معلمان و مشاوران و والدین گرامی ،،،
کنکوریها با انتخاب این رشتههای دانشگاهی مرتبط با هوش مصنوعی، آینده شغلی درخشانی خواهند داشت.
سطح لیسانس:
۱. مهندسی کامپیوتر
۲. علوم کامپیوتر
۳. ریاضیات و آمار
۴. مهندسی برق و الکترونیک
۵. فیزیک
۶. روانشناسی شناختی
۷. زبانشناسی
۸. مهندسی مکانیک (با گرایش روباتیک)
۹. علوم زیستی
۱۰. فلسفه (با تمرکز بر منطق و اخلاق)
سطح فوق لیسانس:
۱. هوش مصنوعی و یادگیری ماشین
۲. علوم داده و تحلیل دادههای بزرگ
۳. امنیت سایبری
۴. روباتیک و سیستمهای خودکار
۵. پردازش زبان طبیعی
۶. بیوانفورماتیک و پزشکی محاسباتی
۷. مهندسی نرمافزار با تخصص در سیستمهای هوشمند
۸. علوم شناختی و هوش مصنوعی
۹. طراحی تعامل انسان و کامپیوتر
۱۰. اخلاق در فناوری و سیاستگذاری هوش مصنوعی
این رشته ها بر اساس میزان ارتباط مستقیم با هوش مصنوعی و فرصتهای شغلی موجود در بازار کار فعلی و آینده تنظیم شده است.
البته بدانید اهمیت این رشتهها میتواند بسته به منطقه جغرافیایی، صنایع غالب و سیاستهای آموزشی کشورها متفاوت باشد.
🌐 @servicelearning
📝 نامه ای از دکتر ویکتور فرانکل
مردی که از زندان آشويتس در لهستان (قتلگاه آدم سوزی) توانست فرار کند، دكتر ويكتور فرانكل اتریشی بود و با توجه به خودكشيها و فجايع زیادی كه با چشم خودش ديده بود روانشناسی بسيار متبحر شده بود مدير مدرسهای فعال بود. او در آغاز هرسال تحصیلی برای معلمان مدرسه این نامه را میفرستاد!
کسی هستم که از یک اردوگاه اسیران جان سالم به در برده است. چشمانم چیزهایی دیده که چشم هیچ انسانی نباید میدیده، اتاق های گازی را ديدم كه توسط بهترين و ماهرترين مهندسين ساختمان ساخته شده بودند. بهـترين و متخصصترين پزشكانی را ديدم كه كودكان را به شكل ماهرانه ای مسموم ميكردند. نوزادانی که توسط آمپول های پرستارهایی مـُردند که بهترين پرستاران بودند، انسانهایی که توسط فارغالتحصیلان دبیرستان ها و دانشگاه ها سوزانده شدند.
به آموزش به این دلیل مَشکوکم. چیزی که از شما میخواهم این است که:
برای انسان شدن دانش آموزان تلاش کنید و تلاش شما موجب تربیت «جانورانِ دانشمند» و «بیماران روانیِ ماهر» نشود.خواندن، نوشتن، ریاضیات و... زمانی اهمیت پیدا میکند که به انسان شدن کودکان کمک کنيد و اين كليد انسان بودن اين كودكان در آينده ميباشد.
پزشك شدن ، مهندس شدن ، متخصص شدن ،كار سختی نيست و ميشه با چند سال درس خوندن بهشون رسيد و چه بسا امروز ما در جامعه هم پزشكان زیادی داريم و هم مهندسين زیادی داريم. اما بزرگترين ثروت ما انسانیت و اخلاق ما هست كه با هـيچ مدركی قابل مقايسه نيست...!
🌐 @servicelearning
بچههای نسل زد به چه چیزهایی فکر میکنند؟ (متولد ۷۹ تا ۸۵ ایران)
گالوپ نتایج یک پیمایش دربارهی نسل z را منتشر کرد.
این نظرسنجی پیامهای مهمی
هم برای معلمان هم برای ما به عنوان والدین،
هم به عنوان کارآفرین،
هم به عنوان افراد جامعه دارد.
✔️هفت اولویت اول این نسل حولِ زندگی شاد و راحت میچرخد
✔️ آخرین اولویت بچههای نسل زد در زندگی، شروع کردن یه کسبوکار است.
✔️حدود نیمی از آنان مایل به داشتن تحصیلات خوب هستند.
✔️کمتر از ۳۰ درصد آنان مایل به بچهدار شدن هستند!
امیدواریم مسئولین هم به این نظر سنجی با نگاهی عمیق توجه کنند.
🌐 @servicelearning
اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه مییابد یا نه اصلاً سراغ فناوری کارخانه و ابزاری که استفاده میکند نروید ؛
اینها را به راحتی میتوان خرید یا دزدید یا کپی کرد ... .
برای دیدن توسعه بروید در دبستانها و پیشدبستانی،
ببینید آنجا چگونه بچه ها را آموزش میدهند مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند.
اگر کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، دارای روحیه گفتگو، تعامل و دارای روحیه مشارکت و کار تیمی بار آورند، اینها انسانها و شخصیتهایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.
👤 داگلاس نورث
✍🏻 برنده نوبل اقتصاد
🌐 @servicelearning
سانسور
در گذشته، سانسور از طريق مسدود کردن جریان اطلاعات به اجرا در می آمد.
در قرن بیست و یکم، از طريق غوطه ور کردن انسانها در سیلاب اطلاعات بی اهمیت و نامربوط عملی میشود.
انسانها واقعا نمیدانند به چه چیزی توجه نشان دهند،
و اغلب وقت خود را صرف بحث و بررسی درباره موضوعات فرعی میکنند.
قدرت
در زمانهای دور، قدرت داشتن به معنی دسترسی به اطلاعات بود.
اکنون قدرت یعنی آگاهی بر اینکه از چه چیز باید چشم پوشید.
📕برگرفته از کتاب انسان خداگونه
✍🏻 يووال نوح هرارى
🌐 @servicelearning
فیش حقوقی میرزا کریمخان یک معلم قاجاری
موسسه مطالعات تاریخ معاصر با انتشار تصویر حکم صادره برای یک معلم کلاس چهارم ابتدایی ، میزان حقوق نامبرده را نیز اعلام کرده است!
این حکم در سال ۱۲۹۸ شمسی و در 105 سال پیش صادر است!
در حکم صادره برای میرزا کریمخان میزان حقوق ماهانه ۲۱۰ قران تعیین شده است!
قران واحد پول دوره قاجار بود و بعدا به ریال تبدیل شد و هر یک قران معادل یک ریال به حساب می آمد!
به این ترتیب حقوق میرزا کریمخان ماهانه ۲۱۰ ریال بوده است!
بر اساس اسناد و مدارک تاریخی قیمت هر متر خانه معمولی در تهران در مقطع زمانی فوق الذکر بین ۱۰ تا ۲۰ ریال بوده است! با حقوق ماهانه می توان یک خانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ متری نقدی خریداری کند..
🌐 @servicelearning
معلم ما رویا نداشت و قصه بلد نبود
سهراب سپهری در «معلم نقاشی ما» (اتاق آبی)، روایتی از سال اول دبستان و تصویری از کلاس درس و معلم آن به دست میدهد که نه تنها غمانگیز است، که درست نقطهی مقابل تعلیم و تربیت بهنجار و کاراست:
دانشآموزان حق نگاه کردن به پاپیز از ورای پنجرهی کلاس را ندارند:
«شکوه بیرون کلاس بر ما حرام بود.
سرهای من تو کتاب بود.
معلم درس پرسیده بود.
و گفته بود: دوره کنید.
نمیشد سربلند کرد. تماشای آفتاب تخلف بود.
دیدن کاج حیاط جریمه داشت؛ از نمرهی گرفته، دو نمره کم میشد.»
سپهری معلم را «آدمی بیرؤیا» توصیف میکند که «قصه بلد نیست»
و در حضور او خیالات سهراب «چروک میخورد.
وقتی وارد کلاس میشد، ما از اوج خیال میافتادیم.
