیدن به خواسته هامون حاضر نیستیم حتی کمی از کنترل گری و نگرانی هامون فاصله بگیریم.