3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همکلاسی ها بعد ۴۰ سال دور هم جمع شون
جالبه که معلمشونم پیدا کردن
🌐 @servicelearning
عمل مبتنی بر گفتگو
گفتگو بدون تواضع و فروتنی نمی تواند وجود داشته باشد.
نمی توان هنگامی که خود را بالاتر از دیگران تصور می کنید با آنان گفتگو کنید .
گفتگو مستلزم ایمان به تواضع و فروتنی است.
ایمان شرط اولیه برای گفتگو می باشد
نمی توان خود را بالاتراز دیگران و صاحب و دارنده حقیقت ودانایی دانست و آن وقت به گفتگو پرداخت .
برای گفتگو باید ایمان وجودداشته باشد ناامیدی شکلی از سکوت است و به معنای انکار و نادیده گرفتن جهان و فرار کردن از آن است
نکاتی که می توان در عمل مد نظر
قرار داد ( پائولو فریره)
۱.بردبار گشوده و نقاد باشید.تدریس انتقال صرف دانش نیست.
۲.به تفاوت در ایده ها و مواضع احترام بگذارید
۳.به دانش و اطلاعات عوام و توده مردم ،
محتوای فرهنگی و ....احترام بگذارید .این کار نقطه عزیمت به سوی دانشی است که یادگیرندگان به وسیله آنها دنیا را می سازند
۴.به یادگیرندگان احترام بگذارید.
🌐 @servicelearning
ده ویژگی معلمان امروزی از دیدگاه یونسکو
۱- معلمان موفق امروزی آماده اند بگویند : ما نمی دانیم اما با هم می آموزیم
۲- معلمان امروزی می دانندکه در وهله نخست معلم دانش آموزان هستند نه معلم کتب درسی
۳- معلمان فقط عرضه کنندگان دانش نیستند بلکه تسهیل گر روند یادگیری اند
۴- معلمان موفق امروزی می دانند که اثرگذاری بر دانش آموزان بی انگیزه نیز از اهداف مهم آنهاست
۵- معلمان موفق امروزی می دانند زنگ تفریح و بازی حق مسلم کودکان است
۶- معلمان موفق امروزی می دانند برداشتن دیوارهای میان کلاس درس و جامعه از اهداف آنهاست
۷- معلمان موفق امروزی می دانند کلید قرن اخیر یادگیری مداوم است
۸- معلمان موفق امروزی می دانند باید فرصت های مناسب برای احساس امنیت در دانش آموزان فراهم نمایند
۹- معلمان موفق امروزی می دانند سهم هر دانش آموز از یادگیری اهمیت دارد
۱۰- معلمان موفق امروزی می دانند آنها علاوه بر نیازهای علمی نیازهای معنوی و اخلاقی هم دارند.
🌐 @servicelearning
مدارس تیزهوشان
مدارس تیز هوشان نزدیک به هفت دهه پیش در آمریکا راه افتاد و کفایت آن حدود سی سال پیش اعلام شده.
یعنی مربیان تربیتی فهمیدند که این مدارس معایب اش بیش از منافع آن است.
از عیوب آن :
اول از همه ایجاد روحیه رقابت ( ونه سبقت سالم)
در این گونه مدارس اکثرا باعث پدید آمدن بیماری ها و افسردگی ها و حتی خود کشی شده است.
به تبع رقابت جویی و منحصر بفرد گرایی در این مدارس،
روحیه مشارکت در دانش آموزان آن پایین بوده است.
عدم فروتنی محصلان این مراکز هم برای خودشان و هم برای دیگران مایه ی درد سر بوده است.
( مجددا ذکر کنم من منکر تربیت والدین زیرک نیستم،
چه بسا ما در همین مرکز شاگردانی از همین مدارس داریم که متواضع تر از بقیه هستند ولی من میانگین مشاهداتم را عرض میکنم)
تربیت یافتگان این مدارس خود را متعلق به طبقه خاص میدانند و در اصطلاح برای خود "طبقه" قائل هستند.
