eitaa logo
(سرویس لرنینگ)مجله آموزشی
1.4هزار دنبال‌کننده
472 عکس
197 ویدیو
14 فایل
servicelearning @Serviclearning
مشاهده در ایتا
دانلود
مهد پرورش خرد، آغوش عقل نیست، بلکه دامان عشق است. نهال خرد باید در کوزه عشق کاشته شود و با احساسات آبیاری گردد. ((موریس مترلینگ)) 🌐 @servicelearning
کاش با معجزه ایی برخیزی
والدین گرامی هنگام ثبت نام مقطع بالاتر تحصیلی فرزندتان به یاد داشته باشید برخی از دانش آموزان بسیار باهوش و بااستعداد هستند اما تحت فشار زیاد عملکرد خوبی ندارند، پس مدارس خاص مثل تیزهوشان برای این دانش‌آموزان مناسب نیست. 🌐 @servicelearning
مدرسه تا چه زمانی موضوعیت دارد؟ دکتر مهرمحمدی پاسخ می‌دهد: تا زمانی که والدین حضور فرزندشان را در مدرسه یک مزیت بدانند، مدرسه موضوعیت خواهد داشت. تـا زمانی کـه والدین بـر اساس تحلیـل و تعریف خودشان حضـور فرزندشان را در مدرسه به عنـوان یـک اتفاق سازنده و رشـد دهنده در جهت کمک بـه پـرورش علایق و اسـتعدادهای آنها بدانند، مدرسه موضوعیت خواهد داشت، و اگـر والدیـن تصـور کننـد کـه حضـور فرزندشـان در مدرسـه یـک مزیـت محسـوب نمی شـود، متوسـل بـه راهکارهـای دیگـری مثـل "هـوم اسـکولینگ" می شـوند.    🔗 مطالعه متن کامل در: https://farsnews.ir/TrainingWindow_Life/1715576505107065707 پنجره تربیت فارس https://farsnews.ir/TrainingWindow_Life
از فریاد زدن پرهیز کن برای حل یک حادثه طوفانی در کلاس به فریاد زدن پناه مبر زیرا این کار هم انرژی تورا می کاهد ، هم  شأن و مقام تو را نزد دانش آموزان پایین می آورد و ارزش تو به صورتی غیر شایسته برای آنها جلوه خواهد کرد. شما می توانید برای حل این بحران روش های زیر را انجام دهید: الف) بایست و منتظر بمان به صورتی که در چشمان خود نگاه تندی داشته باشی. ب) صدایت را پایین بیاور تا جائی که شنیدن آن برای دانش آموزان سخت باشد و مجبور به سکوت گردند. ج) بایست و به کسی که او را خطاب قرار می دهی برای چند ثانیه نگاه کن ولی این کار ر ا طولانی مکن چرا که با این کار فرصت را به دیگران خواهی داد. د) دو دستت را برای ساکت کردن دانش آموزان به آرامی بالا بیاور و در نهایت پس از این مراحل در صورت عدم نتیجه مجبور به بالا بردن صدای خود با عبارت کوتاه و سنجیده ای خواهی گشت بعد از آن دوباره صدایت را پایین بیاور. 📗از کتاب صد روش کلاس داری، نوشته جان نیونگ 🌐 @servicelearning
دیسیپلین بزرگترین راز موفقیت را به دانش آموزان اینگونه آموزش دهید بچه های عزیز می‌دونید دیسیپلین چیه؟ وقتیه که خسته ای و می‌خوای ساعتتو خاموش کنی و بگیری بخوابی؛ اما بلند می‌‌شی و هرکاری که لازمه رو انجام می‌دی بعد میخوابی. دیسیپلین وقتیه که تو کاری رو که براش حس و حال نداری و توان انجامشو نداری، ولی باید انجام بدی رو هر طور شده انجام می‌دی. پس بعداً می‌تونی هرچیزی رو از زندگی می‌خوای به دست بیاری. دیسیپلین بزرگ ترین راز  برای رسیدن به هدفه. دنبال انگیزه نباش، دیسیپلین داشته باش. 🌐 @servicelearning
تعداد کامپیوترهای موجود در کشور غنا آنقدر کم است که کامپیوترها به صورت نوبتی در مدارس جابجا می شوند. عدم استفاده از تکنولوژی روز آموزشی و مدارس هوشمند در این کشور باعث ناکارآمدی سیستم آموزش شده است. 🌐 @servicelearning
آمادگی برای گفت و گوها آیا قبل از هر گفت و گو آمادگی لازم است یا لازم نیست؟ اگر در گفت و گو حرفها از قبل آماده باشد روی گوش دادن  چه اثری خواهد گذاشت. به داستان قدیمی ولی عمیق  از جلال الدین بلخی توجه کنید:       شخصی برای عیادت بیمار ناخوش احوالی می‌رفت چون گوش های او خوب نمی شنید و دلش نمی‌خواست کسی پی ببرد برای همین با خود گفت به بیمار که سر میزنم از حال او می پرسم و او می گوید: خوب هستم، بالطبع من هم پاسخ می‌دهم خدا را شکر، سپس می پرسم طبیب تو کیست و او خواهد گفت فلان طبیب و من هم از آن طبیب تعریف خواهم کرد. از داروی او نیز خواهم پرسید و... او به بالین بیمار رسید. به او گفت: انگار حالت بهتر است؟ بیمار پاسخ داد: اصلا حالم خوب نیست.. _خدا را شکر، خدا را شکر. دکتر تان کیست؟ بیمار که عصبانی بود پاسخ داد: عزراییل!!!! _چه خوب؛چه خوب، واقعا طبیب حاذق و کار بلدی است. دارو چه داده؟ بیمار که از این برخورد به هم ریخته بود گفت: زهر مار و زهر حلاهل می خورم. _این داروی موثری است. حتما ادامه دهید. و... طنز تلخ بالا نماینده بحث هایی است که طرفین، حرف های یکدیگر را گوش نمی‌دهند و به جای آنکه مسأله و موضوع بحث را از قبل آماده کنند فقط پاسخ هایی به سوالات فرضی خود آماده می‌کنند. در این شرایط گوش دادن آنها به شدت کاهش پیدا می‌کند در حالیکه گوش دادن فعال یکی از عناصر اصلی گفت و گو است. در مورد گوش دادن تعمق بیشتر کنید. 🌐 @servicelearning
به دانش آموزان و فرزاندان مجال حرف زدن دهیم بخوانیم حکایتی از کتاب الهی نامه عطار نیشابوری روزی پیرمرد فقیری برای گرفتن حاجتی به نزد فضل بن‌ ربیع می رود و در حین بیان درخواست به طور ناخواسته با عصای خود به پای فضل ضربه ای سخت وارد می آورد،  اما فضل در آن لحظه به روی خود نمی آورد و گفتگوی خود را با پیرمرد ادامه می دهد. پس از رفتن پیرمرد یکی از کسانی که حاضر در مجلس بود می پرسد : "چرا سکوت کردید؟" فضل می گوید :" ترسیدم اگر به او بگوییم، او خجل شود و گفته های ذهن خود را نتواند بر زبان بیاورد ." 🌐 @servicelearning