سراج اندیشه
🔰 تقصیرِ «مردم» بود یا تقصیر «حکومت فرعون»؟
#آیت_الله_حائری_شیرازی
این آیه را ببینید: (فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ): فرعون، قوم خودش را سبک شمرد و کوچک کرد و در نتیجه، قوم او، از وی اطاعت کردند و در مقابل او رام شدند. به درستیکه قوم فرعون، قوم فاسقی بودند.
خداوند، نکتۀ ملامت و لبۀ تیز انتقاد را بر مطیعها و تابعها متوجه میکند. میتوانست در ذیل آیه بگوید: «فرعون یاغی بود، طاغی بود یا فرعون قدرتطلب بود»؛ اما در عوض میگوید: (إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ): #قوم_فرعون فاسق بودند. ریشۀ اطاعت از ظالم را در بیتعهدیِ مردمِ تابع و پیرو، جستجو میکند. این نکتۀ مهمی است که اصل را در سرنوشت رژیمها و حکومتها، #مردم میداند، نه #زمامداران. میگوید: به خاطر فساد مردم است که زمامدارِ فاسد به قدرت میرسد، نه اینکه به خاطر قدرت ظالم، مردم فاسد شوند. میگوید: خودِ «مردم» فاسق بودند که مثلِ فرعونی به قدرت رسید!
این تحلیل دقیق و نکتۀ تازهای است که اساس را رهبر ندانسته؛ بلکه اساس را مردم دانسته و ویژگی مردم هم این نیست که باهوش باشند، زیرک باشند یا دقیق باشند؛ بلکه خصلتی را که برای مردم مطرح میکند، امانتداری یا امانتشکنی یا خیانت در امانت است. میگوید: اگر این صفت در قومی بود که به تعهدات خودشان پایبند نبودند و باوفا نبودند و به آنچه میگفتند، پایبند نبودند، چنین قومی موجبات به قدرت رسیدن افراد ظالم را فراهم میکنند.
اگر خواستید ملتی اصلاح شود یا قدرتمندها برکنار شوند، اولین کاری که باید بکنید این است که ریشۀ تعهدات و #تربیت_متعهدانه را در مردم زیاد کنید؛ چون در مقابل «فاسق»، «متعهد» و «مؤمن» و «امانتدار» است؛ یعنی باید در این بخش از روحیۀ مردم کار بشود تا مردم به تعهد و وفا برسند.
#موعظه_خوبان
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
مرکز آموزش مجازی #سراج_اندیشه
🌐 www.serajnet.org
🆔 @serajnet
بسم الله الرحمن الرحیم
🔰 نعمتی به نام کوه
این آیه به نعمت هایی که از ناحیه آفرینش کوه ها به ما رسیده است، سخن می گوید. با توجه به اینکه كوهها از ريشه به هم پيوسته اند، اين امر سبب مى شود كه از لرزشهاى شديد زمين كه بر اثر فشار گازهاى درونى هر لحظه ممكن است رخ دهد تا حد زيادى جلوگيرى شود. از سوى دیگر کوه ها از قدرت توفان های شديد و حركت دائمى بادها بر پوسته زمين مى كاهد. چرا كه اگر كوهها نبودند سطح هموار زمين دائما در معرض تندبادها قرار داشت. از آنجا كه كوهها يكى از مخازن اصلى آبها (چه به صورت برف و يخ و چه به صورت آبهاى درونى ) مى باشند بلافاصله بعد از آن، آیه نعمت وجود نهرها را بيان می کند. ضمن اینکه از آنجا كه وجود كوهها ممكن است اين توهم را به وجود آورد كه بخشهاى زمين را از يكديگر جدا مى كند، و راهها را مى بندد، چنين اضافه مى كند: براى شما راه ها قرار داد تا هدايت شويد. منظور همان بریدگی هایی است که به تدبیر الهی در رشته کوه ها هر چقدر هم که بلند باشد، تعبیه شده است.
🔷 آیه :
وَ أَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ وَ أَنْهَارًا وَ سُبُلًا لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (نحل / آیه ۱۵)
🔶 ترجمه:
و در زمين كوه هاي ثابت و محكمي افكند تا لرزش آنرا نسبت به شما بگيرد، و نهرها ايجاد كرد، و راه هائي تا هدايت شويد.
#یک_آیه
#قرآن
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
مرکز آموزش مجازی #سراج_اندیشه
🌐 www.serajnet.org
🆔 @serajnet
8.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 برای رسیدن به هر کمالی باید از یک نقصی گذشت
🎙 #استاد_عابدینی
#تولید_اختصاصی
#جنگ_رمضان
#فتح_خیبر
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
مرکز آموزش مجازی #سراج_اندیشه
📱 سایت | ایتا | سروش |روبیکا
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 معیت با امام نخواهی داشت اگر...
🎙 #استاد_عابدینی
#تولید_اختصاصی
#جنگ_رمضان
#فتح_خیبر
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
مرکز آموزش مجازی #سراج_اندیشه
📱 سایت | ایتا | سروش |روبیکا
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #جرعه_ای_از_نهج_البلاغه
📗 جلسه بیستم و یکم
🔺 موضوع: معنا و حقیقت ایمان چیست؟
https://serajnet.org/post/detail/Fa/2-1-21-1-28-0
🎙 #حجت_الاسلام_نمازی
#نهج_البلاغه
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
مرکز آموزش مجازی #سراج_اندیشه
🌐 www.serajnet.org
🆔 @serajnet
سراج اندیشه
📹 #جرعه_ای_از_نهج_البلاغه 📗 جلسه بیستم و یکم 🔺 موضوع: معنا و حقیقت ایمان چیست؟ https://serajnet.org
#جرعه_ای_از_نهج_البلاغه
جلسه بیستم و یکم
موضوع: معنا و حقیقت ایمان چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
یکی از واژههایی که حضرت علی(ع) در نهج البلاغه به طور ویژه به تبیین آن میپردازند بحث ایمان است. شاید از مهمترین کلمات قرآن، بحث ایمان یا مؤمنین باشد. « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا» (النساء : 136)، ایمان چیست؟ مؤمن کیست؟ واقعاً حیف نیست که ما تعریفش را از آقا امیرالمؤمنین(ع) ندانیم و بر اساس گفتههای خودمان چیزی بگوییم. در حکمتهای نهج البلاغه دارد که وقتی از ایمان سؤال شد، «إذا سئل»، حضرت فرمودند که فردا جمع شوید تا من این را به شما بگویم که اگر کسی فراموش کرد در جمع بگویم که بقیه به یاد بقیه بیاورند. لذا حکمت 31 شکل گرفت. «وَ سُئِلَ عَنِ الْإِیمَانِ» از حضرت سؤال شد که ایمان چیست؟ «فَقَالَ الْإِیمَانُ عَلَی أَرْبَعِ دَعَائِمَ» ایمان چهار پایه و رکن دارد: «عَلَی الصَّبْرِ وَ الْیَقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ» مؤمن واقعی کسی است که اهل صبر باشد، اهل یقین باشد، اهل عدالت و اهل جهاد باشد. یعنی مؤمنی که مجاهد نیست یک پایهی او میلنگد. حضرت هر کدام از اینها را با چهار پایه توضیح میدهند مثلاً صبر را در نظر بگیرید، چون پایهی اول صبر بود «وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَی أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَی الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ»، همین صبر چهار پایه دارد، «عَلَی الشَّوْقِ» یعنی شوق و اشتیاق. حضرت توضیح میدهند که شوق به چه چیزی؟ «وَ الشَّفَقِ» شفق هم نوعی ترسیدن است «وَ الزُّهْدِ» گفتیم که زهد هم بیرغبتی است «وَ التَّرَقُّبِ» هم که به معنای انتظار کشیدن و منتظر بودن است. «فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَی الْجَنَّةِ» هر کسی شوق و اشتیاق بهشت را داشته باشد «سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ» از شهوات فاصله میگیرد و با شهوات و خواستههای نفسانی خداحافظی میکند.
حضرت در خطبهی 165 میفرماید که اگر بدانی در بهشت چه خبر است، اگر از نعمتهای بهشتی مطلع شوی از شهوات فاصله میگیری و از همین مجلس من که سخنرانی میکنم، روحت میخواهد به سمت آن پرواز کند.
در روایت داریم چطور کسی که آخرت را نمیشناسد به دنیا دل نبندد. اینجا هم میفرماید: «فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَی الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ» کسی که شوق بهشت را داشته باشد از شهوات فاصله میگیرد. بهشت را چطور بشناسیم؟ از آیات و روایات. اگر بهشت و نعمتهای بهشتی جا نیفتد، ایستادگی جلوی شهوات کار هر کسی نیست. البته بگذریم که اولیاء خدا به خاطر خدا با خواستههای نفسانی مبارزه میکنند، اما در مرتبهی پایینتر شناخت بهشت لازم است.
«وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ» کسی از محرّمات، یعنی حرامها دوری میکند که از آتش بترسد و بداند عذابی هست که خودش هیزم این نار میشود. کسی که بترسد بله از محرّمات هم دوری میکند و الّا اگر یاد و باور جهنم نباشد به راحتی افراد مرتکب حرامها میشوند.
پایههای صبر را میگوییم. اولی اشتیاق بود، دومی ترس بود، سومی زهد و بیرغبتی بود. «وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا» کسی که نسبت به دنیا بیرغبت باشد، «اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ» مصیبتها برای او سبک است. چون میداند که دنیا جای ماندن نیست، چون میداند که دنیا یک روز بیمار است، یک روز سالم است، چون میداند که در دنیا یک روز پولدار است و یک روز پولدار نیست، یک روز مریض است، یک روز زنده و یک روز مُرده است، این دنیا ثباتی ندارد. «وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ» اگر رغبت اصلی او به دنیا باشد، دائماً ناراحتی، ناامیدی و خدای ناکرده بیماریهای روانی دارد، چون اشتیاقش به دنیا بوده است.
و بالأخره «وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَی الْخَیْرَاتِ» کسی که انتظار مرگ را بکشد و منتظر باشد که مرگ بیاید، به کارهای خیرش سرعت میبخشد و الّا دائماً بعداً و بعداً میگوید و حواسش به مرگ نیست و حواسش به این نیست که فرصتش تمام میشود. لذا انتظار کشیدن مرگ هم علت اصلی است که ما در کارهای خیرمان عجله کنیم.
در همین نهج البلاغه هست که کار خیر سه شرط دارد که به درد مردم بخورد. یکی این است که آن را سریع انجام دهید و الّا کار خیر درست و حسابی، حساب نمیشود.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
┄┅┅┅┅❀┅┅┅┅┄
مرکز آموزش مجازی #سراج_اندیشه
🌐 www.serajnet.org
🆔 @serajnet