eitaa logo
☫ موسسه فرهنگی تربیتی صراط ☫
2.1هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
84 فایل
موسسه فرهنگی تربیتی صراط 🟢طرحِ‌تربیتیِ جوانِ‌نخبه‌ی‌موفّق(جَنَمـ) 📌دانش آموزان ممتازِعلمی،اخلاقی کانال ارتباطی اطلاع رسانی ونگارخانه برنامه ها 🏠تبریزچهارراه شهیدبهشتی مدیرمجازی @serattb_admin @janam_admin سایت seratt.ir حساب بانکی 5029081072458280
مشاهده در ایتا
دانلود
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
🌸 گزارش اردوی بهشت رضوی 🌸 🌱 قبل سفر داستان اردوی بهشت رضوی خیلی قبل‌تر از روز حرکت شروع شده بود. از مدت‌ها پیش، کادر موسسه با کلی دغدغه، جلسه و برنامه‌ریزی درگیر بودن. شب و روز نداشتن؛ یکی دنبال هماهنگی بود، یکی دنبال مجوز، یکی دنبال لیست. همه می‌دونستن این اردو، بزرگ‌ترین برنامه مجموعه است و باید با بهترین کیفیت برگزار بشه. ✨ و تو دل همه یه حس مشترک بود: تمام این زحمات زیر سایه و عنایت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام شیرین خواهد شد. 🌹 📢 اعلام اردو اعلام رسمی اردو درست در شبی اتفاق افتاد که هیئت به مناسبت شهادت امام رضا (ع) برپا شده بود. وقتی خبر "اردوی بهشت رضوی" داده شد، برق شادی توی چشم بچه‌ها نشست. انگار همه از همون لحظه خودشون رو توی حرم می‌دیدن. 💫 💌 انتظار قرعه‌کشی از اون شب، حال و هوای بچه‌ها عوض شد. مدام بین خودشون می‌گفتن: "کاش اسم من دربیاد." هر کسی توی دلش دعا می‌کرد. این انتظار، قشنگ‌ترین شور رو به جمع داده بود. 🎲 روز قرعه‌کشی بالاخره اون روز رسید. توی خونه همه با دلهره نشسته بودن و ویژه برنامه اردوی بهشت رضوی حسینیه امام رضا (ع) رو تماشا می‌کردن. اسم‌ها که یکی‌یکی اعلام می‌شد، شادی و اشک با هم قاطی می‌شد. یه گروه از خوشحالی تو پوست خودشون نمی‌گنجیدن 😍، یه گروه هم دل‌شکسته و غمگین بودن 💔. اما باز هم لطف امام رضا شامل همه شد؛ فرصت دوباره برای قرعه‌کشی! این بار هم باز لبخند برای بعضی‌ها و اشک برای بعضی‌ها. اما همه باور کرده بودن که این سفر، دعوت امام رضاست و هر اسمی که درآمده، به خواست و حکمت ایشونه. 🌿 🚉 دغدغه‌های رفتن از همین‌جا تازه سختی‌ها شروع شد! مخصوصاً بلیط قطار. چند هفته درگیر بودیم، هر جا رو امتحان کردیم، اما ظرفیت بیشتر نشد. کار به جایی رسید که جدی داشتیم فکر می‌کردیم اردو رو با اتوبوس بفرستیم یا حتی ترکیبی از قطار و اتوبوس. این تصمیم‌های لحظه‌ای پر از استرس بود، ولی بالاخره با کلی رایزنی، دل سپردیم به همون مقداری که مقدر بود. 📝 نهایی شدن لیست وقتی لیست نهایی بسته شد، انگار یه بار بزرگ از دوش کادر برداشته شد. حالا همه‌چیز روشن بود؛ زائران مشخص، دل‌ها آماده و سفر قطعی. 🤝 تقسیم کارها و آماده‌سازی حالا نوبت تقسیم کارها بود. هر تیم مثل یک ستون اصلی اردو خودش رو آماده می‌کرد: تدارکات: از همون روزها مشغول تنظیم و آماده‌سازی وعده‌های غذایی بودن؛ برنامه‌ریزی برای صبحانه، ناهار، شام و حتی پذیرایی‌های بین مسیر. اینکه همه‌چیز سر وقت، گرم و مرتب برسه به دست بچه‌ها. 🍽️ رسانه: بچه‌های رسانه وسایل رو جمع‌وجور می‌کردن؛ دوربین، لپ‌تاپ، سیم‌کشی، و حتی طراحی ایده برای پوشش زنده لحظه‌ها. برنامه داشتن که اردو فقط تجربه‌ی بچه‌ها نباشه، بلکه روایت بشه برای همه. 📸🎥 فرهنگی: تیم فرهنگی سخت مشغول طراحی برنامه‌های متنوع بود؛ از حلقه‌های معرفتی گرفته تا بازی‌ها و مسابقه‌های جذاب، تا لحظه‌ای خالی نمونه. قرار بود هم رشد باشه، هم شادی. 📖🎉 سرگروه‌ها: شاید مهم‌ترین نقش رو داشتن. این عزیزها قرار بود همه مسیر رو همراه بچه‌ها باشن؛ هم دوست، هم راهنما. اردو باهاشون رنگ دیگه‌ای می‌گرفت، چون بچه‌ها می‌دونستن لحظه‌به‌لحظه قراره با سرگروه‌هاشون خوش بگذرونن و رشد کنن. 🌱🤝 🚂 لحظه حرکت و بالاخره... صبح حرکت فرا رسید. همه با چمدون‌های آماده و دل‌های سبک جلوی ایستگاه جمع شدن. خنده، شوخی، بغل‌کردن رفقا، و چشم‌هایی پر از برق شوق. ایستگاه راه‌آهن پر بود از شور یک جمع عاشق. قطار آماده بود و ما آماده‌تر؛ برای سفری که فقط یک سفر نبود، بلکه دیداری بود با امامی که از دور صد بار سلامش داده بودیم و حالا می‌خواستیم از نزدیک بگیم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) 💚✨
فک نکنین فقط دوسِتون داریم یا مثلا مثل خیلی دیگه ادعای عاشقی و دلدادگی داریم الهی فداتون بشم شما همه زندگی ما هستین
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
کلاژ تصویری •✨ • اردوی بهشت رضوی - سال ۱۴۰۴ • عکس گزیده نگارخانه 💼 - برای دنبال کردن و مشاهده کامل عکس ها وارد کانال نگارخانه شوید. https://eitaa.com/janam_negarkhane
🔶گزارش اردوی بهشت رضوی روز اول 🔻کم کم قطار داشت حرکت میکرد باید بگم مثل هر سال این نگرانی رو داشتیم که نکنه کسی دیر کرده باشه بررسی های لازم انجام شد خداروشکر امسال کسی دیر نکرده بود😁 هر کدوم از بچه ها هم کوپه های خودشون رو پیدا کردن و حالا دیگه آماده حرکت... صدای بگو بخند به راهه بعضی ها هنوز راه نیفتاده شروع کردن به بازی حس و حال اونایی که اولشون بود با موسسه میرفتن مشهد، دیدنی بود چه ذوقی داشتن مخصوصا زیارت اولی ها آخه امسال چند نفرمون‌ زیارت اولی هستن هیچ یک از کوپه ها بیکار نبودن یا داشتن بازی میکردن یا هم مشغول خورد و خوراک انگاری بچه ها قصد داشتن همین اول راهی خوراکی هاشون رو تموم بکنن یکم میشد که راه افتاده بودیم همه سر گرم بودن که دیدیم قطار توقف کرد نماز نماز... تا حالا تو قطار اینقدر اول وقت نمازمون رو نخونده بودیم آخه هنوز وقت نماز نشده😁 همه در عین تعجب با سرعت پیاده میشدن یکی از بچه ها تند تند میگف سریع اول آقا سریع اول از آنجایی که تازه راه افتاده بودیم بچه ها نیازی به رفع حاجت نداشتن😂 و مستقیم رفتن صف‌های نماز رو تشکیل دادن 😜 نماز رو به امامت حاجا شه منظری خوندیم و سریع سوار قطار شدیم همزمان با حرکت قطار بگو بخند و شادی هم دوباره به راه افتاد اکثرا شروع کردن به خوردن ناهار ناهار روز اول رو بچه ها غذا های مامان پز رو میل کردن ( از این به بعد زحمت غذاهامون با تیم تدارکات هست😋) انگار بچه ها خستگی نمی‌شناسن تا شب وضعیتمون همین بود تا حالا دیده بودین تو قطار توپ بازی بکنن؟؟ از بچه های ما هیچ چیزی بعید نیس این کوچکترین کارشونه (بیشتر از این نمیتونم توضیح بدم) وسط راه همه از ذهنشون این جمله میگذره خداروشکر دوباره با این جمع با صفا راهی زیارت آقاجانمون علی ابن موسی الرضا شدیم 🥰❤️