این نگاه در اول، از آنها تافته جدا بافته از خانواده و جامعه می سازد( که کلید مهاجرت و فرار مغزها از همین جا رقم می خورد)
اگر قرار بر این باشد که محصلان این مراکز، بنا به دلایلی از یک مدرسه دیگر استفاده کنند اگر با طبقه آنان نخواند ممکن است به افسردگی و وازدگی شدید دچار شوند.
متعاقب این نگاه که برتری را در مورد خود یک واقعیت اساسی شمرده اند مواردی بوده که به دلیل اخذ رتبه های پایین بعضی از محصلان این گونه مدارس در کنکور سراسری با توجه به ملامت های اطرافیان عواقب دشواری نیز به وجودآمده است.
محصلان این مراکز گویی کتاب "بی شعوری" را خوانده اند و تحت تاثیر اش، تقریبا همه را به نحوی به بی شعوری در فکر و ذهن شان محکوم میکنند.
من با بعضی از این محصلان الان رو در رو هستم که به دلیل تمرکز بر بعضی از دروس، فقط جهان را از آن طریق مشاهده می کنند. به زبان ساده بگویم که احاطه و نمره آوری ایشان در بعضی از دروس به آنها چنان اعتماد به نفسی داده که بعضا حتی بدیهی ترین امور را با روش خودشان انکار میکنند.
من گاهی برای انکه به این افراد بفهمانم در حال سفسطه هستند باید از مثال های ریاضی استفاده کنم تا بفهمند.
در این مدارس خاص به دروس ادبیات، هنر و علوم انسانی اصلا توجه نمی شود.
این بی توجهی عواقب دشواری را در توسعه ی مفاهیم و معانی انسانی و الهی ایجاد خواهد کرد.
اکثر شاگردان من که در آن مدارس بوده اند میانه شان با هنر، ادبیات، روابط اجتماعی و عاطفی وگذشته ی تاریخی شان خوب نبوده است.
آنها گویی با هویت خویش بیگانه بوده اند چون مجموعه دروس فوق که در برنامه درسی موسوم به " میراث فرهنگی" است نادیده گرفته شده است.
این گروه افراد، لقمه های چرب و نرم و ارزانی هستند که بتوانند در دانشگاههای خارجی بیگاری کنند.
(منکر این نیستم که بعضی از فرهیختگان ما در دانشگاههای خارجی رشد و نزج گرفته اند و کارکرد علمی شان برای بشریت مفید بوده است ولی واقعیت این است که اکثر مهاجرت کنندگان فقط در یک بخش محدوی بالنده بوده اند و شاید بالندگی علمی آنها در کشور ما بیشتر و بهتر می بود.)
دانستن مطالب فوق حداقل فایده ایی که دارد آن است که شما "آموزشِ" بعضی از دروس را به مدارس بسپارید ولی "پرورش" را خودتان شخصا با استفاده از مطالعه و مشاوره به عهده بگیرید.
ادامه را در تلگرام بخوانید https://t.me/dialogueschool_ir
🌐 @servicelearning
«هَمّ» ما چیست؟
منظور از هَمّ یعنی چیزی را مهم ، غایت و هدف دانستن به نحوی که تمام همّت مان را برایش به کار بگیریم.،
مثلا هَمّ یک چارپا، چریدن و جستجوی آب و علف است یا هَمّ یک مرغ، آب و دانه است.
همّ یک معلم، یاد دادن است،
اگر کسی لقب معلم دارد ولی هَمِّ او یاد دادن نیست،
باید در معلم بودن او تردید کرد.
همّ دانش آموز و یا دانشجو یادگیری و پژوهش است.
اگر نیک بنگریم هَمّ کودکان قبل از آنکه در دایره های آموزشی بزرگترها محدود شوند، نیز یادگیری است.
کافی است به هَمّ مردم بنگریم تا آنها را بشناسیم.
همّ یک مربی، تربیت است، ممکن است از او بپرسیم: ای مربی هَمّ تو، کدام تربیت است؟ تربیتِ جسم؟ تربیتِ حس؟ تربیتِ حافظه؟، تربیتِ فکر؟ کدام نوع از فکر،؟ تربیتِ خیال؟، تربیتِ عقل، تربیتِ دین؟ ، تربیتِ بندگی؟
🔹امیرمؤمنان(ع) در نامه به یکی از مدیرانش در بصره(عثمان بن حنیف) نوشت، مبادا جزو کسانی باشی که چونان گوسپند هَمّ شان فقط علف شان است،( آفريده نشده ام كه غذاهاى لذيذ و پاكيزه مرا سرگرم سازد، چونان حيوان پروارى كه تمام (هَمّ)همّت او علف، و يا چون حيوان رها شده كه شغلش چريدن و پر كردن شكم بوده، و از آينده خود بى خبر است؛ [نامه54])
به راستی هَمّ ما چیست؟
همّ ما موفقیت است؟ موفقیت در چه امری؟ اصلا خود موفقیت چیست که هَمّ ما باشد؟
بهتر است این واژه را به دایره ی واژگانی خودمان بیفزاییم و گاه این سوال را بپرسیم که هَمّ ما چیست؟
🌐 @servicelearning
آمادگی برای گفت و گوها
آیا قبل از هر گفت و گو آمادگی لازم است یا لازم نیست؟
اگر در گفت و گو حرفها از قبل آماده باشد روی گوش دادن چه اثری خواهد گذاشت.
به داستان قدیمی ولی عمیق از جلال الدین بلخی توجه کنید:
شخصی برای عیادت بیمار ناخوش احوالی میرفت چون گوش های او خوب نمی شنید و دلش نمیخواست کسی پی ببرد
برای همین با خود گفت به بیمار که سر میزنم از حال او می پرسم و او می گوید:
خوب هستم، بالطبع من هم پاسخ میدهم خدا را شکر، سپس می پرسم طبیب تو کیست و او خواهد گفت فلان طبیب و من هم از آن طبیب تعریف خواهم کرد. از داروی او نیز خواهم پرسید و...
او به بالین بیمار رسید.
به او گفت: انگار حالت بهتر است؟
بیمار پاسخ داد: اصلا حالم خوب نیست..
_خدا را شکر، خدا را شکر. دکتر تان کیست؟
بیمار که عصبانی بود پاسخ داد:
عزراییل!!!!
_چه خوب؛چه خوب، واقعا طبیب حاذق و کار بلدی است.
دارو چه داده؟
بیمار که از این برخورد به هم ریخته بود گفت:
زهر مار و زهر حلاهل می خورم.
_این داروی موثری است. حتما ادامه دهید.
و...
طنز تلخ بالا نماینده بحث هایی است که طرفین، حرف های یکدیگر را گوش نمیدهند و به جای آنکه مسأله و موضوع بحث را از قبل آماده کنند فقط پاسخ هایی به سوالات فرضی خود آماده میکنند.
در این شرایط گوش دادن آنها به شدت کاهش پیدا میکند در حالیکه گوش دادن فعال یکی از عناصر اصلی گفت و گو است.
در مورد گوش دادن تعمق بیشتر کنید.
🌐 @servicelearning
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادگیری و آموزش
در کهنسالی هم قشنگیای خودشو داره 😍
🌐 @servicelearning
اگه معلم، مربی، یا والدین دانش آموز هستید
اقتصاد رفتاری را بدانید
اقتصاد رفتاری (behavioral economics)
در ابتدا یه ماجرای جالب از اقتصاد رفتاری بخوانیم
ماجرا معروف به «آزمایش مهدکودکِ اسرائیل»
(Israeli kindergarten experiment).
مهدکودکهایی در اسراییل این مشکل رو داشتن که تعدادی از مادر/پدرها دیر میومدن دنبالِ بچهها.
برای رفع این مشکل تصمیم میگیرن برای کسایی که بیش از ده دقیقه دیر میکنند یه جریمهی نقدیِ کوچیک بذارن.
نتیجه این میشه که تعدادِ والدینی که دیر میومدن دو برابر میشه!
علتش هم اینه که دیگه احساسِ گناه نمیکردن
و فکر میکردند دارن پولش رو میدن.
در نتیجه جریمه رو برمیدارند
که به همون وضعیت اول برگردند.
اما والدین همچنان همون دوبرابر دیر میومدن.
یعنی رفتارشون به رفتار قبلی بازنگشت!
یکی از دلایل این رفتار،
عوض شدن نوع رابطه است
تغییر از رابطهی انسانی به رابطهی اقتصادی
وقتی مردم احساسِ گناه میکردن از دیر رفتن،
این نوع رابطه انسانی بود،
ولی وقتی صحبت پول اومد وسط،
نوعِ رابطه به اقتصادی تغییر کرد.
و معمولا وقتی رابطهای به نوعِ اقتصادی تغییر میکنه،
سخت میشه اون رو به رابطهی انسانی برگردوند.
در مورد ماجرای مهد کودک و مسائل مشابه میتونین کتابِ Freakonomics بخونین.کتاب خوبی در این زمینه هست
🌐 @servicelearning
اصطلاح مثلث برمودا
در ذهن و فکر ما یک مثلث برمودا کشف شده است که زوایای آن عبارت است از:
نمیتوانم
نمیگذارند
نمیشود
روانشناسان از نظر یکی از ویژگیهای شخصیتی،
انسانها را به دو دسته تقسیم میکنند:
گروه اول شامل کسانی که معتقدند
آنچه بر سرنوشت آنها موثر است و مسیر زندگی آنها را تعیین می کند خیلی در اختیارشان نیست.
آنها ،گاهی تقدیر و گاهی دیگران را سازنده سرنوشت خود می دانند.
گروه دوم که باور دارند
تا حد قابل توجهی بر سرنوشت خود موثرند
و می توانند آن را طراحی کنند.
روانشناسان همچنین به تجربه دریافتهاند که گروه دوم موفقترند،
چرا که ریشه مسائل و موانع سر راه را در خودشان جستجو میکنند،
لذا به دنبال راه حل میگردند،
آن را مییابند و به اجرا در میآورند.
این نگاه که ما بر سرنوشت خود تاثیر داریم ابتدا بر رفتار و سپس به تدریج بر شخصیت ما اثر میگذارد و ما را خوشبینتر و موفقتر میکند.
📝 دکتر بهزاد ابوالعلائی
🌐 @servicelearning
ویژگی مدارس (های اسکوپ)
High Scope
مدارس «های اسکوپ» بر پایه رویکرد های اسکوپ بنا شدهاند که یادگیری فعال و پویا را برای کودکان ترویج میکند.
✔️ تمرکز بر یادگیری فعال.
✔️ توجه به علایق و انتخابهای کودکان.
✔️ تاکید بر رشد مهارتهای حل مسئله و تفکر انتقادی.
✔️ استفاده از فناوری در آموزش.
✔️گروههای سنی فشردهتر.
✔️نظام ارزشیابی دقیق
✔️ توجه به نیازهای ویژه.
🌐 @servicelearning
انسان متمدن بودن را به دانش آموزان و فرزندانمان آموزش دهیم
انسانِ متمدن کسی است که در تنهایی احساس تنهایی نکند.
فرزندم تو باید برای خودت یک دنیای درونی داشته باشی
و همچنین تکیهگاههای ثابت روحی و فکری!
یعنی در عین حال که در میان مردم زندگی میکنی خودت را کاملا از آنها بینیاز بدانی.
مردم هیچ به ما نمیدهند که ما خودمان از بهدست آوردنش عاجز باشیم!
بیشتر اوقات از مردم، فقط رنج و ناراحتی و سر و صدا نصیب آدم میشود!
🌐 @servicelearning
ذهنیت خرچنگی
(Crab mentality)
«اگر من نمیتونم چیزی را داشته باشم، بقیه هم نباید داشته باشند!»
چرا خرچنگی؟
دیده شده خرچنگ هایی که تو سطل گیر افتادند و نمیتونن فرار کنند،
نمیگذارند خرچنگی که میتونه فرار کنه، موفق بشه!
منبع: bit.ly/38KQMQv
🌐 @serviclearning