در تن خود حاضر میشدیم.
پرهای ما ریخته بود…
ترکهی روی میز ادامهی اخلاق او بود.»
سپهری از روزی یاد میکند که مثل همهی بچهها، بدون حاضر کردن درس، سرش در کتاب است.
درس را از بَر است.
با این وجود، «میان عبارات کتاب هیچ رابطهای نبود.
کتاب آلبوم پریشانی از کلمات و مفاهیم بود.
شبیه مغز منتقد امروز. و چنین بود همهی کتابهای درسی ما.»
سهرابِ هفتساله شاگرد اول کلاس است،
ولی به خاطر نقاشیکردن از معلم کتک میخورد و ملامت میشنود.
او از ترسِ خود شاگرد اول است،
مرتب است چون مرتب بار آمده و پریشانی او را میترساند:
«من نظم را کف نمیدادم. خطا را هم منظم مرتکب میشدم.»
برای او نقاشی سرکوب تکرار بیهودهی درس است:
«من اول درس را میخواندم.
زیاد هم میخواندم. تا سرحد نفهمی و منگی.»
نتیجه معلوم است:
«من شاگرد خوبی بودم اما از مدرسه بیزار. مدرسه خراشی بود به رخسار خیالات رنگی خردسالی من.
مدرسه خوابهای مرا قیچی کرده بود.
نماز مرا شکسته بود.»
مواد درسی فاقد محتوای مناسب و کارکرد بایستهی خودند:
«هر مادهای هم که بود، بیمعنی بود.
معنی کجا و فرهنگ نااهل. هرچه بود از بر میکردیم.
شاگرد کیسهی زباله بود. درس در او خالی میشد…
آموزش جدا بود از زندگی. کتاب تفالهی واقعیت بود…
و کتاب مخاطب نداشت. خود مخاطب خود بود.»
درست همین وضع و روح فرهنگکش و دانشستیز حاکم بر آن را، غالبا و هنوز، در تمام سطوح آموزشی دانشگاه و حوزه، میتوان سراغ گرفت. یعنی «آموزش» به شیوهای که جدا از «اندیشیدن» فهمیده میشود.
📌برگرفته از نوشتهای از مهدی خلجی با ارجاع به کتاب اطاق آبی
🌐 @servicelearning
چالش جوانان نییت (NEET) در ایران
اخیرا توجهم به مفهوم نیت جلب شد. ،NEET که مخفف عبارت زیر است.
" Not in Education, Employment, or Training "
فردی است که بیکار است و آموزش یا آموزش حرفه ای دریافت نمی کند.
جوانانی که نه درس میخوانند،
نه به دنبال شغلاند و نه مهارتی میآموزند،
طی سالهای اخیر بهدلیل افزایش جهانی جمعیتشان با عنوان «نیتها» (NEET) مشهور شدهاند.
ایران طی سالهای اخیر با رشد چشمگیر این گروه از جوانان، رتبه بالایی در آمارهای جهانی کسب کرده است و همین امر نگرانی جامعهشناسان را در پی داشته است.
اگرچه در جوامع مختلف بازه سنی نیتها متغیر است،
اما در نمودارهای جهانی بهطور معمول افرادی نیت خوانده میشوند که در محدوده سنی ۱۶ تا ۲۴ قرار دارند که نه تمایلی به تحصیل دارند و نه علاقهای به یافتن شغل مناسب برای خود. این موضوع تامین هزینههای زندگی آنها را بعهده والدین میگذارد.
آنچه این پدیده را در ایران مورد توجه قرار داده افزایش آماری آن طی سالهای اخیر است. براساس برخی آمارها در سال ۱۳۹۷ دستکم ۳۰ درصد از جوانان ۱۵ تا ۲۴ساله در این گروه قرار داشتند.
آمار منتشرشده نشان میدهد که ایران پس از برخی کشورهای آفریقایی بالاترین آمار نیتها را دارد.
🌐 @servicelearning
گل میروید به باغ، گل میروید...
یک گلفروش در رومانی با انتشار این تصاویر به استقبال سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس رفت.
🌐 @servicelearning