eitaa logo
سر عشق
67 دنبال‌کننده
44 عکس
21 ویدیو
0 فایل
اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار
مشاهده در ایتا
دانلود
@Elteja -کانال اِلتجا4_5845882670940163695.mp3
زمان: حجم: 5.2M
❇️ حکایت زیبای عنایت زیبای امیرالمومنین علیه‌السلام به یک شاعر
باب الحوائج میشوی هنگام ناچاری کاظم شوی وقتی نمی‌دانیم قدرت را ارث تو میسازد رضا را ضامن آهو معصومه از تو دارد آداب کرامت را تو آشنایی با غل و زنجیر، میفهمی احوال محبوسان بی مهدی زهرا س را حالا که محتاجیم، موسی باش، کاری کن با آن عصا بشکاف! نیل غصه های ما بهمن ۱۴۰۳ سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
سرتو کی بریده رگاتو کی دریده بابای خوشگل من موهات چرا ژولیده قربون ریشات برم که خون بهش پاشیده سرت تو دامن من شبیه یک قصیده برات روضه میخونم از دیده و شنیده بابا ! عذابم دادن این لشکر دریده گوشوارمو حرومی از تو گوشام کشیده دلم که تنگت میشد بهم میزد کشیده خارا تو پاهام می‌رفت چند تاش به پام چسبیده می افتادم از شتر کبودم و تکیده بابا اصغرو ندیدی آخه هیچکسی ندیده بریم کنارش بابا حتما داداش خوابیده کی بغلم میکنی؟ سه ساله ات ترسیده خرابه جای من نیست وقت رفتن رسیده؟ ش.و برای سه ساله امام حسین ع سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
تعزیه حضرت قاسم قاسم : منم گوهر پور حیدر ،حسن منم شیر درنده کارزار ز جدم گرفتم علوم مصاف تو دست من از جنگ کوته مدار امام حسین(ع) ترا زخمهای پدر یاد نیست کفن چاک چاک و جگر چاک چاک ز کینه ندادند ما را امان که آن پاک در خاک ماوا دهیم ز هر دست و هر نیزه و هر کمان شرنگی به آن پاک طینت زدند و اینک گل نازنین حسن اگر پای بر فرق میدان نهی بگویی تو اصل و نصب ،چون شود؟ همان کینه را بر تو بازآورند چو نامی خودت : قاسم ابن الحسن تو را یادگار حسن ، ای عزیز چگونه برانم سوی دشمنان؟!! قاسم: من از خاندان علی ،شیر نر من از خون دارنده ی ذوالفقار چه غم دارم ار دشمنم چون پدر به تیر و به نیزه بدوزد به دار مگر جانم افزونتر از اکبر است؟ مگر خونم رنگین تر از اکبر است؟ اگر جنگ با دشمنان خداست چه آسوده جانی به دشت بلاست؟!!! پسندم فقط جنگ با دشمن است که خون دادن از بهر دین، بر من است زینب: تو ای میوه مجتبی صبر کن کجا می شتابی گل نورسم؟ بمان بیشتر ،جان عمه! مرو که بی تو شمیم حسن می رود مرا تاب داغی دگر نیست هیچ نرو بی تو آرام من می رود حسین : به جنگیدن عزمیست جزمت به سر چگونه ترا بازدارم ؟پسر!! عمو جان! نگر دشمن کینه توز به کشتن همیت نموده مرو تو ای یادگار برادر بمان به این دشت تفتیده ای جان! مرو .... قاسم (بعد از چند دور زدن دور میدان با موسیقی) الا پادشاه دو عالم ! عمو ندارم به جز جنگ را آرزو اجازه بده تا به قربانگه این مصاف دهم جان خود بهر دین خدا که این خون به اعصار سر بر کند گواهی دهد تک تک خلق را که حق گرچه اندک ولی غالب است ره حق ره پور بوطالب است زینب: مرا داغ بسیار بوده ،عزیز ز پهلوی مادر، ز فرق پدر مگر میتوانم ز خاطر برم؟ حسن را و آن پاره پاره جگر؟ تو دردانه ای،گوهر پاکزاد تویی از پدر ،مجتبی ، یادگار برو جان عمه ،خدا همرهت و پهنای حق باد، جولانگهت حسین: تو عازم شدی سوی دژخیم حق و حق باشدت یار در کارزار برو میوه مجتبی ، قاسمم که شمشیر تو باد چون ذوالفقار قاسم ( ورود به میدان جنگ با آهنگ و شمشیر کشیده) الا دشمن نابکار خدا شما جنگ با پور حق می کنید چگونه عبادت کنید و نماز؟ شما که نبینید در روبرو حسین است ! شاهین دوش نبی حسین است مولای جن است و انس ولایت مقابل و تیغ و سنان کشیدید تا حق به مسلخ برید؟ نگاهی کنیدو ببینید نیک به فرزند زهرا کشیدید تیغ!!!! (دور میدان می گردد) من از نسل حیدر ، من از نسل شیر منم ! قاسمم! نو گل مجتبی به شمشیر و جان ، من ، حمایت کنم ولی زمان را ، چنان مرتضی بیایید تا طعم شمشیر من به تنهایتان مرگ وصلت دهد که جان بر کف و پیش مرگم کنون خدا، اجر من را شهادت دهد جنگیدن: . . . . حسین سرآسیمه جسد را در آغوش میگیرد الا نور دیده عزیز عمو شهادت گوارای این قامتت چگونه بر آرم به روز جزا؟ من از شرم پیش حسن، مجتبی؟ حکیم جهان خالق آسمان ببین چون نوشته سرانجاممان حسن را چنان کشته خویش خواست پسر را چنین پرپر و خون فشان که اسلام باید شود پایدار که اسلام ماند برای جهان و این دین فرخنده ی بی مثال رهاند بشر را زکون و مکان ببین یارب این نوگل پرپر است وقربانی من از پی اکبر است ببین یارب این پیکر پاک را که افتاده در محشر کربلا خدایا پذیر از حسن همرهی همو که نکردست او فرهی خدایا اگرجان از تن دهیم بسی به که دین را به دشمن دهیم که پاینده بادا خط مصطفی که پررهرو باشد. ره مرتضی ره دین ره پارسایی و حق به این تازه خونها بیابد رمق شهادت ! شهادت سلاح حق است و خونهای عاشق! گواه حق است آبان 93 سرعشق اشعارآئینی شراره(زهرا)وقار https://eitaa.com/serreeshgh
تا محرم یک قدم مانده بیا پای عزا روزها بی تاب عاشورا، مکانها کربلا صبح ها از شرح مقتل ترس دارد مضطر است شامها نورانی است از چلچراغ اشکها خیمه ها در اضطرابند و عطش، در التهاب آه ای سینه نباش آرام، این ده روز را ساده میگویم، حسینت ،عشق تو، در مسلخ است شور بر پا کن، بکوب و محشری بر پا نما چشم بی شرمی که سالی در همه جا گشته ای فرصت پاکی رسیده سیل اشکی کن بپا باز هم ما زنده ایم و مهلت عشق حسین ع داده بر ما زندگی، فرصت غنیمت دان، بیا آغاز عزاداری حسینی ۱۴۰۱ ش.و سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
ای دل چه میکنی؟ هر روز عاشوراست و هر مکان کربلا!!! کربلای امروزت را شناخته ای؟ در عاشورای امروزت در کدام لشگر شمشیر خواهی زد؟ نعل اسبهایت را برای تاختن بر اندام شهیدان تازه میکنی یا خلوص نمازهایت را برای تیزتر شدن شمشیرت برای حمایت از دین خدا؟!! حسینت کیست؟ مال نسپرده ای، باغی،عهدی ،اهل و عیالی که پابندت کنند؟!!!!!!!!!!! چه میکنی؟ با حسینت میمانی یا میروی؟!!! یا زبانم لال ! تیر کمانت را با سه شعبه ات آماده میکنی؟ چه میکنی امروز؟!!! تا ندانی در کدام سپاهی...................................... وای بر تو اگر ندانی یا بدانی اما با حسین نباشی سرعشق https://eitaa.com/serreeshgh/10
و آسمان کویری تو را به یاد آورد هزار نور درخشان، ولی جدا از هم ش.و یا علی اکبر حسین سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
رگبار غم زده به دل شیعیان،ببار ای دیده ی به خون سه آقا نشسته ام زهر و رضا و حسن، قصه ی جگر خواهد شکست از غمشان قلب خسته ام آن دختری که حسرت جنات جنت است تلخی زهر کینه یتیمش نموده است افلاک در عزا شده از چشم خیس او من جان و دل بر آتش این داغ بسته ام سر عشق اشعار آیینی شراره(زهرا) وقار https://eitaa.com/serreeshgh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا