به نام پدران آسمانی ❤️
هدیه به رفتگان
با خواندن یک آیه در این ختم قرآن مشارکت نمایید
https://khatmnoor.ir/khatm/2778
🌐 @servicelearning ☘☘
هیچوقت به دانش آموزان نگین «تو باهوشی».
بجاش بگین «تو سختکوشی».
چون اگه بگین باهوشی و بچه نتونه یه مسئلهای رو یاد بگیره، اعتمادبنفسش رو از دست میده.
ولی وقتی می گین تو سختکوشی، اگه جایی شکست خورد، میذاره پای کمگذاشتن خودش و دوباره با قدرت بیشتر انجامش میده!
🌐 @servicelearning ☘☘
فلسفه *« الا کلنگ »*
اثبات *بزرگی* کسی است
که *فرو* می نشیند تا دیگری *پرواز* را تجربه کند
🌐 @servicelearning ☘☘
ثمینه باغچهبان ☘
(اسفند ۱۳۰۶ در تبریز) دختر جبار باغچبان
نویسندهٔ کودک و نوجوان اهل ایران است.
دو کتاب «پل چوبی» و «نوروزها و بادبادکها»
از کتابهای برگزیدهٔ شورای کتاب کودک است.
ثمینه باغچهبان، پس از مرگ پدر مسئولیت آموزشگاه باغچهبان و ریاست جمعیت کر و لالها را بر عهده گرفت.
همچنین در ۱۳۵۰ مسئول برپایی سازمان ملی رفاه ناشنوایان و در ۱۳۴۵ مدیر امور بالینی و دوره تربیت متخصص شنوایی سنجی و رابط ناشنوایان در دانشگاه ملی شد.
ایشون در آستانه ۱۰۰ سالگی زنده، در بین ما در تهران در آپارتمانی استیجاری زندگی می گنند.
🌐 @serviclearning ☘☘
ثمینه باغچه بان، همیشه معلم 💕
داستان جالب و تامل برانگیز زندگی او را صوتی از اینجا بشنوید ،
🌐 @servicelearning ☘☘
از کتاب 《فلسفی زیستن، جوناس سالز جيير》
تنها کسی که زندگی را بر شما حرام میکند، خودتان هستید.
این شمایید که مجال میدهید چالشهای ناخوشایندی که زندگی پیش رویتان قرار میدهد، بر احوالات درونی شما چیره شوند.
🌐 @servicelearning ☘☘
این شعر تامل برانگیز را محصلان مکتب خانه ای می خوانند که میرزا حسن رشدیه در آن تحصیل می کرد.
مفهوم شعر نشان دهنده ظلم و ستم مکتبدار به محصلان بود
چهارشنبه کنم فکری
پنج شنبه کنم شادی
جمعه می کنم بازی
ای شنبه ناراضی
پاها فلک اندازی
چوب های آلبالو
پاهای خون آلو
سال 1241 شمسی مکتب خانه ای در محله چَرَنداب تبریز
🌐 @servicelearning ☘☘
🔔🔔🔔
فلسفه جالب زنگ تفریح در ایران
در زمان قاجار میرزا حسن رُشدیه اولین مدرسه نوین را در تبریز تاسیس کرد.
ُرُشدیه به جهت وقفه در ساعات آموزش ۱۰ تا ۱۵ دقیقه وقت استراحت را با صدا در آوردن زنگ به دانش آموزان اعلام می کرد.
این صدای زنگ برای خانواده های سنتی یاد آور ناقوس کلیسا بود. رُشدیه از ترس حمله و تخریب مدرسه به فکر تغییر سیستم زنگ تفریح افتاد.
به این صورت که به جای زنگ تفریح یکی از دانش آموزان مدرسه با صدای بلندشعر میخواند:
الا ای عزیزان دشت صباوت
بروید از برای سیاحت ، ( صباوت یعنی کودکان)
دانش آموز بعد از یک ربع شعر دیگری می خواند تا بچه ها به صف شوند و به کلاس بروند
هر آن کو پی علم و دانایی ست
بداند وقت صف آرایی ست
💫💫💫💫
🌐 @servicelearning ☘☘
به یاد آسمانیها 📖
با خواندن یک آیه در این ختم قرآن مشارکت نمایید 💫
https://khatmnoor.ir/khatm/2778
🌐 @servicelearning ☘☘
مقایسه جالب آموزش فرزندان ایران و کانادا در ۱۳۰ سال قبل...
از زبان ابراهیم خان صحافباشی؛
✔️مردم ويكتوريا(کانادا) آموختن به دیگری را یکی از شرافات انسانی میدانند.
✔️چنان چه در هر ده کورهای چندین مکتب مجانی برای اطفال مهیا کردهاند
✔️چه دختر و چه پسر از سن پنج سالگی به مکتب میرود
✔️طی دوازده سال همه چیز را میداند و لایق به هرکاری هستند.
▪️بچه های ما ایرانیان بیچاره نیز تا پانزده سالگی آقاموچول هستند
▪️ و بعد هم با همان وضعیت ازدواج می کنند!
▪️یک گاو نری را جفت می کنیم با ماده خری
▪️و متوقع هستیم که اولاد اینها همه چیز بفهمند!
▪️دختر را در قفس پرورش می دهیم
▪️ و به جز خوردن و خوابیدن چیز دیگرش نمی آموزیم.
▪️یعنی چیزی نداریم که بیاموزیم!
▪️زمانی هم که به شوهر می رود هر شب در جنگ است
▪️و می گوییم چرا با شوهرش سازش ندارد
▪️و حال آن که تحمل زنهای ایران و مظلوم بودن شان بیش از مردها هست.
▪️افسوس که ما مردم لذت خوراک و تفریحات غیر را بیش از ترقی و تربیت فهمیده ایم...!
🌐 @servicelearning 🍀🍀